آکادمی کنکور-به نام خدا - علوم اجتماعی دهم - درس پنجم علوم اجتماعی دهم


تحولات هویتی جهان اجتماعی

«علل بیرونی»


علوم انسانی - علوم اجتماعی دوازدهم- کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی

 

پیش نیاز

 متن درس

 خلاصۀ درس

تکمیل کنید

تحلیل و ارتباط

علوم انسانی - علوم اجتماعی دوازدهم- کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی

مباحث اصلی درس

مبحث اصلی : در این درس با علل بیرونی تحول فرهنگی یک جهان اجتماعی آشنا می‌شویم، و این تحول به علت ارتباط نا صحیح در تعامل با جهان‌های اجتماعی دیگر به وجود می‌آید. البته ارتباط صحیح با جهان‌های اجتماعی دیگر نیز باعث پیشرفت و گسترش یک جهان اجتماعی و فرهنگ آن می‌شود.

تحولات فرهنگی چند گونه است : خودباختگی فرهنگی، به دست آوردن هویت جدید با پذیرش بخش‌هایی از جهان اجتماعی بدون ملحق شدن به آن و خوبیگانگی فرهنگی ( تاریخی – حقیقی) است.

مقدمه : به نظر شما عبارت : « صرفه‌جویی، مصرف نکردن نیست بلکه درست مصرف کردن است. » چه ارتباطی با موضوع درس دارد؟

دو نفر انسان را در نظر بگیرید، که یکی از آن‌ها خسیس و دیگری ولخرج است. به نظر شما کدام یک از این رفتارها در مورد استفاده از پول صحیح است؟ بی شک پاسخ شما هیچکدام از این رفتارها نیست. خسیس و ولخرج در ظاهر متضاد یکدیگر هستند، ولی اگر دقیق‌تر نگاه کنیم آن‌ها در یک نقطۀ مهم اشتراک دارند و آن هم علاقۀ شدید هر دو به پول و مهم بودن پول برای آن‌هاست.

پول برای هر دو به‌جای اینکه یک وسیلۀ زندگی باشد، به هدف زندگی تبدیل شده است. ولخرج مهم بودن پول را با خرج کردن زیاد آن نشان می‌دهد و خسیس با خرج نکردن و انباشتن آن. شیوۀ زندگی خسیس و ولخرج دو شکل اشتباه مصرف است. مسئله درست مصرف کردن است نه مصرف کردن یا نکردن! البته باید دید در هر موقعیتی مصرف درست چگونه است.

این رفتارهای اشتباه را می‌توان در مورد رفتار و ارتباط جهان‌های اجتماعی با یکدیگر مورد توجه قرار داد. جهان‌ اجتماعی که با دیگر جهان‌های اجتماعی ارتباطی ندارند، را می‌توان همچون فرد خسیس در نظر گرفت و جهان اجتماعی که بدون توجه به فرهنگ و هویت خود با جهان‌های دیگر در سطحی بسیار گسترده و وسیع ارتباط برقرار می‌کند، مانند فرد ولخرج هستند.

این دو نوع رفتار، ارتباط و تعامل هر دو اشتباه هستند، مسأله در اینجا درست رفتار و ارتباط کردن با جهان‌های اجتماعی دیگر است.

در ادامه نمونه‌هایی از رفتارهای درست و غلط جهان‌های اجتماعی با یکدیگر، که دارای آثار و پیامدهای متفاوتی هستند را بررسی می‌کنیم.


علوم انسانی - علوم اجتماعی دوازدهم- کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی

علوم انسانی - علوم اجتماعی دهم - کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی  به نظر شما چه شکلی از ارتباط جهان‌های اجتماعی با یکدیگر، باعث پیشرفت آن‌ها و چه شکل دیگری باعث تحولات فرهنگی می‌شود؟ آیا می‌توانید لایه‌هایی را که در این جریان نقش دارند، را مشخص سازید؟

علوم انسانی - علوم اجتماعی دوازدهم- کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی

ارتباط‌های جهان‌های اجتماعی مختلف

 ابتدا به این نکته توجه داشته باشید که روابط جهان‌های اجتماعی با یکدیگر می‌تواند شکل‌های متفاوتی داشته باشد که هر کدام از آن‌ها آثار هویتی متفاوتی می‌تواند به دنبال داشته باشد.

توضیح : یعنی ارتباط و تعامل با جهان‌های اجتماعی دیگر هم می‌تواند به گسترش و پیشرفت یک جهان اجتماعی منجر شود و هم می‌تواند زمینۀ تحول فرهنگی یک جهان اجتماعی را پدید آورد.

در زیر انواع ارتباط جهان‌های اجتماعی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

ارتباط جهان‌های

اجتماعی

الف) ارتباطی که باعث پیشرفت یک جهان اجتماعی می‌شود. (ارتباط صحیح و مفید) :

 اگر جهان اجتماعی با حفظ عقاید، آرمان‌ها و ارزش‌های خود، با جهان‌های دیگر تعامل و داد و ستد داشته باشد و در محدودۀ هنجارها عناصری را از جهان اجتماعی دیگر بگیرد و در صورت لزوم، تغییرات لازم را در آن‌ها پدید آورد، زمینۀ گسترش و پیشرفت خود را فراهم می‌آورد.

مثال : جهان اسلام در سده‌های نخستین رویارویی با جهان‌های اجتماعی دیگر، با حفظ هویت فرهنگی خود به تعامل با آن‌ها پرداخت و به همین دلیل، عناصر سازگار با هویت خود را از آن‌ها گرفت و در موراد مورد نیاز به بازسازی آن عناصر پرداخت.

به دلیل اهمیتی که اسلام برای به عقل و عقلانیت قائل است، جهان اسلام در مواجهه با فرهنگ‌های یونان و روم، تنها عناصر عقلی این دو فرهنگ را اخذ کرد و به تناسب جهان شناسی توحیدی خود در دانش‌های مختلف دخل و تصرف کرد و عناصر اساطیری و مشرکانه این دو فرهنگ را نپذیرفت.

ب) ارتباطی که به تحول فرهنگی منجر می‌شود. (ارتباط غلط و مضر) :

1 . پذیرفتن هویت جهان اجتماعی مقابل : اگر یک جهان اجتماعی در مواجه با جهان‌های دیگر بر عقاید و ارزش‌های خود پافشاری نکند، داد و ستد فرهنگی به لایه‌های عمیق آن سرایت می‌کند و در صورتی که به مرو زمان، به عقاید و آرمان‌های خود پشت کند، دچار تحولات هویتی می‌شود.

جهان اجتماعی‌ای که در مسیر تحولات هویتی، ارزش و عقاید جهان اجتماعی دیگر را قبول کند، به آن ملحق می‌شود.

مثال : جهان اسلام در رویارویی با فرهنگ‌های دیگر، زمینۀ تحولات هویتی آن‌ها را پدید آورد. بسیاری از فرهنگ‌ها مانند مصر و ایران و . . . در تعامل با جهان اسلام، عقاید و ارزش‌های توحیدی آن را پذیرفتند و به آن ملحق شدند.

2 . پذیرفتن بخشی از هویت جهان اجتماعی مقابل و دستیابی به هویت جدید :

ممکن است یک جهان اجتماعی در مواجه با جهان اجتماعی دیگر، ضمن پذیرش بخش‌هایی از آن، هویت جدیدی به دست آورد و بدون اینکه به جهان اجتماعی مقابل ملحق شود، دچار تحولات هویتی گردد.

مثال : جهان غرب طی جنگ‌های صلیبی، پس از رویارویی با فرهنگ اسلامی با پذیرش برخی لایه‌های آن، بدون اینکه به جهان اسلام بپیوندد، تحولات هویتی پیدا کرد.

این جهان بار دیگر نیز دچار تحولات هویتی شد. این بار با عبور از عقاید و ارزش‌های مسیحیت قرون وسطی، به عقاید و ارزش‌های دنیوی و سکولار روی آورد و هویت جدیدی پیدا کرد.

علوم اجتماعی دهم-سوال - علوم اجتماعی دهم - هشتم علوم اجتماعی دهم - آکادمی کنکور - کنکور علوم اجتماعی - هویت  در چه هنگامی اعضای یک جهان اجتماعی با جهان اجتماعی دیگر تعامل می‌کنند؟

جهان اجتماعی هنگامی به داد و ستد و تعامل می‌پردازد که اعضای آن، به طور خلاق و فعال بر اساس نیازها، مشکلات و مسایل خودۀ با جهان اجتماعی دیگر رویارو شوند؛ برای مثال جهان اسلام به دلیل اهمیتی که به عقل و عقلانیت می‌دهد برای گسترش خود، عناصر عقلی یونان و روم را از این فرهنگ‌ها اخذ کرد، و این کار باعث شکوفایی و به ثمر رسیدن افرادی شد که آثار بسیار ارزشمندی در تمام زمینه‌ها بخصوص فلسفه به وجود آوردند.

3 . خود باختگی فرهنگی : اگر اعضای یک جهان اجتماعی در داد و ستد و تعامل، مبهوت و مقهور جهان اجتماعی دیگر شوند و در نتیجه، حالت فعال و خلاق خود را در گزینش عناصر فرهنگی دیگر از دست بدهند، دچار خودباختگی فرهنگی می‌شوند. در آن صورت عناصر فرهنگی دیگر را بدون تحقیق و گزینش و به صورت تقلیدی فرا می‌گیرد.

جهان اجتماعی خودباخته به صورت تقلیدی عمل می‌کند و ارتباطش را با تاریخ و فرهنگ خود از دست می‌دهد. بنابراین نه می‌تواند فرهنگ گذشتۀ خود را تداوم ببخشدیا گسترش دهد و نه می‌تواند آن را رها کند و از آن بگذرد و به جهان اجتماعی دیگری که مبهوت و مقهور آن شده است، ملحق شود. از اینجا رانده و از آنجا مانده.

مثال : بسیاری از جوامع غیر غربی در مواجه با فرهنگ غرب، به دلیل اینکه مرعوب قدرت اقتصادی و سیاسی برتر غرب گشتند، به خودباختگی فرهنگی گرفتار شدند. خودباختگی جوامع غیرغربی در برابر فرهنگ غرب را، غرب‌زدگی می‌نامند.

پاسخ : ارتباطاتی که در سطح عقاید و ارزش‌ها باشد، به تحول فرهنگی یک جهان اجتماعی منجر شود. همانطور که در درس‌های قبلی بیان کردیم، عقاید و ارزش‌ها جزو لایه‌های عمیق و همچنین سازندۀ هویت یک جهان اجتماعی هستند؛ این لایه‌ها بر لایه‌های سطحی دیگر بیشترین تاثیر را می‌گذاشتند و کمتر از دیگر لایه‌ها تاثیر می‌پذیرفتند. همانطور که در بالا خواندید ایران و مصر با پذیرفتن عقاید و ارزش‌های توحیدی اسلام تحول هویتی پیدا کردند و به جهان اسلام ملحق شدند.

اما ارتباطاتی که در سطح هنجارها و نمادها باشد، می‌تواند باعث گسترش و پیشرفت یک فرهنگ شود، همانطور که در بالا اشاره کردیم جهان اسلام با گرفتن عناصر عقلی یونان و روم باعث گسترش و پیشرفت خود شد. هنجار و نمادها همان لایه‌های سطحی جهان اجتماعی هستند که از دیگر لایه‌ها بیشتر تاثیر می‌پذیرفتند و کمتر بر دیگر لایه‌های تاثیر می‌گذاشتند.


علوم انسانی - علوم اجتماعی دهم - کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی فرهنگ‌هایی که در مواجه با فرهنگ غرب هویت خود را از یاد بردند و دچار غرب‌زدگی شدند، به کدام معنا از خودبیگانگی دچار شدند؟

جشن‌های 2500 سالۀ شاهنشاهی

ازخودبیگانگی

در زبان فارسی، بیگانه در مقابل خودی به کار می‌رود. اما در مواردی ممکن است انسان با خودش بیگانه شود. به این وضعیت، از خودبیگانگی می‌گویند. نه تنها افراد، بلکه جهان‌های اجتماعی نیز ممکن است دچار از خودبیگانگی شوند که به آن، از خودبیگانگی فرهنگی گفته می‌شود.

انواع گم شدن

برای انسان

مکانی : انسان برای اینکه مکان را گم نکند و یا در مکان گم نشود، باید جغرافیا بخواند.

زمانی : انسان تنها موجودی مکانمند نیست، بلکه موجودی زمانمند هم است و ممکن است که زمان را نیز گم کند. برای اینکه زمان را گم نکند باید تاریخ را بشناسد.

اجتماعی و فرهنگی : انسان بُعد اجتماعی و فرهنگی هم دارد، و باید جامعه و فرهنگ را به خوبی بشناسد، تا آن‌ها را گم نکند یا در آن‌ها گم نشود.

خود : در مواقعی ممکن است که انسان خود را گم کند، راستی ما خود را چگونه گم می‌کنیم؟

به تعبیر امام علی(ع) : « خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، کجاست و به کجا می‌رود. »

همۀ حالت‌های گم شدگی که در بالا آن‌ها را ذکر کردیم نه تنها برای افراد، بلکه برای گروه‌ها، ملت‌ها، امت‌ها و جهان‌های اجتماعی نیز ممکن است.

انواع از خودبیگانگی

الف) از خودبیگانگی تاریخی : اگر جهان اجتماعی فرهنگ تاریخی خود را فراموش کند، دچار از خودبیگانگی تاریخی می‌شود. جوامع خودباخته‌ای که در مواجه با جهان اجتماعی دیگر، هویت خود را از یاد می‌برند، به این معنای از خودبیگانگی گرفتار می‌شوند.

ب) از خودبیگانگی حقیقی (فطری) : اگر عقاید و ارزش‌های یک جهان اجتماعی، مانع از آشنایی اعضای آن با حقیقت انسان و جهان شود، آن جهان دچار از خودبیگانگی حقیقی (فطری) می‌شود.

مثال : جهان‌های اجتماعی که بر اساس فطرت انسان شکل نگرفته‌اند و از عقاید و ارزش‌های حق برخوردار نیستند، مانع از آن می‌شوند که انسان‌ها به شناخت و تفسیر صحیحی از عالم و آدم برسند.

در این نوع جهان‌های اجتماعی، انسان‌ها از حقیقت خود و هستی دور می‌مانند. تصویری که از انسان ارائه می‌شود، سرابی از حقیقت است؛ به همین دلیل فطرت آدمی در این جهان به آرامش نمی‌رسد و به اضطراب و تشویش گرفتار می‌شود و در نهایت سر به عصیان و اعتراض بر می‌دارد.

قرآن : از نظر قرآن، انسان هنگامی به شناخت حقیقت خود و جهان می‌رسد که با نگاهی توحیدی به خود و جهان بنگرد. قرآن کریم فراموش کردن خداوند را سبب فراموشی انسان از خود می‌داند و می‌فرماید : ولاتکونوا کالذین نسوالله فانساهم انفسهم : همچون کسانی نباشید که خداوند را از یاد بردند و خداوند نیز، آن‌ها را از یاد خودشان برد.

بر اساس این نگاه تنها جهان توحیدی است که درهای آسمان و زمین را به روی انسان می‌گشاید و او را  با حقیقت خود و جهان هستی آشنا می‌کند.

انسانی که به خودآگاهی می‌رسد، خویش و جهان را آیات و نشانه‌های خداوند می‌یابد و همواره انیس و همنشین خداوند است.

جهان‌های اساطیری و مشرکانه : انسان را نه تنها از حقیقت جهان، بلکه از حقیقت خود دور می‌کنند.

پاسخ : از خودبیگانگی فرهنگی دو معنای متفاوت دارد : 1 . این عامل به تاثیرپذیری از جهان‌های اجتماعی مختلف اشاره دارد. فرهنگ‌هایی که در مواجه با فرهنگ غرب هویت خود را از یاد بردند و دچار غزب‌زدگی شدند، به خودبیگانگی تاریخی گرفتار شدند.

2 . خودبیگانگی فطری (حقیقی) : این نوع از خودبیگانگی، یک عامل درونی است، یعنی عقاید و ارزش‌های، یک جهان اجتماعی مانع از آشنایی اعضای جهان اجتماعی با حقیقت خود و جهان می‌شود، و فرهنگ‌های باطل، به این نوع از خودبیگانگی دچار می‌شوند.
 


 علوم انسانی - علوم اجتماعی دهم - کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی

ارتباط جهان‎های اجتماعی :

الف) پیشرفت یک جهان اجتماعی : با حفظ هویت، گرفتن عناصری از دیگر جهان‌ها و تغییرات دادن به آن در صورت لزوم. مثال : اسلام : گرفتن عناصر عقلی و نپذیرفتن عناصر مشرکانه و اساطیری یونان و روم.

ب) تحول فرهنگی : اگر در ارتباط بر عقاید خود پافشاری نکند. مثال : ایران و مصر، پیوستن به اسلام با پذیرفتن عقاید توحیدی

 خودباختگی فرهنگی : اعضا مبهوت و مقهور جهان اجتماعی مقابل، و حالت فعال و خلاق خود را در گرفتن عقاید و ارزش‌ها از دست بدهند. ارتباط خود را با فرهنگ و تاریخ خود از دست بدهند. و به صورت تقلیدی عمل کنند. از اینجا رانده و از آنجا مانده – مثال : غرب‌زدگی

از خودبیگانگی فرهنگی :

الف) تاریخی : جوامع خودباخته که هویت خود را از یاد بردند.

ب) حقیقی و فطری : عقاید و ارزش‌های یک جهان اجتماعی مانع از آشنایی اعضای آن جهان اجتماعی، با حقیقت انسان و جهان. جوامعی که بر اساس فطرت و عقاید حق نیستند.

نکته : قرآن فقط با نگاه توحیدی به شناخت خود و جهان می‌‌رسیم. فراموشی خدا سبب فراموشی خود. جهان اجتماعی توحیدی در آسمان و زمین را به روی انسان می‌گشاید.

انسان خودآگاه : خود و جهان را آیات و نشانۀ خدا می‌داند.

علوم انسانی - علوم اجتماعی دوازدهم- کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی 


علوم انسانی - علوم اجتماعی دوازدهم- کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی


علوم انسانی - علوم اجتماعی دوازدهم- کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی

1 . اگر تعامل و داد و ستد با جهان‌های اجتماعی در محدودۀ عقاید و ارزش‌ها باشد، باعث « . . . » یک جهان اجتماعی می‌شود؟

2 . جهان اسلام در مواجه با فرهنگ‌های یونان و روم تنها « . . . » را گرفت. و به تناسب هستی شناسی توحیدی خود، « . . . » را نپذیرفت.

3 . اگر جهان اجتماعی در مواجه با فرهنگ‌های دیگر « . . . » نکند، داد و ستد فرهنگی به لایه‌های عمیق آن نفوذ می‌کند، و به مرور زمان « . . . » می‌شود.

4 . فرهنگ‌های « . . . » و « . . . » در مواجه با جهان اسلام عقاید توحیدی آن را پذیرفتند و به آن ملحق شدند.

5 . جهان غرب طی جنگ‌های صلیبی در مواجه با جهان اسلام « . . . » را پذیرفت و « . . . » پیدا کرد.

5 . اگر اعضای یک جهان اجتماعی در مواجه با جهان‌های اجتماعی دیگر، مبهوت شوند و حالت و فعال و خلاق خود را در گزینش عناصر و فرهنگی دیگر از دست بدهند، دچار « . . . » می‌شوند. و « . . . » نوعی از آن است.

6 . عبارت از اینجا رانده و از آنجا مانده برای اشاره به جهان‌های اجتماعی که دچار « . . . » شده‌اند به کار می‌رود.

7 . خودبیگانگی دو نوع است، و جوامعی که در مواجه با فرهنگ‌های دیگر هویت خود را از یاد می‌برند، به « . . . » دچار می‌شوند و اگر عقاید و ارزش‌های یک جهان مانع از آشنایی اعضای آن جهان اجتماعی با حقیقت انسان و جهان شوند، آن جهان به « . . . » دچار شده است؟

8 . از نظر قرآن انسان تنها هنگامی به شناخت حقیقت خود و جهان می‌رسد که با « . . . » به خود و جهان بنگرد. بر اساس این نگاه تنها « . . . » است که درهای آسمان و زمین را به روی انسان می‌گشاید.

9 . « . . . » نه تنها انسان را از حقیقت خود، بلکه از حقیقت جهان نیز بیگانه می‌کنند؟

پاسخنامه :

1 . پیشرفت     /     2 . عناصر عقلی – عناصر مشرکانه و اساطیری    /      3 . بر عقاید و ارزش‌های خود پافشاری – دچار تحولات هویتی    /     4 . ایران – مصر     /    5 . خودباختگی فرهنگی – غرب‌زدگی    /     6 . خودباختگی     /     7 . از خودبیگانگی تاریخی – از خودبیگانگی فطری (حقیقی)       /     8 . نگاهی توحیدی – جهان توحیدی     /     9 . جهان اجتماعی مشرکانۀ اساطیری و سکولار

مرور و تکمیل درس قبل

1 . هویت فرهنگی، جهان اجتماعی بر اساس، « . . . » شکل می‌گیرد.

2 . هویت اجتماعی افراد در  پرتو « . . . » شکل می‌گیرد؟

3 . هویت فرهنگی تا زمانی که « . . . » دوام می‌آورد.

4 . تعارض، شیوۀ ناسازگار با عقاید و ارزش‌های یک جهان اجتماعی است. اگر تعارض تداوم پیدا کند و جهان اجتماعی نتواند کنش‌های اجتماعی را بر اساس فرهنگ خودسامان دهد، این وضعیت می‌تواند به « . . . » منجر شود؟

5 . تزلزل می‌تواند، به « . . . » منجر شود، و در جایی به وجود می‌آید که « . . . » نداشته باشد.

6 . اگر فرهنگی که گرفتار، تعارض، تزلزل، بحران و تحول می‌شود، « . . . » باشد و جهات تغییرات به سوی « . . . » باشد، تحول فرهنگی منفی است.

7 . اگر یک جهان اجتماعی با « . . . » و « . . . » مواجه شود، گرفتار کهولت و مرگ طبیعی می‌شود.

8 . « . . . » اندیشمندان و متفکران اجتماعی را به بازاندیشی دربارۀ بنیان‌های عقیدتی و ارزشی جهان اجتماعی فرا می‌خواند و آن‌ها را برای عبور از مرز‌های هویت فرهنگی تشویق می‌کند.

1 . عقاید و ارزش‌های اجتماعی آن     /    2 . هویت فرهنگی جهان اجتماعی       /     3 . عقاید و ارزش‌های آن مورد قبول اعضای جهان اجتماعی است.      /      4 . تزلزل فرهنگی       /     5 . بحران هویت - جهان اجتماعی توان دفاع از عقاید و ارزش‌های خود را      /     6 . فرهنگ حق - فرهنگ باطل      /     7 . کاستی‌ها - بن‌بست‌های درونی     /      8 . کاستی و خلا معنوی
علوم انسانی - علوم اجتماعی دهم - کنکور 98 - درس دهم علوم اجتماعی دهم - کنکور علوم اجتماعی - تغییرات هویتی

تحلیل کنید.

عبارت « از اینجا رانده و از آنجا مانده » در مورد چه جوامعی به کار می‌رود.

این عبارت، مصداق جوامعی است که به خود باختگی فرهنگی دچار شده‌اند. در خودباختگی، اعضای جهان اجتماعی خود باخته، عناصر جهان دیگر را بدون تحقیق و گزینش و به صورت تقلیدی فرا می‌گیرند و این جهان اجتماعی ارتباط خود را با تاریخ و فرهنگ خود از دست می‌دهد. بنابراین نه می‌تواند فرهنگ گذشتۀ خود را تداوم ببخشد و نه می‌تواند آن را رها کند و از آن بگذرد.

اصطلاح خسیس و ولخرج را در مورد چه جهان‌های اجتماعی می‌توان به کار برد؟

خسیس : جوامعی که ارتباطی با جهان‌های اجتماعی دیگر ندارند، همانند افراد خسیس هستند و این نوع از جوامع نمی‌توانند پیشرفت و گسترشی داشته باشند.

ولخرج : جوامعی که در سطح لایه‌های عمیق خود یعنی عقاید و ارزش‌های کلان با جهان‌های اجتماعی دیگر تعامل می‌کنند، و این نوع از جوامع دچار تحول هویتی می‌شوند.

هر دو ارتباط و رفتار نا صحیح و برای یک جهان اجتماعی مضر است.

ارتباط با درس آینده : در این درس با ارتباط‌های صحیح و غلط جهان‌های اجتماعی آشنا شدیم و گفتیم که هویت فرهنگی جهان اجتماعی در تعاملات غلط، یعنی تعاملاتی که در سطح عقاید و ارزش‌ها باشد، متحول می‌شود و باعث می‌شود که جهان اجتماعی متحول شده، هویت جهان اجتماعی مقابل را قبول کند.

در درس آینده با هویت اجتماعی ایرانی و هویت فرهنگی ایران و اسلام آشنا می‌شویم و یاد می‌گیریم که در رویارویی با فرهنگ غرب و سایر فرهنگ‌های دیگر چگونه، ایران توانسته است به عنوان قلب تپندۀ ایرانی اسلامی، در بیاید و چگونه افق جدیدی را به روی اندیشمندان جهان غرب نیز گسترده است.

مؤلف : مجید حیدری




 

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 1 | امتیاز: 5 از 5