دین و زندگی - آکادمی کنکور


دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور - خود حقیقی


خود حقیقی - دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور - جزوه رایگان


دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور - آکادمی کنکور - دین و زندگی مصور

در درس قبل دانستیم که انسان سرمایه هایی دارد که او را از سایر موجودات جدا می کند و

حرکت او به سوی کمال را متمایز می سازد.

در این درس می خواهیم بدانیم که:

آیا این سرمایه ها مربوط به همین بُعد مادی و جسمانی اوست یا حقیقتی برتر و فراتر از این جسم نیز دارد؟


دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور - دین و زندگی مصور

دین و زندگی دهم - نقشه ذهنی - روح الله آزادپور - خود حقیقی


دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور - دین و زندگی مصور

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور جسم و روح

از تدبر در آیات قرآن به دست می‌آید که وجود انسان از دو بُعد تشکیل شده است :

1 . بعد جسمانی(مادی) 2 . بعد روحانی(معنوی)؛

1

بعد جسمانی (مادی)

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور مانند سایر اجسام و مواد، تجزیه و تحلیل می پذیرد(تحلیل پذیر است = بی ثُبات)

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور سرانجام فرسوده و متلاشی می گردد(استهلاک پذیر = مستهلک)

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور به مکان و زمان نیازمند و محدود است

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور سرنوشت : فنا و نابودی

2

بعد روحانی (معنوی)

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور تجزیه و تحلیل نمی‌پذیرد(تحلیل ناپذیر، تجزیه ناپذیر = با ثُبات)

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور متلاشی نمی‌شود(استهلاک ناپذیر = غیر مستهلک)

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور بعد از مرگ بدن، باقی می ماند و آگاهی و حیات خود را از دست نمی دهد

قوۀ تفکر و اندیشه، قدرت اختیار و تصمیم‌گیری، عواطف و احساسات و اخلاق، از این بعد نشأت می گیرند

 این بعد است که خود حقیقی ماست و شخصیت واقعی ما را می‌سازد

 به دنبال کمالات نامحدود است

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور توانایی درک واقعیات را دارد

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور آراستگی به فضیلت‌ها و کسب رذایل اخلاقی = یعنی روح تغییر پذیر است

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور سرنوشت : ثُبات و بقا و جاودانگی، حتی پس از مرگ

نکته 1 : گاهی به جای «غیرمادی بودن روح» از تعبیر «تجرد روح» استفاده می‌شود که منظورشان همان غیرمادی بودن و مجرد بودنِ(جدا بودنِ) روح از ویژگی‌های محدود کنندۀ جسم است.

نکته 2 : ثُبات، به معنای تجزیه ناپذیری است.

 

 

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور دانشمندان، نشانه‌ها و دلایلی بر وجود بعد روحانی ذکر کرده‌اند. دو مورد از آنها :

1) ثابت بودن «خود»(بر اساسِ این دلیل، یکی از ویژگی‌های جسم که «تحلیل‌پذیری» است، از روح سلب می‌شود.)

2) خواب و رؤیا(بر اساس این دلیل، یکی دیگر از ویژگی‌های جسم که «زمانی بودن» است، از روح سلب می‌گردد.)

 

ثابت بودن «خود»

الف

اثبات «من» یا «شخصیت»

هرکس درک روشنی از «خود» دارد و در اثبات وجوِد چیزی که از آن تعبیر به «من» می کند به هیچ گونه استدلالی احتیاج ندارد؛ مثال :

1 . با آنکه در طول زندگی، شکل و قیافه و اعضا و اندام های بدن در حال تغییر است و جسم امروز من با جسم زمان نوزادی بسیار متفاوت است، اما همان کسی هستم که سال ها پیش در فلان روز متولد شدم.

2 . وقتی به یاد می آورم که در فلان سال به بنده ای از بندگان خدا خدمتی کرده ام، احساس خوشحالی می کنم و وقتی به خاطر می آورم که در فلان زمان مرتکب خطایی شده ام، خود را ملامت می کنم و از خدا می خواهم به من کمک نماید تا گذشته ام را جبران کنم.

اینها(موارد 1 و 2) می رساند که : رفتار گذشته ام را از خود می دانم و از هم اکنون برای آینده ام نقشه دارم و برنامه ریزی می کنم.

نتیجه : هرکس این را در درون خود می یابد که گرچه در طول زندگی حالات گوناگون پیدا می کند امّا یک محور ثابت و حقیقت تغییرناپذیر دارد که به پشتوانهٔ آن می گوید: گذشته آن گونه بودم و اکنون این گونه هستم.

ب

بررسی بعد «مادی» انسان

(حال باید دید که این حقیقت ثابت وابسته به جسم و کالبد مادی ما است؟)

می دانیم که بدن انسان مدام در حال تجزیه و تحلیل و بازسازی است. سلول های کهنه می میرند و سلول های جدید جای آنها را می گیرند. به گونه ای که گفته اند با گذشت حدود هفت(7) سال، تمام عناصر بدن، عوض می شود.

نتیجه : اگر شخصیت یا «من» انسان وابسته به جسم او باشد، باید در دوران عمر بارها عوض شده و به شخص دیگری تبدیل شده باشد. در صورتی که چنین نیست. هرکس این را در خود می یابد که کس دیگری جایگزین او نشده و او همواره خودش بوده است؛ و اگر کارهایی، خوب یا بد، در طول سالیان گذشته انجام داده، همهٔ این کارها را به همین «خود» نسبت می دهد و «خود» را عامل آن کارها می داند.

ج

مثال هایی برای پذیرش «من» ثابت

قوانین و مقررات جامعه و روابط بین افراد نیز بر پایهٔ پذیرش همین «من» ثابت، بنا شده اند؛ به مثال های زیر دقت کنید :

1 . اگر از شخصی که بیست سال قبل کتابی نوشته یا یک قانون علمی را کشف کرده یا خدماتی به جامعه عرضه نموده است، اکنون تجلیل می کنیم و یا اگر کسی را که بیست سال قبل، به جنایتی دست زده و اکنون دستگیر شده است، محاکمه و مجازات می کنیم، بدان جهت است که آنان را همان انسان بیست سال قبل می دانیم، گرچه سنی از آنان گذشته و ظاهرشان تغییر کرده است.

2 . علاوه بر این، دیده ایم که برخی انسان ها قسمت هایی از بدن خود را در حادثه ای از دست می دهند، اما نه خودشان و نه دیگران، هیچ گاه احساس نمی کنند که قدری از هویت و «منِ» او کم شده باشد و این نشان می دهد که ثبات هویت و «خودِ» ما ناشی از ثبات اندام های ما نیست.

د

استدلال

چرا نمی‌توان این خود ثابت را از ویژگی‌های بُعد جسمانی دانست ؟

به دلیل اینکه «خود حقیقی» ما در تمام طول عمر ثابت است، پس نمی‌توان این «من» را از جسم دانست. چون جسم ما درطول عمر چندین مرتبه عوض می‌شود.

 

خواب و رؤیا(رؤیاهای صادقه)

هرکدام از ما هنگام خواب، رؤیاهایی را مشاهده می کنیم. این رؤیاها انواع مختلفی دارند؛ برخی، از حوادث و اتفاقات روزانهٔ ما سرچشمه می گیرند. برخی کابوسند و صحنه هایی

آشفته و بی اساس دارند، و…

اما برخی از خواب ها، خبر از حوادث گذشته یا رویدادهای آینده می دهند، یا نشان دهندهٔ مکانی هستند که هرگز در بیداری آنجا را ندیده ایم و بعدها که به آنجا می رویم، آنچه را در خواب دیده بودیم، در خارج مشاهده می کنیم.

گاه این رؤیاها چنانند که شخص کوچک ترین سابقهٔ ذهنی دربارهٔ آنها ندارد، به طوری که بعد از بیدار شدن آن را باور نکرده و به خواب خود اعتنا نمی کند، اما بعد از گذشتِ مدت زمانی، همان رؤیا با تمام جزئیات به وقوع می پیوندد و شخص را به شگفتی وا می دارد.

انسان در این قبیل خواب ها که به آن «رؤیاهای صادقه» می گویند، از ظرف زمان و مکان خود خارج می شود و به زمانی در گذشته یا در آینده می رود، درحالی که جسم او در رختخواب است و چشم و گوش او چیزی نمی بیند و نمی شنود.

نمونه هایی از رؤیاهای صادقه را قرآن کریم در ماجرای حضرت یوسف(ع) ذکر نموده است که خود دلیلی است بر اصالت رؤیاهای راستین از دیدگاه قرآن.

بررسی : چرا نمی‌توانیم رؤیاهای صادقه را به بعد مادی و جسمانی خود نسبت دهیم؟ مگر بعد جسمانی ما چه ویژگی‌هایی دارد که نمی‌تواند منشأ این قبیل خواب ها باشد؟

وقتی که ما در حال دیدن رؤیای صادقه هستیم، درواقع از ظرف زمان و مکان خارج شده و به گذشته یا آینده سفر می‌کنیم و یا به مکانی می‌رویم که هنوز آنجا را تابحال ندیده‌ایم. و یا ممکن است که درخواب ببینیم که در یک زمان، در دو مکان حضور داریم.

درصورتی که جسم انسان توانایی انجام چنین اعمالی را ندارد.

پس نتیجه می‌گیریم که «رؤیاهای صادقه» مربوط به بعد روحانی انسان است.

 

دین و زندگی دهم - روح الله آزادپور نتیجۀ کلی درس

بنابر دلایل گفته شده(ثابت بودن خود - رؤیاهای صادقه) می‌توانیم دریابیم که ما غیر از بُعد جسمانی، بُعد دیگری داریم که در فرهنگ دینی، از آن به «روح» تعبیر شده است.

همین بُعد است که به ما توانایی «انتخاب» و «تصمیم گیری» می دهد، به دنبال کمالات نامحدود است و توانایی درک واقعیات و تفکر و اندیشه به ما می بخشد.

همین بُعد است که فضیلت ها و رذیلت های اخلاقی را کسب می کند و اگر به فضیلت ها آراسته شد، مقرب درگاه خدا و مسجود فرشتگان می شود و اگر به رذیلت ها تن داد، تا اعماق جهنم سقوط می کند.

نکته : کسب فضائل و رذائل اخلاقی، نشان دهندۀ این است که روح تغییرپذیر است.

 

 

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 1 | امتیاز: 5 از 5