هم ایستایی و کلیه ها


هم ایستایی و کلیه‌ها


 

محیط داخلی

همانطور که در فصل ۲ کتاب گفتیم کوچکترین واحد زندهی سازنده و عملکردی بدن ما سلولها هستند. خب سلولها زنده هستن هر جاندار زندهای به تغذیه و مواد آلی و معدنی نیاز داره که این مواد باید یه جوری به دست سلولها برسه. همینطور سلولها بعد از متابولیسم یه سری مواد زائد  تولید میکنن که باید از خودشون دفع کنن.در فصل قبلی دیدید که خون مواد مورد نیاز سلولها رو بهشون میرسونه و مواد دفعی رو از سلولها دور میکنه. ولی بین خون درون رگها و سلول ها فاصله ای وجود داره. پس مواد چطوری حمل میشن و به خون درون رگها میرسند؟ از طریق مایع بین یاختهای ! در نتیجه تمامی سلولهای بدن ما را مایع بین یاختهای فراگرفته!

در جانداران پرسلولی خشکیزی اطراف سلولها رو مایع بین سلولی فرا گرفته ولی در خیلی از جانداران دیگر مثل تک سلولیهای آبزی این مایع آب دریاست. به این مایع بین یاختهای و خون محیط داخلی میگویند.


خون و مایع بین یاختهای از چه تشکیل شده اند؟

آیا تا به حال عرق، اشک و یا خون خودتون رو چشیده اید؟ مزه شور میدهند چون دارای نمک و دیگر ترکیبات یونی هستند ترکیبات یونی در مایع بین یاختهای ما وجود دارند. و برای کارکرد صحیح بدن ما حیاتی هستند.  ولی حجم و ترکیبات مایع بین یاخته ای و مقدار این یونها باید به شکلی تنظیم بشوند همچنین مواد زائدی که حاصل متابولیسم سلول های ماست باید به شکلی از مایع بین یاختهای دور ریخته بشن.

تنظیم ترکیبات و حجم مایع خارج سلولی(بین یاختهای) و خون و لنف که مجموعا بهش میگن محیط داخلی  بیشتر کار سیستم دفع ادرار است.

 این سیستم به این شکل کار می کند که گاهی لازمه  از شر مایعات اضافی خلاص بشه و یون ها رو حفظ کنه، و در شرایطی دیگه مایعات رو حفظ کنه و یون ها رو دفع کنه.

در واقع مایع بین یاختهای یون ها رو بین غشای پلاسمایی سلولها جا به جا میکند. به خاطر همینه که کتاب گفته تک تک یاخته های بدن در محیطی مایع زندگی کنند.

سوال : اگر میزان یونها و مایعات درون بدن تنظیم نشه چه اتفاقی می افتد ؟

بالاتر گفتیم که سیستم دفع ادرار میزان یون ها و مایعات بدن را تنظیم میکند به نوعی غلظت بیرون یاخته با غلظت درون یاخته ها را مشابه میکند به عبارت دقیق تر فشار اسمزی را مشابه میکند. اما علت چیست؟ اگر غلظت مایع اطراف یاخته ها رقیق تر از داخل یاخته باشد(یعنی یونهای داخل سلول خیلی کمتر از یون های مایع بین سلولی باشه) طبق قوانین اسمز ، آب آنقدر از مایع بین سلولی به یاخته وارد میشود تا سلول  بترکد.چرا؟ چون طبق آن چیزی که در فصل ۲ گفتیم در فرآیند اسمز آب از جای رقیق تر به جای غلیظ تر انتشار پیدا میکنه. حالا برای حل این مشکل بدن میاد یه سریع اعمال انجام میده. نتیجهی همهی این اعمال تنظیمی همئوستازی یا هم ایستایی است.


هم ایستایی :

مجموعه اعمالی را که برای پایدار نگه داشتن وضعیت درونی جاندار انجام می شود هم ایستایی (هومئوستازی) می نامند. هم ایستایی از ویژگی های اساسی همۀ موجودات زنده است

( خواه تک سلولی باشند یا پر سلولی)

  کمبود آب، اکسیژن و مواد مغذی یا انباشته شدن مواد دفعی یاخته ها مثل کربن دی اکسید و مواد دفعی نیتروژن دار از جمله مواردی اند که ادامۀ حیات را تهدید می کنند. حفظ وضعیت درونی بدن در محدوده ای ثابت، برای تداوم حیات، ضرورت دارد.

  اگر وضعیت درونی بدن از تعادل خارج شود بعضی از مواد، بیش از حدِ لازم یا کمتر از حدِ لازم به یاخته ها می رسند. بسیاری از بیماری ها درنتیجۀ برهم خوردن هم ایستایی پدید میآیند.

  در دیابت شیرین، مقدار قند خون افزایش می یابد که عوارضی جدی چون بیماری قلبی، نابینایی و نارسایی کلیه را دربر دارد. کلیه ها در حفظ همایستایی بدن نقش اساسی دارند.

سوال: آیا تنها کلیهها در  هم ایستایی نقش دارند ؟

خیر، اصولا همۀ اعضای بدن اعمالی انجام میدهند که به حفظ این شرایط ثابت وتعادل در بدن کمک میکند و در هم ایستایی نقش دارند برای مثال، ریهها اکسیژن مایع خارج سلولی را تامین میکنند تا جایگزین اکسیژن مصرف شده توسط سلولها شود، کلیهها غلظت یونها را ثابت نگاه میدارند و سیستم گوارش،مواد غذایی را تامین میکند.البته نقش کلیه ها از بقیه اندامها پر رنگ تر است. به همین دلیل در این فصل به برررسی دقیق ساختار و وظایف این اندام میپردازیم.

کلیهها

وظایف کلیهها :

 حفظ تعادل  میزان آب بدن،  حفظ تعادل اسید و باز،  حفظ تعادل یونها  دفع مواد سمی و مواد زائد نیتروژندار، از جمله وظایف کلیه اند.

نکته : کلیه به تنهایی باعث هم ایستایی نمیشه بلکه این کار را به کمک دستگاه عصبی و درون ریز و گردش مواد انجام میده که جلوتر خواهیم دید.

 

ساختار بیرونی کلیه ها

ساختار بیرونی کلیه

کلیه ها، اندام هایی لوبیایی شکل اند و به تعداد دو عدد در طرفین ستون مهره ها و پشت شکم قرار دارند. اندازۀ کلیه در فرد بالغ، تقریباً به اندازۀ مشت بستۀ اوست. به علت موقعیت قرارگیری و شکل کبد، کلیۀ راست قدری پایین تر از کلیه چپ واقع است.(شکلی که در کتاب درسی موجوده نما از پشت انسان هست بخاطر همینه که در نگاه اول شاید فکر کنید کتاب اشتباه کرده)

دندهها از بخشی از کلیه محافظت می کنند.( نه کل کلیه ها)

 

 

بافت پیوندی رشته ای

یاد آوری :

بافت پیوندی رشته ای از انواع یاخته ها،رشته های پروتئینی به نام رشته های کلاژن و رشته های کشسان ارتجاعی و مادۀ زمینه ای که یاخته های این بافت، آن را می سازند، تشکیل شده است. این بافت، یاخته ها و بافت های مختلف را به هم پیوند می دهد. بافت پیوندی متراکم (رشته ای) میزان رشته های کلاژن از بافت پیوندی سست بیشتر، تعداد یاخته های آن کمتر و مادۀ زمینه ایِ آن نیز اندک است. مقاومت این بافت از بافت پیوندی سست بیشتر، ولی انعطاف پذیری آن کمتر است.

 

نکته : مهرههای ستون فقرات از بالا به پایین بزرگ میشوند.

نکته : میتوان گفت کلیه چپ توسط دو دنده آخر و کلیه راست (که پایینتره) توسط دنده آخر محافظت میشود.

 علاوه بر این، پردۀ شفافی از جنس بافت پیوندیِ رشته ای به نام کپسول کلیه اطراف هر کلیه را احاطه کرده است .

نکته: در قلب انسان در پریکارد، اپی کارد، اسکلت فیبری، و بین لایههای میوکارد و آندوکارد بافت پیوندی رشتهای داریم.

کپسول کلیه

کپسول کلیه، مانعی در برابر نفوذ میکروبها به کلیه ایجاد میکند. چربی اطراف کلیه، علاوه بر اینکه کلیه را از ضربه محافظت میکند در حفظ موقعیت کلیه نقش مهمی دارد. تحلیل بیش از حد این چربی در افرادی که برنامه کاهش وزن سریع و شدید به کار می گیرند ممکن است سبب افتادگی کلیه و تا خوردگی میزنای شود. در این صورت، فرد با خطر بسته شدن میزنای و عدم تخلیۀ مناسب ادرار از کلیه روبه رو میشود که در نهایت به نارسایی کلیه خواهد انجامید. در اینجا با مثالی روبه رو هستیم که نشان میدهد تغییر در موقعیت اندام ها می تواند به از بین رفتن هم ایستایی منجر شود.

به طور خلاصه بافتهای محافظتی کلیه شامل موارد زیر میشود :

بافتهای حفاظتی کلیه (همگی از نوع بافت پیوندی)

 بافت چربی

محافظت در برابر ضربه

 بافت استخوانی

کلیه چپ توسط دو دنده آخر و کلیه راست (که پایینتره) توسط دنده آخر محافظت میشود.

 

 بافت پیوندی رشتهای

کپسول کلیه است که اطراف هر کلیه را احاطه کرده است

 

تذکر :  اکیدا توصیه میکنم ویژگی هر کدام از بافتهای بالا را در فصل ۲ همین کتاب مطالعه کنید چون ممکن است در سوالات به جای اشاره مستقیم به نام بافت، به ویژگی های آن اشاره شود و شما در زیست باید هر چیزی را بر علاوه بر اسم بر اساس ویژگی هم بشناسید.

 

غدد فوق کلیه

نگاه به آینده :

غدد فوق کلیه، غددی هستند که دارای دو بخش مرکزی و قشری هستند. بخش قشری این غدد با ترشح هورمون آلدسترون میزان دفع و بازجذب یونهای سدیم خون را تعیین میکنند. همچنین هورمون کورتیزول که از بخش قشری این غدد ترشح میشود انرژی در دسترس بدن را با تجزیه پروتئینهای بدن فراهم میکند. ترشح بیش از حد این هورمون میتواند باعث تجزیه پروتئینهای خون شده و به این ترتیب باعث ایجاد خیز و از بین بردن هم ایستایی در بدن میشود.

 

 

رگ ها اعصاب و میزنای با گذر از ناف کلیه، با کلیه ارتباط برقرار می کنند. روی هرکلیه، غدۀ فوق کلیه قرار دارد که همان گونه که بعدًا خواهیم دید در تنظیم کار کلیه نقش مهمی ایفا می کند.

زیست دهم کنکور-برش طولی کلیه

ساختار درونی کلیه:

 در برش طولی کلیه، سه ناحیۀ مشخص دیده می شود که از بیرون به درون عبارت اند از :

  بخش قشری  بخش مرکزی و  لگنچه.

در بخش مرکزی، تعدادی ساختار هرمی شکل دیده می شود که هرم های کلیه نام دارند. قاعدۀ هرم ها به سمت بخش قشری و رأس آنها به سمت لگنچه است.

لگنچه : لگنچه، ساختاری شبیه به قیف دارد. ادرار تولید شده، به آن وارد و به میزنای هدایت می شود تا کلیه را ترک کند.

لپ کلیه : هر هرم و ناحیۀ قشری مربوط به آن را، یک لَپ کلیه می نامند. در فاصلۀ بین هرم ها، انشعاباتی از بخش قشری به نام ستون های کلیه دیده می شود.

نکته: طبق شکل پشت لگنچه و زیر بخش فوقانی لگنچه بافت چربی داریم که درصورت کاهش ذخیرهی یاختههای چربی این بخش، میزنای تا میخورد و ادرار نمی تواند از میزنای عبور کرده و به مثانه برسد.

آکادمی کنکور - زیست دهم- گردیزه

گُردیزه(نفرونها)

هر کلیه از حدود یک میلیون(نفرون) گُردیزه تشکیل شده است که فرایند تشکیل ادرار در آنها آغاز می شود. نفرون به معنی واحد ساختاری و کارکردی کلیه در مهره داران است و معادل آن گردیزه انتخاب شده است که از اسم گُرده و پسوند ایزه تشکیل شده است. گُرده در فرهنگ دهخدا به معنی کلیه و قلوه و ایزه پسوند تصغیر است و همان معنی کوچک ترین واحد ساختاری کلیه را دارد. در یک انسان سالم در مجموع ۲ میلیون گردیزه وجود دارد.

ابتدای گُردیزه شبیه قیف است و کپسول بومن نام دارد. ادامۀ گُردیزه، لولهای شکل است و در قسمت هایی از طول خود، پیچ خوردگی هایی دارد و بر این اساس، به قسمت های مختلفی نامگذاری می شود. این قسمت ها به ترتیب عبارت اند از لولۀ پیچ خوردۀ نزدیک، قوس هنله که U شکل است و لولۀ پیچ خوردۀ دور که گُردیزه را به مجرای جمع کننده متصل میکند.

نکته : دقت کنید مجاری جمع کنندهی ادرار جزو گردیزه به حساب نمیآید.

پس ساختار برش طولی کلیه شامل موارد زیر میشه :

ساختار درونی کلیه

ساختار درونی کلیه

لپ

هرم : در بخش مرکزی است ولی شامل کل بخش مرکزی نمیشود(قاعده آن به سمت بخش قشری و مرکز به سمت لگنچه)  شامل شبکه مویرگی دوم

 

بخش قشری : شبکهی مویرگی اول، لولههای پیچ خورده دور و نزدیک و کپسول بومن گردیزه

ستونهای بین هرمها که امتداد بخش قشری : محل عبور سرخرگ وسیاهرگهای بین هرمی است.

لگنچه: محل تجمع ادرار

نکته: علاوه بر لگنچه، کپسول بومن(ابتدای گردیزه یا ابتدای نفرون) قیف شکل است.

 
نکات شکل کلیه 
کلیهی سمت راست نسبت به کلیهی سمت چپ پایینتر قرار دارد.(به علت وجود کبد در سمت راست بدن)

 عروق (سرخرگ و سیاهرگ کلیوی) و اعصاب و میزنای از ناف کلیه به آن وارد یا از آن خارج میشود.

 سرخرگ کلیوی شاخهای از آئورت است.(دو سرخرگ کلیوی وجود دارد.)                                  

 سیاهرگهای کلیوی به بزرگ سیاهرگ زیرین تخلیه میشوند. (دو سیاهرگ کلیوی وجود دارد.)

 مجاری جمعکننده ادرار به لگنچه تخلیه میشوند و ادرار از لگنچه به میزنای میریزد.

  سیاهرگ و سرخرگهای کلیه بالاتر از میزنای قرار دارند.

  شبکهی دوم مویرگی در هر دو بخش قشری و مرکزی کلیه وجود دارد.

  در اطراف ابتدای گردیزه(کپسول بومن) و لولهی جمعکنندهی ادرار ما شبکهی دوم مویرگی نداریم.

نکته : طبق فعالیت کتاب درسی در بین چربی ها میزنای، سرخرگ و سیاهرگ کلیه بافت چربی وجود دارد.

 

 

گردش خون در کلیه

مواد دفعی یاخته ها پس از عبور از غشای پلاسمایی وارد مایع بین یاختهای و سپس جذب مویرگها میشوند تا وارد جریان خون شوند. این خون پس از گردش در بدن  وارد کلیهها میشود تا مواد زائدش دفع گردد . پس منشأ ادرار از خون است و بنابراین بین گُردیزه و رگ های خونی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. با توجه به اینکه تبادل مواد از طریق مویرگ ها رخ میدهد در اینجا نیز شبکه های مویرگی را می بینیم.

دو شبکۀ مویرگی در ارتباط با گُردیزه مشاهده می شود.

 

شبکه مویرگی اول یا کلافک یا (گلومرول) :

کلافک درون کپسول بومن قرار دارد. به هر کلیه، یک سرخرگ وارد می شود. انشعابات این سرخرگ از فواصل بین هرم ها عبور میکند و در بخش قشری به سرخرگ های کوچک تری تقسیم می شود. این انشعابات سرانجام کلافک ها را در کپسول های بومن می سازند.

نکته :  کلافک به سیاهرگ ختم نمی شود. خون از طریق سرخرگ آوران به کلافک وارد میشود و از طریق سرخرگ وابران آن را ترک میکند.

زیست دهم - فصل ۵- شبکه مویرگی گردیزه

شبکهی مویرگی دوم یا شبکهی مویرگی دور لولهای :

شبکه مویرگی دوم به نام  شبکه مویرگی دورِ لوله ای که اطراف قسمت های دیگر گُردیزه را فراگرفته است.

به سرخرگ خارج شده از کلافک سرخ رگ وابران میگویند. سرخرگ وابران در اطراف لوله های پیچ خورده و قوس هنله، شبکۀ مویرگی دورِلوله ای را می سازد. این مویرگ ها به یکدیگر می پیوندند و سیاهرگ های کوچکی به وجود می آورند که سرانجام سیاهرگ کلیه را می سازند. این سیاهرگ، خون را از کلیه بیرون می برد.

 

 

 

 

 

 

 

 

تحلیل دقیق شکل کلیه و مویرگ‌های گردیزه

تحلیل دقیق شکل کلیه و مویرگهای گردیزه :

شبکه مویرگی در کلیه ها

به هر کلیه از قسمت ناف کلیه یک سرخرگ وارد میشود که این سرخ رگ از آئورت منشا میگیرد. مثل اغلب سرخرگهای بدن این سرخرگ دارای خون روشن است  ولی مواد دفعی نیتروژندار آن بالاست  این سرخرگ بعد از ورود به کلیه منشعب میشود از انشعاب این سرخرگ سرخرگهای بین هرمی که از ستون های کلیه عبور میکنند تشکیل می شوند . سرخرگ های بین هرمی امتداد پیدا میکنند تا در بخش قشری سرخرگ قوسی را میسازند . از این سرخرگهای قوسی سرخرگ های شعاعی منشا میگیرند  تا در نهایت سرخرگ آوران از سرخرگ شعاعی منشعب شود. سرخرگ آوران کلافههای داخل کپسول  بومن را تشکیل میدهد  از این شبکه سرخرگی  که دارای منافذ زیادی است و توسط لایهی داخلی کپسول بومن(سلولهای پودوسیت یا پادار) احاطه شده است  تراوش صورت میگیرد( در مورد تراوش بعدا صحبت خواهیم کرد)  در ادامه از داخل  این شبکه مویرگی اول سرخرگ وابران تشکیل می شود  (چون قبلا مواد دفعی و قند و آمینواسید و ... به داخل کپسول بومن تراوش کرده سرخرگ وابران دارای مواد دفعی و قند و آمینواسید  کمی است) ولی خون روشن دارد. سرخرگ وابران به دو شاخه تقسیم میشود یکی به سمت لولههای پیچخورده نزدیک و دور میرود و دیگری به سمت لوله هنله  و دور آن ها شبکهی مویرگی تشکیل میدهد . در این مویرگها(شبکه مویرگی دور لولهای) عمل بازجذب و ترشح  انجام میشود. (درمورد بازجذب و ترشح هم در بخش بعدی صحبت میکنیم )و خون تصفیه میشود .این خون سپس وارد سیاهرگهای کوچک، بعد وارد سیاهرگ قوسی میشود و در آخر وارد سیاهرگ کلیه می شود  و سیاهرگ کلیه به بزرگ سیاهرگ زیرین متصل میشود و این سیاهرگ به دهلیز راست قلب میریزد.

بخش نازک پایین رو لولهی هنله بلندتر از بخش نازک بالاروی لولهی هنله است.

طبق شکل صفحه قبل به هر مجاری جمع کننده ادرار چندید لولهی هنله متصل میشود.

 

 

مدیر آکادمی کنکور- علیرضا سیاحی
مولف : علیرضا سیاحی

ارتباط با من از طریق واتساپ یا تلگرام : ۰۹۳۵۹۳۰۹۰۶۶

مفهوم زندگی . تلاش دایمی است . پس هیچگاه آرام و ساکن ننشین - چارلز داروین


 

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 1 | امتیاز: 5 از 5