کپسول بومن


فرایند تشکیل ادرار و تخلیۀ آن


ادرار :

ادرار در واقع تشکیل شده از مواد دفعی بدن که تجمع بیش از اندازه آنها درون بدنمان جان ما رو به خطر می‌اندازد این مواد شامل مواد زائد نیتروژن‌دار مثل اوره، اوریک اسید،کراتینین، یون‌های هیدروژن بیکربنات، سدیم و پتاسیم، آب و .... است.

آکادمی کنکور- زیست دهم- تراوش
فرآیند تشکیل ادرار :


فرایند تشکیل ادرار، شامل سه مرحله است که عبارت اند از تراوش، بازجذب و ترشح که هر کدام رو به طور مفصل و توضیح خواهیم داد. 

تراوش:


 تراوش، نخستین مرحلۀ تشکیل ادرار است. در این مرحله خوناب(پلاسما) شامل آب و مواد محلول در آن به جز پروتئین ها، در نتیجۀ فشار خون از کلافک خارج شده به کپسول بومن وارد می شوند. این فرایند را تراوش می‌نامند.پس در تراوش آب و مواد محلول در خون یعنی هم مواد مفید و هم مواد زائد از خون خارج شده و وارد کپسول بومن می‌شوند.( یه جورایی تر و خشک با هم میسوزه)
 ساختار کلافک و ساختار کپسول بومن برای تراوش متناسب شده است. مویرگ های کلافک از نوع منفذ دار هستند و بنابراین امکان خروج مواد از آنها به خوبی فراهم است. (برخلاف یاخته های بافت پوششی مویرگ های مغز که به یکدیگر چسبیده اند و بین آنها منفذی وجود ندارد.)
نکته : مویرگ‌های منفذدار در کلیه ها، غدد درو ن‌ریز و روده وجود دارند. این مویرگها با داشتن منافذ زیاد در غشای سلول های پوششی همراه با غشای پایه ضخیم مشخص می‌شوند که در آن لایۀ پروتئینی، عبور مولکول های درشت مثل پروتئین ها را محدود می‌کند.

شبکه گلومرول

بدیهی است که تمامی مواد موجود در خون نمی‌توانند از مویرگ‌ها عبور کنند :
 پروتئین ها(مثل آلبومین) به علت اندازۀ بزرگی که دارند و همینطور  گلبول‌های قرمز،  چربی‌ها، لسیتین، کلسترول ویتامین‌های محلول در چربی (4 , E و K و1) به طور معمول نمی توانند از این منافذ عبور کنند اما اگر پروتئینی بتواند از این منافذ عبور کند، آن گاه با مانع دیگری روبه رو خواهد شد و آن غشای پایۀ(گلیکوپروتئینی) مویرگ های کلافک است. این غشا در حدود پنج برابر ضخیم تر از غشای پایه در سایر مویرگ هاست و از خروج پروتئین های خوناب جلوگیری می کند. نیروی لازم برای خروج مواد، از فشار خون تأمین می شود.
نکته : خون سرخرگ وابران غلیظ تر بوده و فشار اسمزی بیشتری نسبت به سرخرگ آوران دارد به این دلیل که بسیاری از مواد محلول در خوناب از سرخرگ آوران خارج شده اند ولی در سرخرگ وابران وجود ندارند.البته میزان پروتئین‌ها به طور معمول در هر دو ثابت است.
نکته ترکیبی : یکی از روش‌ها که به مبادلۀ مواد در مویرگ ها کمک می کند جریان توده ای است. در این روش، انتقال مواد از منافذ دیوارۀ
مویرگ ها صورت می گیرد که عامل آن اختلاف فشار میان درون و بیرون مویرگ است. 

 


برای اینکه فشارِ تراوشی به حدکافی زیاد باشد ساز و کار ویژه‌ای برای کلافک در نظر گرفته شده است. قطر سرخرگ آوران بیشتر از قطر سرخرگ وابران است و این، فشار تراوشی را در مویرگ های کلافک افزایش میدهد(شکل رو  به رو)
تذکر : قطر سرخرگ‌های آوران و وابران ثابت نیست و تحت تاثیر برخی مواد می‌تواند کم یا زیاد شود.

شبکه مویرگی

در شبکه‌های مویرگی به طور معمول خون از سرخ رگ وارد مویرگ می‌شود و سپس از مویرگ وارد سیاهرگ می‌شود.(سرخرگ -مویرگ-سیاهرگ)ولی در بعضی موارد استثنائاتی وجود دارد برای مثال در گلومرول دیدیم که سرخرگ آوران، بعد از خود شبکه‌ مویرگی کلاف را ایجاد کرد و به دنبال آن سرخرگ وابران داشتیم که تمامی این موارد دارای خون روشن بودند.(سرخرگ-مویرگ-سرخرگ) با هم مواردی دیگر از این استثناها را بررسی می‌کنیم :
 در کبد انسان شبکه‌ مویرگی بین دو سیاهرگ وجود دارد. و تمامی مویرگ و رگ‌ها خون تیره دارند.(سیاهرگ-مویرگ-سیاهرگ)
 در آبشش ماهی خون تیره توسط سرخرگ وارد مویرگ‌ می‌شود ولی خون روشن از طریق سرخرگ پشتی از اندام تنفس خارج می‌شود.(سرخرگ-مویرگ-سرخرگ)

آکادمی کنکور- پودوسیت

کپسول بومن

 اطراف کلافک را کپسول بومن احاطه کرده است. کپسول بومن شامل دو دیواره است؛ یکی بیرونی و دیگری درونی. دیوارۀ درونی که با کلافک در تماس است، شکاف‌های فراوانی برای ورود مواد به گردیزه دارد.
یاخته‌های دیوارۀ بیرونی کپسول بومن از نوع پوششی سنگ فرشی ساده اند اما یاخته های دیوارۀ درونی آن، به سمت کلافک، از نوعِ خاصّی یاخته های پوششی به نام پودوسیت به معنای یاختۀ پادار) ساخته شده اند.

هریک از پودوسیت ها رشته های کوتاه و پا مانند فراوانی دارد. پودوسیت ها با پاهای خود اطراف مویرگ های کلافک را احاطه کرده اند. بدین ترتیب نه تنها فاصلۀ بین دیوارۀ گردیزه و کلافک تقریباً از بین رفته است، بلکه شکاف های باریک متعددی که در فواصل بین پاها وجود دارد به خوبی امکان نفوذ مواد را به گردیزه فراهم می کند.

 

 

 


تحلیل موشکافانه محل اتصال مویرگ ‌های کلافک و کپسول بومن
آکادمی کنکور - خوناب پلاسما
در شکل رو به رو یک برش طولی از محل اتصال مویرگ‌‌ها و دیواره ‌ی داخلی کپسول بومن را مشاهده می‌کنید. همانطور که در این شکل مشخص است مواد موجود در خوناب ابتدا از مویرگ‌های شبکه مویرگی کلافک عبور می‌کنند. دقت داشته باشید که گلوبول‌های قرمز ، مولکول‌های درشت مثل پروتئین آلبومین، و ... نمیتوانند از این منافذ عبور کنند. با این حال ممکنه برخی از موادی که نباید رد بشوند از این منافذ عبور کنند. موادی که از منافذ مویرگ عبور می‌کنند با سدی به نام غشای پایه رو به رو می‌شوند که در شکل با رنگ آبی مشخص شده است. باقی مواد مانند آمینواسید، گلوکوز و... که از غشای پایه عبور می‌کنند از شکاف‌های تراوشی بینابین رشته‌های پا مانند سلول‌های پودوسیت‌ عبور کرده وارد فضای درون کپسول بومن می‌شوند.

 

 

 

 

جمع بندی شکل کپسول بومن: در داخل کپسول، لایه ها به شرح زیر هستند: از خارج به داخل:

کپسول بومن

 لایه خارجی کپسول بومن (ابتدای گردیزه)- یک لایه ی ساده از بافت پوششی سنگفرشی ساده که در فیلتر کردن مواد ورودی از خون نقشی ندارد.(برخلاف بافت پوششی سنگ فرشی پوست که چندین لایه دارد، یک لایهای است.)

 

 فضای بومن(فضای ابتدای گردیزه) - بین لایه های داخلی و لایه خارجی، که مواد محلول در خوناب پس از خروج از مویرگهای گلومرول و سپس عبور از شکاف های بین پاهای پودوسیتها، وارد این فضا می شود.

 لایه داخلی پودوسیتها که  در  فیلتر کردن و تراوش مواد به داخل کپسول بومن نقش دارند.  این لایه پوششی است که از پودوسیت ها تشکیل شده و دارای ضمایم پا مانند است دقیقا در بالای غشای پایه گلومرولی است. در زیر غشای پایه هم مویرگ های گلومرولی قرار می گیرند.

 

آکادمی کنکور- کپسول بومن

نکته : یاخته های دیوارۀ بیرونی کپسول بومن همانند پوست دارای بافت پوششی سنگفرشی هستند. ولی دیواره داخلی از جنس بافت پوششی سنگفرشی نیست.
نکته : طبق شکل کتاب درسی فاصله‌ی بین سلوله‌ای پودوسیت‌ها بیشتر از فاصله‌ی سلوله‌ای پوششی کپسول بومن است.
نکته ترکیبی (یازدهم): دستگاه های تنفس، گوارش و ادراری  تناسلی با محیط بیرون در ارتباط اند و امکان نفوذ میکروب ها از طریق آنها وجود دارد. سطح مجاری این دستگاه ها را مخاط پوشانده است. به یاد دارید که غشای مخاطی از یک بافت پوششی با آستری از بافت پیوندی تشکیل شده است و مادۀ چسبناکی را به نام مادۀ مخاطی ترشح می کند.
نگاه به آینده : 
در کتاب یازدهم نوشته شده یاخته های پوششی به هم چسبیده‌اند و سدّی را ایجاد می‌کنند. ولی پودوسیت ها که جزو بافت پوششی بوده و از هم فاصله دارند نشان می دهد که استثنا هم وجود دارد. پس نمی‌توان گفت در همه‌ی بافت‌های پوششی سلول‌ها به یکدیگر چسبیده‌اند.

عوامل تاثیر گذار در تراوش :

عوامل تاثیر گذار در تراوش

 

 فشار خون بالای مویرگهای گلومرولی :

نیروی لازم برای خروج مواد از مویرگ های گلومرول، از فشار خون تأمین می شود. پس باید بیایم ببینیم چه عواملی باعث افزایش فشار خون می شوند. هر چیزی که باعث افزایش فشار خون بشه باعث افزایش تراوش هم میشه.

در کتاب یازدهم خواهیم خواند فعالیت اعصاب پاراسمپاتیک باعث برقراری حالت آرامش در بدن می شود. در این حالت، فشار خون کاهش یافته، ضربان قلب کم می شود. بخش سمپاتیک هنگام هیجان بربخش پاراسمپاتیک غلبه دارد و بدن را در حالت آماده باش نگه می دارد. در این وضعیت، بخش سمپاتیک سبب افزایش فشار خون، ضربان قلب و تعداد تنفس می شود.

هورمون هایی که باعث افزایش فشار خون می شود :

آلدسترون : هورمون دیگر بخش قشری فوق کلیه است که بازجذب سدیم را از کلیه افزایش می دهد. به دنبال بازجذب سدیم، آب هم بازجذب میشود و در نتیجه فشار خون بالا می رود.

اپی نفرین و نور اپی نفرین ضربان قلب، فشار خون و گلوکز خوناب را افزایش میدهند.( تاثیرات مشابه اعصاب سمپاتیک در بدن دارد)

اندام هایی که در فشار خون نقش دارند :

بصل النخاع : پایین ترین بخش مغز است که در بالای نخاع قرار دارد. بصل النخاع تنفس، فشار خون و زنش قلب را تنظیم میکند

زیر نهنج(هیپوتالاموس) : که در زیر تالاموس قرار دارد، دمای بدن، تعداد ضربان قلب، فشار خون، تشنگی، گرسنگی و خواب را تنظیم می کند.

غدد فوق کلیه( با ترشح هورمون اپی نفرین و نور اپی نفرین و آلدسترون)

هورمون کورتیزول در فوق کلیه : با شکستن پروتئین های خون فشار اسمزی خون را پایین تر می اورد. به طور کلی افزایش پروتئینهای خون از میزان تراوش میکاهند.

 نفوذپذیری زیاد مویرگهای گلومرولی (البته نسبت به گلبولهای قرمز و مولکولهای درشت مانند پروتئین نفوذناپذیرند.‌‌)

 

 مویرگهای گلومرولی به علت پیچخوردگی سطح وسیعی را برای ترواش فراهم کردهاند.

 افزایش قطر سرخرگ آوران و کاهش قطر سرخ رگ وابران

 

باز جذب:
 در تراوش، مواد براساس اندازه وارد گردیزه می شوند و هیچ انتخاب دیگری صورت نمی گیرد.چون مواد از ۳ تا فیلتر عبور می‌کنند اول منافذ مویرگ کلافک، دوم غشای پایه و سوم شکاف‌های بین پاهای پودوسیت‌ها !

ریز پرز در لوله ی پیچ خورده نزدیک
بنابراین، هم مواد دفعی مثل اوره و هم مواد مورد نیاز بدن وارد کپسول می شوند. مواد مفید دوباره باید به خون بازگردند . این فرایند را بازجذب می نامند. مواد دفعی هم که از طریق لوله مجاری جمع کننده ادرار وارد لگنچه می‌شوند تا بعد از گذر از میزنای و میزراه از بدن خارج شوند.
یاخته های دیوارۀ گردیزه، مواد مفید را از مواد تراوش شده می‌گیرند و آنها را در سمت دیگر خود (به سمت خارج گردیزه یعنی مایع بین یاخته‌ای) رها می کنند. این مواد توسط مویرگ های دورِلوله ای، دوباره جذب و به این ترتیب به خون وارد می‌شوند. به محض ورود مواد تراوش شده به لولۀ پیچ خوردۀ نزدیک، بازجذب آغاز می شود. دیوارۀ لولۀ پیچ خوردۀ نزدیک از یک لایه بافت پوششی مکعبی تشکیل شده است که ریزپرز دارند.

 ریزپرزها سطح بازجذب را افزایش می دهند. به علت وجود ریزپرزهای فراوان در لولۀ پیچ خوردۀ نزدیک، مقدار مواد بازجذب شده در این قسمت از گردیزه، بیش از سایر قسمت هاست. در بیشتر موارد، بازجذب فعّال است و با صرف انرژی زیستی انجام می گیرد؛ گرچه بازجذب ممکن است غیرفعّال باشد مثل بازجذب آب که با اسمز انجام می شود.

 

نکات مربوط به کپسول بومن

نکات مربوط به کپسول بومن

   گلومرول بازجذب نمیکند.

 لایه بیرونی کپسول بومن از بافت سنگفرشی است و لایه درونی از پودوسیتها، ولی بافت لوله های پیچ خورده از یک لایه بافت پوششی مکعبی همراه با ریز پرز تشکیل شده است.

 

 روده باریک نیز دارای ریز پرز است دقت داشته باشید خود ریز پرز ها سلول نیستند و برآمدگی سیتوپلاسمی یک سلول هستند.

 هورمون پاراتیروئیدی  با تاثیر بر کلیه ها باز جذب کلسیم را زیاد میکند، همچنین  این هورمون در استخوان باعث تجزیۀ استخوان شده و کلسیم را آزاد می کند.(نکته ترکیبی با یازدهم)

 

 هورمون دیگر بخش قشری آلدوسترون است که بازجذب سدیم را از کلیه افزایش می دهد. به دنبال بازجذب سدیم، آب هم بازجذب میشود و در نتیجه فشار خون بالا می رود. (نکته ترکیبی با یازدهم)

 دقت کنید واژه «جذب» برای روده باریک استفاده میشود و واژه «بازجذب» تنها برای مواد جذبی در کلیه مورد استفاده قرار می گیرد.

 در طی تراوش و بازجذب مواد از ۳ نوع بافت پوششی عبور میکنند. ابتدا از بافت سنگفرشی یک لایه، دوم از پودوسیتها عبور کرده و وارد نفرون میشوند و سپس از  بافت پوششی مکعبی گردیزه عبور کرده و وارد مایع میان بافتی میشوند تا در نهایت با عبور از بافت پوششی سنگفرشی مویرگها وارد شبکه دوم مویرگی شوند.

 

 

ترشح: 
ترشح در جهت مخالف بازجذب رخ می‌دهد و در آن موادی که لازم است دفع شوند از مویرگ های دورِلوله ای یا خودِ یاخته های گردیزه به درون گردیزه ترشح می شوند. این فرایند را ترشح می نامند. ترشح در بیشتر موارد(نه همیشه) به روش فعّال و با صرف انرژی زیستی انجام می گیرد.
بعضی از سموم، داروها و یون های هیدروژن و پتاسیم اضافی به وسیلۀ ترشح دفع می شوند. ترشح در تنظیم میزان pH خون، نقش مهمی دارد. اگر pH خون کاهش یابد، کلیه ها یون هیدروژن را ترشح می کنند. اگر pH خون افزایش یابد، کلیه بیکربنات بیشتری دفع می کند و به این ترتیب pH خون را در محدودۀ ثابتی نگه می دارد. پس به این ترتیب عواملی که باعث اسیدی شدن یا کاهش pHخون می‌شوند در افزایش ترشح یون هیدروژن از کلیه‌ها نقش دارند. 
نکته :  افزایش سوخت و ساز در بدن ( مثلا به دلیل ترشح هورمون‌های T3 و T4) باعث افزایش تولید 3O2 بیشتر و در نتیجه باعث تولید بی کربنات بیشتر  در خون می‌شود که به این ترتیب با افزایش بی کربنات میزان ترشح این ماده از کلیه‌ها افزایش می‌یابد.
اگر موافقید نگاهی به عواملی که باعث اسیدی شدن خون و کاهش pH می‌شوند نگاهی بیندازیم دونستن این موضوع در حل بسیاری از تست‌ها به شما کمک میکنه :
 
 
عوامل اسیدی کننده

عوامل اسیدی کننده

 بیماری دیابت شیرین به علت افزایش سوخت مولکول های پروتئينی : در بیماری دیابت، یاخته ها مجبورند انرژی موردنیاز خود را از چربی ها یا حتی پروتئین ها به دست آورند که به کاهش وزن می انجامد. بر اثر تجزیۀ چربی ها، محصولات اسیدی تولید می شود. پس در افراد دیابتی pH خون کاهش می یابد و کلیه ها هیدروژن بیشتری دفع می کنند.

 خوردن غذاهای جانوری که پروتئين بیشتری نسبت به گیاهان دارد. با خوردن این غذاها که پروتئین بیشتری دارند و سپس آبکافت این پروتئين ها و تجزیه آنها به آمینواسید ها، محصولات اسیدی بیشتری تولید و از طریق روده باریک جذب خون میشود.

 افزایش بیش از حد هورمون کورتیزول در خون باعث تجزیه پروتئينها میشود.

 در فصل 3 دیدیم که یکی از علل زیان بار بودن کربن دی اکسید این است که می تواند با آب واکنش داده، کربنیک اسید تولید کند و pH را کاهش دهد. این کاهش  pH باعث افزایش ترشح یون هیدروژن از کلیه ها می شود.

 کاهش گلوبول قرمز و هموگلوبین خون :

طبق فصل ۳ کتاب درسی  70 درصد کربن دی اکسید به صورت یون بیکربنات حمل می شود. در گویچه قرمز، آنزیمی به نام کربنیک انیدراز هست که کربن دی اکسید را با آب ترکیب می کند و کربنیک اسید پدید می آورد. کربنیک اسید به سرعت به یون بیکربنات و هیدروژن تجزیه می شود. یون هیدروژن به هموگلوبین میپیوندد و به همین علت، هموگلوبین مانع اسیدی شدن خون می شود.

عواملی که باعث بازی شدن خون میشود :

خوردن غذاهای گیاهی

 
نکته : فرآیند ترشح  کنترل شده است و بر اساس PH خون ، اسیدی - بازی بودن میزان خون رو تنظیم میکنه ولی در تراوش همه‌ی مواد محلول در خون( به جز پروتئين‌ها که درشتند) از خون خارج و وارد نفرون می‌شوند و نمیتونه PH خون رو تنظیم کنه. (تراوش فقط درشت‌هارو سوا میکنه برای خودش یعنی پروتئین‌های خون رو مثل آلبومین و نمیتونه مواد رو بر اساس نوع ماده ‌شیمیایی تفکیک کنه)
نکته : آلبومین در تنظیم pH، حفظ فشار اسمزی خون و انتقال بعضی از داروها مثل پنی سیلین نقش دارد. (یعنی بعضی از داروها از جمله پنی سیلین با اتصال به آلبومین در خون گردش می‌کنند)
نکته : انواع گلوبولین ها و هموگلوبین با جذب و انتقال یون ها می توانند در تنظیم pH خون مؤثر واقع شوند.
نکته : راه عبور مواد از مویرگ‌ها را میزان انحلال مواد در لیپیدهای غشا یا آب تعیین می کند. مولکول هایی که انحلال آنها در لیپیدهای غشا، کم است مثل گلوکز و یون های سدیم و پتاسیم از طریق منافذ منتشر میشوند و مولکول هایی مثل اکسیژن، کربن دی اکسید و اوره که انحلال آنها در لیپیدهای غشا بیشتر است می توانند از غشای یاخته های دیوارۀ مویرگ منتشر شوند. پس اوره از طریق غشای یاخته‌های مجاری جمع کننده ادرار رد شده و وارد مایع بین سلولی شده و سپس وارد خون می‌شوند. 
نکته : جهت جریان خون در شبکه دوم مویرگی برخلاف جهت حرکت مواد در لوله‌ی هنله است.
 
جمع بندی تشکیل ادرار : 
تشکیل ادرار

تشکیل ادرار

تراوش  ابتدای گردیزه

(فقط در بخش قشری کلیه(خارج از هرم کلیه))

درگلومرولها انجام میشود.

مواد با استفاده از فشار خون وارد ابتدای گردیزه یا کپسول بومن میشوند.

بدون صرف انرژی انجام میشود.

فیلتر سازی مواد بر اساس اندازه آنها انجام میشود یعنی موادی که از منافذ مویرگها رد میشوند وارد کپسول بومن(ابتدای گردیزه) میشوند.

بازجذب(لوله پیچ خورده دور و نزدیک و  لوله هنله  خون شبکه مویرگی دوم)

(هم در بخش هرم کلیه و هم بخش قشری)

به دنبال جذب دوباره مواد مفید ومورد نیاز بدن به خون انجام میشود.

بازجذب هم در بخش قشری و هم در بخش مرکزی اتفاق میافتد.

در بیشتر موارد(نه همیشه) به روش فعّال و با صرف انرژی زیستی

هم در بخش قشری و هم در بخش مرکزی کلیه انجام میشود.

 

ترشح (خون لولههای پیچ خورده )

(فقط در بخش قشری کلیه(خارج از هرم کلیه))

در جهت مخالف بازجذب رخ میدهد و در آن موادی که لازم است دفع شوند از مویرگ های دورِلوله ای یا خودِ یاخته های گردیزه به درون گردیزه ترشح می شوند.

در بیشتر موارد(نه همیشه) به روش فعّال و با صرف انرژی زیستی

یونهای هیدروژن و پتاسیم و بعضی از داروها مانند پنی سیلین به وسیلهی ترشح از خون دفع میشوند.

 
 

تخلیه ادرار

تخلیه ادرار- بنداره داخلی و خارجی

ادرار پس از ساخته شدن در کلیه، از طریق میزنای به مثانه وارد می‌شود حرکت کرمی دیوارۀ میزنای، که نتیجۀ انقباضات ماهیچۀ صاف دیوارۀ آن است، ادرار را به پیش می راند. پس از ورود به مثانه، دریچه‌ای که حاصل چین خوردگی مخاط مثانه بر روی دهانۀ میزنای است مانع بازگشت ادرار به میزنای می شود. ( همانند دریچه های دهلیزی -بطنی و سینی شکل که مانع بازگشت خون به بطن ‌ها هستند) مثانه، کیسه ای است ماهیچه ای که ادرار را موقتاً ذخیره می کند. چنانچه حجم ادرار جمع شده در آن از حدِ مشخصی فراتر رود، کشیدگی دیوارۀ مثانه باعث تحریک گیرنده های کششی و فرستادن پیام عصبی به نخاع می شود و به این ترتیب انعکاس تخلیۀ ادرار فعّال می شود. نخاع با فرستادن پیام عصبی به مثانه، ماهیچه‌های صاف دیوارۀ مثانه را منقبض می کند. با افزایش شدت انقباض، ادرار از مثانه خارج و به میزراه وارد می شود. در محلِ اتصال مثانه به میزراه، بنداره(اسفنکتر) قرار دارد که به هنگام ورود ادرار باز می شود. این بنداره، که بنداره داخلی میزراه (اسفنکتر داخلی میزراه) نام دارد، از نوع ماهیچۀ صاف و غیر ارادی است. بنداره دیگری به نام بنداره خارجی میزراه(اسفنکتر خارجی میزراه)، از نوع ماهیچۀ مخطط و ارادی است. در نوزادان و کودکانی که هنوز ارتباط مغز و نخاعِ آنان به طور کامل شکل نگرفته است، تخلیۀ مثانه به صورت غیرارادی صورت می گیرد.
نکته :  مرکز انعکاس تخلیه مثانه غیر ارادی و در نخاع است ولی مرکزی که باعث تخلیه ادرار به صورت ارادی می‌شود قشر خاکستری مخ انسان است. 
نکته : ماهیچه‌های مثانه و میزراه و بنداره داخلی میزراه تحت کنترل اعصاب حرکتی خود مختار است ولی بنداره خارجی میزراه تحت کنترل عصبی حرکتی پیکری است.(نکته ترکیبی یازدهم)
نکته : میزنای فقط عضلات صاف دارد ولی میزراه هم عضلات صاف دارد و هم مخطط.
نکته : میزنای از روی شاخه‌های سرخرگ آئورت رد شده است.
نکته : شاخه‌های سرخ رگ آئورت روی شاخه ‌های بزرگ سیاهرگ زیرین قرار دارد.
نکته : علاوه بر میزنای در مری و معده نیز حرکات کرمی شکل داریم.

ترکیب شیمیایی ادرار و تنظیم آب: 
دو فرایند بازجذب و ترشح، ترکیب مایع تراوش شده را هنگام عبور از گردیزه و مجرای جمع کننده، تغییر می دهند و آنچه به لگنچه می ریزد، ادرار است. مواد ادرار را می توان به دو دستۀ معدنی و آلی تقسیم کرد. در حدود 95 درصد ادرار را آب تشکیل می دهد. دفع آب از طریق ادرار، راهی است برای تنظیم مقدار آب بدن. یون ها نیز بخش مهمی از ادرار را تشکیل می دهند که دفع آنها برای حفظ تعادل یون ها صورت می گیرد.
اوره 
فراوان ترین مادۀ دفعی آلی در ادرار، اوره است. اوره چرا و چگونه تشکیل می شود؟ در نتیجۀ تجزیۀ آمینو اسیدها و نوکلئوتیدها، آمونیاک به دست می آید که بسیار سمّی است.

یادآوری : نوکلئوتید‌ها و آمینواسید ها : از عناصر اکسیژن، هیدروژن، کربن و نیتروژن ساخته شده اند. نوکلئوتیدها فسفر نیز دارند.
کبد، آمونیاک را از طریق ترکیب آن با کربن دی اکسید به اوره تبدیل می کند. ویژگی سمی بودن اوره از آمونیاک بسیار کمتر است و بنابراین، امکان انباشته شدن آن و دفع با فواصل زمانی امکان پذیر است. کلیه ها اوره را از خون می‌گیرند و به وسیلۀ ادرار از بدن دفع می‌کنند. 

توضیح بیشتر : مولکول‌های آمونیاک نسبت به اوره کوچکتر هستند، همچنین در مقایسه با اوره، میزان تحرّک و فرّاریت بیشتری هم دارند. اگر به این ترکیب اجازه‌ی تجمع داده شود، آمونیاک pH داخل سلولی را تا سطوح سمی بالا خواهد برد؛ با بالا رفتن pHبسیاری از آنزیم‌های داخل سلول از کار می افتد. سلول‌ها بدون آنزیم ها قادر به حیات نیستند. 
بنابراین بسیاری از موجودات زنده آمونیاک را به اوره که سمیت کمتری دارد تبدیل می‌کنند ، حتی اگر چنین سنتزی به هزینه کردن انرژی خالص نیاز داشته باشد باز هم این کار ارزششو داره. خنثی بودن اوره و محلول بودن در آب، آن را تبدیل به وسیله نقلیه‌ی امنی برای حمل و دفع نیتروژن (که به شکل خطرناک آمونیا ک در بدنست) کرده است.
 

کِرآتینینکراتین
مادۀ دفعی نیتروژندارِ دیگری که با ادرار دفع می شود کِرآتینین است که از کِرآتین فسفات تولید می شود. کِرآتین فسفات، مولکولی است که در ماهیچه ها به منظور تأمین انرژی به کار می‌آید؛ به این ترتیب که گروه فسفات آن به 14P منتقل و 1TP تولید می شود. در جریان این تبدیل، کرآتینین پدید می آید که توسط کلیه ها از بدن دفع می شود.
توضیح بیشتر : 

دیگر مادۀ دفعی نیتروژن‌دار در ادرار اوریک اسید است که در نتیجۀ سوخت و ساز نوکلئیک اسیدها حاصل می شود. اوریک اسید انحلال پذیری زیادی در آب ندارد؛ بنابراین تمایل آن به رسوب کردن و تشکیل بلور زیاد است. رسوب بلورهای اوریک اسید در کلیه ها باعث ایجاد سنگ کلیه و در مفاصل باعث بیماری نقرس می شود. نقرس یکی از بیماری های مفصلی است که با دردناک شدن مفاصل و التهاب آنها همراه است.

تنظیم آب: 
ساز و کار اول :
تنظیم آب تحت تنظیم عوامل مختلفی مثل هورمون ها قرار دارد. اگر غلظت مواد حلشده در خوناب از یک حدِ مشخص فراتر رود، گیرنده های اسمزی در زیرنهنج تحریک می شوند.
در نتیجۀ تحریک این گیرنده ها از یک سو، مرکز تشنگی در زیرنهنج فعّال می شود و از سوی دیگر، هورمون ضد ادراری از غدۀ زیرمغزی پسین ترشح می شود. این هورمون با اثر بر کلیه ها، بازجذب آب را افزایش می‌دهد و به این ترتیب دفع آب از راه ادرار کاهش پیدا می کند
اگر بنا به عللی هورمون ضد ادراری ترشح نشود، مقدارِ زیادی ادرارِ رقیق از بدن دفع می شود. چنین حالتی به دیابت بی مزه معروف است. مبتلایان به این بیماری احساس تشنگی می کنند و مجبورند مایعات زیادی بنوشند. یعنی طبق شکل بالا مسیر ۲ با مشکل مواجه می‌شود و تنها باید از مسیر یک فشار اسمزی خوناب را به حد ایده آل برسانیم. این بیماری به علت برهم زدن توازن آب و یون ها در بدن، نیازمند توجه جدّی است. 

تنظیم آب در بدن- ساز و کار اول


نکته : در دیابت بی مزه برخلاف دیابت شیرین ادرار مقدار گلوکوز ادرار زیاد نیست ولی در هر دو بیماری حجم ادرار افزایش می‌یابد چون میزان آب وارد شده به بدن افزایش یافته است.( با بیماری دیابت شیرین در سال یازدهم آشنا خواهید شد)

 بالا دیدیم که هورمون ۱۴H در پاسخ به تغییر فشار اسمزی خون ترشح می‌شود. حال شرایطی را فرض کنید که بخشی از بدن شما مثلا دست شما جراحتی برداشته و خون زیادی از شما می‌رود یا به اسهالی شدید گرفتار شده اید که امانتون رو بریده! د در این موقع میزان فشار اسمزی خون افزایش نمیابد چون غلظت مواد محلول در خوناب همان است چون آب ومواد محلول هر دو به یک تناسب از بدن خارج شده اند.وقتی فشار اسمزی خون افزایش نیابد گیرنده‌های موجود در زیر نهنج تحریک نمی‌شوند به این ترتیب  ۱۴H ترشح نمی‌شود همینطور احساس تشنگی هم نخواهیم کرد. خب در این موقع بدن چه راهکاری برای افزایش آب بدن دارد ؟خب بابا بدن بیچاره به آب نیاز داره ! 

ساز و کار دوم :
ساز وکار دیگری نیز در تنظیم آب نقش دارد. در نتیجۀ کاهش مقدار آب خون و کاهش حجم آن، فشار خون در کلیه کاهش می یابد. با کاهش فشار خون در سرخرگ آوران گیرنده‌هایی که در این سرخرگ وجود دارند که با تحریک این گیرنده‌ها از کلیه آنزیمی به نام رنین به خون ترشح می شود. رنین با اثر بر یکی از پروتئین های خوناب(آنژیوتانسینوژن) و راه اندازی مجموعه ای از واکنش ها، (که من در شکل آوردم ولی نیاز به حفظ کردن هیچ کدوم از اسامی اون ها ندارید) باعث می شود از غدۀ فوق کلیه، هورمون آلدوسترون ترشح شود. هورمون آلدوسترون با اثر بر کلیه ها بازجذب سدیم را باعث می شود. در نتیجۀ بازجذب سدیم، بازجذب آب هم در کلیه ها افزایش می یابد. (شکل پایین رو بررسی کنید)

تنظیب آب بدن به وسیله هورمون ها- ساز و کار دوم

 

 

 


مدیر آکادمی کنکور- علیرضا سیاحی
مولف : علیرضا سیاحی

ارتباط با من از طریق واتساپ یا تلگرام : ۰۹۳۵۹۳۰۹۰۶۶

مفهوم زندگی . تلاش دایمی است . پس هیچگاه آرام و ساکن ننشین - چارلز داروین


 

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 1 | امتیاز: 5 از 5