آشنایی با شاخص‌های اقتصادی


اقتصاد دهم - جزوۀ کنکوری - اقتصاد کنکور - کنکور اقتصاد - جزوۀ اقتصاد - تست اقتصاد - علوم انسانی

پیش نیاز

متن درس

خلاصۀ درس

پرسش

ایستگاه!

 

 

مباحث اصلی درس

مفهوم اصلی : حسابداری ملی است، که با ارائۀ شاخص‌های اقتصادی در سطح ملی میزان فعالیت‌های اقتصادی را در سطح ملی اندازه‌گیری می‌کند.

یاد می‌گیریم که حسابداری ملی چگونه شاخص‌ها را محاسبه می‌کند، و معیار و ویژگی این شاخص‌ها چیست؟

سه شاخص مطلق کلان : 1 . تولید ملی 2 . تولید داخلی 3 . درآمد ملی را در این فصل مورد بررسی قرار می‌دهیم.

سپس با شاخص‌های نسبی و نحوۀ سنجش آن‌ها آشنا می‌شویم و در این فصل یک نمونه از شاخص‌های نسبی که چهارمین شاخص کلان البته نسبی است، به نام درآمد سرانه آشنا می‌شویم.

فقط فعالیت‌هایی در حسابداری ملی مطالعه می‌شود که چهار ویژگی : 1 . از بازار عبور کند. 2 . کالا و خدمات نهایی 3 . قانونی و مجاز 4 . در محدودۀ مکانی مشخص منظورمان همان تولید ملی یا داخلی بودن است.

معرفی روش‌های محاسبۀ تولیدات کل جامعه : 1 . هزینه‌ای 2 . درآمدی 3 . ارزش افزوده

محاسبۀ تولیدات کل جامعه و پیدا شدن قابلیت، مقایسۀ تولیدات در سال‌های مختلف و جوامع مختلف

اگر ارزش تولیدات که با شاخص‌هایی که خدمتتان عرض شد را ارائه کنیم ممکن است، افزایش تولیدات به علت افزایش تولید واقعی یا تورم و یا هر دو باشد، که برای از بین رفتن این مشکل ارزش کالا و خدمات تمامی سال‌ها را بر اساس سال پایه حساب می‌کنیم تا افزایش تولیدات، واقعی باشد، نه به علت تورم.

چگونه می توانیم میزان فعالیت های اقتصادی را در سطح جامعه اندازه گیری کنیم؟

بگذارید، پاسخ به این سؤال را با یک مقایسه، بهتر پاسخ بدهیم، همانطور که می‌دانید، پزشکان برای درمان بیمار خود نیازمند برخی شاخص‌ها و استفاده از نتایجات آزمایشگاهی هستند؛ پزشک اقتصاد حسابداری ملی است، حسابداری ملی با ارائۀ شاخص‌های اقتصادی، میزان فعالیت‌های اقتصادی و تغییرات آن در طول زمان، در نتیجۀ سیاست‌های اقتصادی مطالعه و بررسی می‌کند.


   آمارهای اقتصادی در سطوح چندگانه ارائه می شود؟

 

 

 

مقایسه

پزشکان : برای درمان بیمار نیازمند معاینه، بررسی برخی شاخص‌های حیاتی و گاه استفاده از نتایج متخصصان آزمایشگاهی هستند.

اقتصاددانان : برای بررسی وضعیت موجود و اندازه‌گیری فعالیت‌های اقتصادی و همچنین مطالعۀ روند تغییرات و یا نتایج سیاست‌های اقتصادی نیازمند، استفاده از آمار و شاخص‌های اقتصادی هستند.

سؤال : به چه علتی سنجه‌ها و شاخص‌های اقتصادی، بسیار مهم هستند؟

زیرا هر گونه اشتباه در اندازه‌گیری آن‌ها موجب اشتباه در تشخیص بیماری اقتصاد و یا روند بهبود می‌شود.

ارائۀ آمارهای اقتصادی : در سطوح چهارگانۀ : خرد (خانوار و شرکت و مؤسسات تولیدی)، شهری، منطقه‌ای و کلان (ملی و بین‌المللی) ارائه می‌شود.

حسابداری ملی : شاخه‌ای از مطالعات اقتصادی است، که با ارائۀ شاخص‌های گوناگون به بررسی و اندازه‌گیری میزان فعالیت‌های اقتصادی در سطح ملی (کلان) می‌پردازد. مثال : میزان تولید کالا و خدمات، صادرات، واردات، مصرف، پس‌انداز کل کشور، حجم نقدینگی، و سطح عمومی قیمت‌ها و سایر متغیرهای کلان را در سطح جامعه محاسبه می‌کند.

بررسی و اندازه‌گیری‌های مرکز آمار، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و یا بانک مرکزی، تصویر روشنی از اقتصاد و روند تغییرات آن و رفاه مردم ارائه می‌کند. به همین دلیل، می‌توان گفت آمارهای اقتصادی و حسابداری ملی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

طراح : حسابداری ملی، در سطح ملی، فعالیت‌های اقتصادی را اندازه‌گیری می‌کند. و ما در ادامه چند نمونه از شاخص‌ها و چگونگی محاسبه و به دست آوردن این شاخص‌ها را که حسابداری ملی ارائه می‌کند، را بیان می‌کنیم.

پاسخ : آمار های اقتصادی در سطوح چهارگانه خرد )یعنی سطح خانوار یا شرکت ها و مؤسسات تولیدی(، شهری، منطقه ای و کلان )ملی و بین المللی( ارائه می‌شود.(گزینه صحیح2)


هرگاه ارزش پولی تولیدات نهایی را آنجا که به خانوارها فروخته می‌شود، جمع بزنیم و تولید کل را به دست آوریم از کدام روش محاسبه‌ای برای سنجش تولیدات جامعه استفاده کرده‌ایم؟

1 . درآمدی

2 . ارزش افزوده

3 . هزینه‌ای

4 . تولیدی

 

 

 

 

فعالیت‌های تولیدی مورد محاسبه در حسابداری ملی :

طراح : یعنی فعالیت‌های تولیدی (کالا یا خدمات)، که این چهار شرط رابا هم نداشته باشند، محاسبه نمی‌شود.

1 . از بازار عبور کند : یعنی تولیدکننده، آن‌ها را در مقابل پول به مصرف‌کننده تحویل دهد؛

مثال : اگر فردی برای تعمیر یخچال به تعمیر کار پول بپردازد، فعالیت تولیدی صورت گرفته و ارزش آن محاسبه می‌شود اما اگر خود فرد تعمیر یخچال را انجام دهد، فعالیت تولیدی صورت نگرفته است. همچنین فعالیت تولیدی زنان در مزرعه فعالیت تولیدی است، اما خدمات آن‌ها در منزل مثل غذا درست کردن و تربیت فرزندان که خدمات و کالا تولید می‌کنند در تولید کل محاسبه نمی‌شود.

2 . فقط کالا و خدمات نهایی : فعالیت‌هایی که به تولید کالا و خدمات نهایی منتهی می‌شود؛ یعنی کالاهایی که خریداری و مصرف می‌شوند.

الف) نهایی : اشاره کردیم که گوجه‌فرنگی یک کالای مصرفی است، اگر مستقیما توسط خانوارها خریداری و مصرف شود. در این فصل به این کالای مصرفی، نهایی گفته می‎شود.

ب) واسطه‌ای : حال اگر، کارخانه‌ای گوجه‌فرنگی را خریداری کند، و از آن رب گوجه‌فرنگی تهیه کند، گوجه فرنگی دیگر یک کالای نهایی نیست، بلکه تبدیل به کالای واسطه‌ای شده است، که برای تولید رب‌ گوجه‌فرنگی به کار گرفته شده است.

در حسابداری ملی : فقط ارزش، کالاهای نهایی در اینجا رب گوجه‌فرنگی محاسبه می‌شود، زیرا اگر ارزش کالاهای واسطه‌ای را محاسبه کنند، در اینجا ارزش گوجه‌فرنگی دو بار محاسبه می‌شود، یک بار به صورت بخشی و بار دیگر در بطن کالای نهایی یعنی رب‌ گوجه‌فرنگی محاسبه می‌شود.

3 . قانونی و مجاز باشد؛ فعالیت‌های غیرقانونی نظیر قاچاق و مانند آن جزِء تولید کشور محاسبه نمی‌شود؛ زیرا از یک سو از این فعالیت‌ها اطلاع دقیقی در دست نیست و از سوی دیگر، محاسبۀ آنها نوعی مشروعیت دادن به آنها تلقی می‌شود.

4 . تولید در محدودۀ مکانی مشخصی باشد. این بخش را در جدول بعدی مود بررسی قرار می‌دهیم.

 
پاسخ :  گاهی ارزش پولی تولیدات نهایی را آنجا که به خانوارها فروخته می‌شود، جمع می‌زنیم و تولید کل را به دست ‌می آوریم، در این روش چه به دست فروشنده نگاه کنیم و چه به دست مصرف‌کننده، بدیهی است در این محاسبه، نگران اندازه‌گیری تولیدات واسطه‌ای و مواد اولیه نیستیم؛ چرا که ارزش پولی همه آنها را در محاسبه کالا ها و خدمات نهایی خود به خود اندازه‌گیری کرده‌ایم، به این روش هزینه‌ای می‌گویند.(گزینه صحیح3)

معمولاً برای مقایسه عملکرد دو کشور مثلاً میزان صادرات آنها متغیرهای مورد مقایسه را بر .... تقسیم می کنند تا ..... به دست آید؟

1 . تولید ناخالص ملی – شاخص‌های جاری

2 . تولید خالص داخلی – شاخص‌های نسبی

3 . تولید ناخالص داخلی – شاخص‌های جاری

4 . تولید خالص ملی – شاخص‌های نسبی

 

 

پیش‌نیاز : کالای بادوام : کالایی است که خود مصرف نمی‌شود؛ بلکه خدمات حاصل از آن در طول زمان مورد استفاده قرار می‌گیرد، حال اگر کالای بادوام از سوی نیروی انسانی در جریان تولید مورد استفاده قرار بگیرد، به آن کالای، بادوام سرمایه‌ای گفته می‌شود.

تعریف استهلاک : بخشی از سرمایه‌های هر کشور از قبیل ماشین‌آلات، ساختمان‌ها، راه‌ها و نظایر آن، که در فعالیت‌های تولیدی مورد استفاده قرار می‌گیرد، به مرور زمان فرسوده می‌شود و از بین می‌رود؛ بنابراین، باید بخشی از تولیدات کشور را صرف جبران این فرسودگی، یعنی تعمیر یا جایگزینی آنها کنیم؛ به بیان دیگر از کلّ تولید جامعه در طول یک سال باید قسمتی را به هزینه‌های جایگزینی سرمایه‌های فرسوده شده اختصاص دهیم؛

اگر به طور متوسط عمر مفید سرمایه های فیزیکی کشور20 سال باشد، سالانه می‌باید معادل 5٪ ارزش آن سرمایه را به عنوان استهلاک در نظر بگیریم و ازتولید کم کنیم.

به فرض چنانچه یک دستگاه کالای سرمایه‌ای را به بهای : 720 میلیارد ریال خریده‌ایم اگر عمر مفید آن 12 سال باشد. در این صورت به ترتیب از راست به چپ : (سراسری 92)

الف) هر سال چه مقدار هزینۀ استهلاکی باید کنار گذاشته شود؟

ب) چنانچه در دو سال آخر عمر مفید این کالای سرمایه‌ای، 8% کاهش‌بها یافته باشد، مجموع هزینۀ استهلاک دو سال آخر آن، چه میزان خواهد بود؟

ج) و قیمت جدید این کالای سرمایه‌ای کدام است؟ (توجه : ارقام به میلیون و میلیارد ریال است)

1 . الف) 60 – ب) 040 / 101 – ج) 400 / 626

2 . الف) 65 – ب) 040 / 101 – ج) 400 / 662

3 . الف) 60 – ب) 400 / 110 – ج) 400 / 662

4 . الف) 65 – ب) 400 / 110 – ج) 400 / 626

پاسخ : گام اول : هزینۀ استهلاک سالانه :

گام دوم : میزان کاهش بهای کالا :  میلیارد ریال

گام سوم : میزان کاهش 662 / 400 = قیمت جدید - میلیارد ریال 720 – 57 / 6 = 662/4 

گام سوم : هزینۀ استهلاک جدید = میلیون ریال

گام چهارم : استهلاک دو سال آخر میلیون ریال 55/200 x 2 = 110/400   (3)

شاخص اول : تولید ملی : یکی از مهم‌ترین متغیرهایی که حسابداری ملی به مطالعۀ آن می‌پردازد، میزان تولیدات کل جامعه اعم از کالا و خدمات است. اینکه یک جامعه در طول یک سال چه مقدار کالا و خدمات تولید می‌کند، نشان دهندۀ قدرت و توان اقتصادی آن جامعه، سطح رفاه و درآمد اعضای آن، میزان پس انداز و سرمایه‌گذاری و در نهایت، امکان پیشرفت آن جامعه در آینده است.

مقایسه

 1 . شاخص اول : تولید ناخالص ملی (GNP) : محاسبۀ ارزش پولی تمامی کالاها و خدماتی که توسط یک ملت، چه در داخل مرزهای جغرافیایی کشورشان و چه در خارج از مرزهای جغرافیایی کشورشان، محاسبه می‌شود.

تولید خالص ملی : برای به دست آوردن تولید خالص باید، میزان هزینۀ استهلاک را از ارزش پولی تمامی کالاها و خدمات یک ملت، کسر کنیم.

ارزش پولی تولید ناخالص ملی ارزش هزینه‌های استهلاک = تولید خالص ملی

شاخص دوم : تولید ناخالص داخلی ( (GDP: محاسبۀ ارزش پولی تمام کالاها و خدماتی نهایی که درون مرزهای جغرافیایی یک کشور تولید می‌شود.

مثال : شما مرزهای کشورمان را در نظر بگیرید، هر کس در داخل مرزهای جغرافیایی کشور ما تولید کند چه ایرانی باشد و چه از کشور دیگری باشد در تولید ناخالص داخلی محاسبه می‌شود. پس تولید ایرانیان خارج از کشور محاسبه نمی‌شود.

تولید خالص داخلی : برای به دست آوردن تولید خالص باید میزان هزینۀ استهلاک را از ارزش پولی کل تولیدات یک کشور (مرزهای جغرافیایی) کسر کنیم.

تولید ناخالص داخلی ( (GDP – هزینه‌های استهلاک = تولید خالص داخلی

طراح : گفتیم که در حسابداری ملی از شاخص‌ها برای، تشخیص تغییرات ایجاد شده توسط سیاست‌های اقتصادی، استفاده می‌کنیم، تولید ناخالص یا خالص ملی و داخلی دو شاخص از مهم‌ترین در این زمینه شاخص‌ها هستند.

سؤال : اگر میزان تولید ناخالص یا خالص داخلی یا ملی، کشوری بالا باشد، این نکته بیانگر چیست؟

میزان زیاد بودن این دو شاخص اقتصادی، بیانگر قدرت اقتصادی و تولیدی بیشتر و بهره‌وری بالاتر آن کشور و استفادۀ بهینه از همۀ عوامل تولید خود است.

آیا می‌توان شاخص‌های تولید ملی و داخلی را در کشورها به‌جای همدیگر به کار برد؟

1) کشورهایی که نمی‌شود :  لبنان : نیروی کار و سرمایه‌های زیاد آن در خارج از مرزهایش کار می‌کنند؛ یعنی تولید ملی آن بیشتر از تولید داخلی است، پس نمی‌توان این دو شاخص را در این کشور به‌جای یکدیگر به کار برد.

2) هنگ‌کنگ : در کشورهایی که، حضور چشمگیری از تولیدکنندۀ چند ملیتی دارند. یعنی تولید داخلی آن از ملی بیشتر است.

کشورهایی که می‌شود : ایران : در کشورهایی مثل ایران، این دو شاخص را که تفاوت فاحشی با هم ندارند، به‌جای یکدیگر به کار می‌برند.

 

 

شاخص سوم : درآمد ملی : با فرض اینکه هر تولید ملی)یا داخلی(، درآمدی را برای تولیدکنندگان آن و عوامل تولید ملی یا داخلی ایجاد کرده است، می‌توان درآمد ملی یا داخلی را نیز، که دقیقاً معادل تولید است به عنوان شاخص‌های کلان اقتصادی مورد استفاده قرار داد.

درآمد ملّی دربرگیرندۀ مجموع درآمدهایی است که در طول سال نصیب ملت می‌شود. این درآمدها عبارت است از : درآمد حقوق بگیران )دستمزدها(، درآمد صاحبان سرمایه قیمت خدمات (سرمایه)، درآمد صاحبان املاک و مستغلات )اجاره(، درآمد صاحبان مشاغل آزاد و سودی که نصیب شرکت‌ها و مؤسسه‌ها می‌شود.

سؤال : چگونه می‌توان تولید کل جامعه را که در گسترۀ کشور و چه بسا کل زمین پخش است، محاسبه کنیم؟ اینکه کجا و در چه بزنگاهی تولیدات را ببینیم و اندازه‌گیری کنیم، موجب می‌شود تا روش‌های مختلفی برای محاسبۀ تولید کل کشور داشته باشیم.

1 . هزینه‌ای : گاهی ارزش پولی تولیدات نهایی را آنجا که به خانوارها فروخته می شود، جمع می‌زنیم و تولید کل را به دست می‌آوریم )چه به دست فروشنده نگاه کنیم و چه به دست مصرف‌کننده). بدیهی است در این محاسبه، نگران اندازه‌گیری تولیدات واسطه‌ای و مواد اولیه نیستیم؛ چرا که ارزش پولی همه آنها را در محاسبه کالاها و خدمات نهایی خودبه‌خود اندازه‌گیری کرده‌ایم. به این روش هزینه‌ای می‌گویند.

2 . روش درآمدی : در روش دوم با علم به اینکه هر آنچه در کشور تولید شده و درآمدی کسب شده نهایتاً بین عوامل تولید تقسیم شده است با جمع زدن همه اجزای آن (مزدها، سودها، اجاره‌ها) درآمد همه بازیگران و فعالان اقتصادی داخلی یا ملی ، تولید کل را محاسبه می‌کنیم. به این روش درآمدی می‌گوییم.

نکتۀ ارتباطی : درآمد ملی که دقیقا معادل تولید ملی است، را اینگونه محاسبه می‌کنیم.

3 . روش ارزش افزوده : در روش سوم مجموع ارزش افزوده‌هایی که در مراحل مختلف تولید در بخش‌های مختلف اقتصادی تولید می‌شوند را با هم جمع زده و تولید کل را محاسبه می‌کنیم.

نکته : بدیهی است هر سه روش، جواب یکسانی به ما خواهد داد. از این رو برای جلوگیری از اشتباه، متولیان حسابداری ملی کشور حداقل با دو روش محاسبه، و نتایج را با هم مقایسه می‌کنند.

 

مقایسه

گاهی شاخص‌های مطلق (یعنی تولید خالص یا ناخلص ملی یا داخلی)، تصویر خوبی از واقعیت ارائه نمی‌کند و باید از شاخص‌های نسبی استفاده کرد؛ مثلا اگر مسابقۀ وزنه‌برداری بین فیل و مورچه برگزار شود، و به عدد مطلق وزنه‌ای که هر یک بلند می‌کنند توجه کنیم، قطعا فیل همیشه برنده است؛ اما اگر رکورد آن‌ها را به تناسب وزن آن‌ها مقایسه کنیم (یعنی تقسیم وزنه‌ای که هر یک بلند کرده‌اند به وزن آن‌ها) در این صورت مورچه برنده می‌شود.

اشتراک : به همین دلیل، اغلب در مطالعات آماری و برای دستیابی به تصویر دقیق‌تر و واقعی‌تر می‌باید از شاخص‌های نسبی استفاده کنیم.

چگونگی

به‌دست

آوردن

شاخص

نسبی

محاسبۀ شاخص نسبی : از آنجا که تولید ملی، (ارزش پولی کالا و خدمات نهایی تولید شده توسط یک ملت)، حجم و بزرگی اقتصاد را نشان می‌دهد، معمولا برای مقایسۀ عملکرد دو کشور متغیرهای مورد مقایسه را بر تولید ملی تقسیم می‌کنند، تا شاخص نسبی ساخته شود.

مثال :

بر حسب شاخص مطلق : در اینجا منظور از متغیر، صادرات است؛ اگر صادرات مالزی 50 میلیارد دلار و صادرات جیبوتی 5 میلیارد دلار باشد؛ نمی‌توان بسادگی چنین نظر داد که صادرات مالزی 10 برابر جیبوتی است!

نتیجه بر حسب شاخص نسبی : برای به دست آوردن موفق بودن مالزی (فیل) و یا برنده بودن جیبوتی (مورچه)، با تقسیم اندازۀ صادرات به حجم کل اقتصاد (تولید ملی آن‌ها) چه بسا به طور نسبی، کشور جیبوتی (مورچه) برنده شود.

 

طراح : تحلیل : در بالا، کشور مالزی، مانند فیل وزنه‌ای بزرگتر که همان صادارت بیشتر است را بالای سر برده، و کشور جیبوتی، مانند مورچه وزنه‌ای بسیار کوچکتر یعنی یک دهم مالزی (فیل) برداشته است.

گفتیم که اگر وزنه را به وزن مورچه (جیبوتی : منظور تولید ملی کمتر از مالزی) و فیل (مالزی : منظور تولید ملی بیشتر از جیبوتی) تقسیم کنیم، ممکن است کشور جیبوتی نسبت به حجم و بزرگی اقتصادش (تولید ملی) از مالزی در زمینۀ صادرات موفق‌تر باشد.

 

شاخص نسبی : درآمد سرانه :

گاهی هم عامل مورد توجه در حجم اقتصاد، جمعیت است. برای مقایسه بهتر بین دو کشور و یا یک کشور در طول زمان، درآمد( تولید ملی) را به جمعیت آن کشور تقسیم می‌کنند و شاخص‌های نسبی با نام درآمد سرانه می‌سازند. با توجه به تفاوت چشمگیر جمعیت کشورهای مختلف، محاسبۀ شاخص‌ها به صورت سرانه که سهم متوسط هر فرد جامعه در میزان تولید یا درآمد آن جامعه است. می‌تواند معیار بهتری برای مقایسۀ سطح زندگی و رفاه افراد جوامع مختلف باشد.

 
 

در مباحث بالا ما مفهومی را بیان کردیم که هنوز آن را برای شما خوب تشریح نکرده‌ایم. آیا می‌دانید این مفهوم چیست؟ ارزش پولی تولیدات

سوال : اگر تمام ارزش تمام محصولات را با پول بسنجیم می توانیم میزان تولید جامعه را  در سال های مختلف به دست آوریم اما ممکن است که با چه مشکلی برای  مواجه شویم؟ آیا راه حلی برای جلوگیری از این مشکل وجود دارد؟

اگر ما سال های مختلف را با هم بسنجیم و ممکن است که افزایش تولید به علت تورم باشد، که اگر اینطور باشد ، مقدار تولید کل محاسبه شده، هر سال رقم بزرگتری را نشان می دهد؛ در حالی که این رقم به معنای افزایش تولید نیست.

برای رفع این مشکل، می‌توان سال معینی را به عنوان سال پایه انتخاب کرد و ارزش تولیدات هر سال را براساس سال پایه نه سال جاری محاسبه کرد.

محاسبۀ تولیدات به ارزش پولی و قابل مقایسه شدن تولیدات در جوامع مختلف و سال‌های متفاوت : در محاسبۀ شاخص‌ها گفتیم ارزش پولی کالاها و خدمات تولید شده در تولید ملی یا داخلی.

به نظر شما می‌شود، دو تن سیب زمینی، بیست تن گندم و 1000جلد کتاب، آن هم تمام تولیدات را اینگونه محاسبه کرد؟

به یقین پاسخ شما منفی است، اما می‌شود ارزش آن‌ها را بر حسب پول، مشخص، محاسبه و حاصل جمع آن‌ها را معلوم کرد؛ بدین ترتیب می‌توان میزان تولید کل جامعه را در سال‌های مختلف با هم مقایسه کرد.

طراح : اگه عشق کردین که خیلی، سر سری از جدول زیر عبور کنینُ، برین سراغ فصل بعدی سخت در اشتباهین، این قسمت از درس در کنکورهای سراسری، سال‌هاست که چشم داوطلبای کنکور رو به جمال خودش، روشن کردن! پس لطفا ما رو در ادامه همراهی کنین.

جدول زیر میزان کالاهای تولید شده توسط ایرانیان (البته فقط دو کالا) در سه سال متوالی را نشان می‌دهد، ما در این جدول ابتدا محاسبۀ تولیدات را به قیمت جاری یعنی قیمت‌های موجود در هر سال محاسبه می‌کنیم و سپس به قیمت سال پایه تا شما تفاوت، ارقام را ببینید.

مقدارتولید

1394

قیمت

مقدار تولید

1395

قیمت

مقدار تولید

1396

قیمت

3000 کیلو

10

3000

15

3200

12

2000عدد

20

1500

22

2500

15

گام اول : تولید کل یا داخلی است یا ملی که در اینجا تولید ملی (ارزش پولی کالاها و خدمات ارائه شده توسط یک ملت) مدّنظر ماست.

گام دوم : محاسبۀ تولیدات سال 94 به قیمت جاری (یعنی قیمت کالاهای آن سال) :

ارزش پولی تولیدات 94 :  10 x 3000) + (20 x 2000) = 70 000 )

گام سوم : ارزش پولی تولیدات 95 بر اساس قیمت جاری :

ارزش پولی تولیدات 95 : (10 x 3000) + (22 x 1500) = 78000

طراح : اگر نگاه زیبایتان را به ستون سوم جدول ( مقدار تولید 95) بیندازید، خواهید دید که تولید سیب مانند سال 94، 3000 کیلو است، اما تولید لوح فشرده 500 عدد کاهش یافته است، اما چرا ارزش پولی تولیدات سال 95 از سال 94 بیشتر است؟

پاسخ : زیرا اگر به ردیف 5 جدول مجددا توجه کنید خواهید دید که با افزایش سطح قیمت (تورم) نسبت به سال 94، روبه‌رو هستیم.

نتیجه : پس اینجا محاسبه به قیمت جاری، موجب اشتباه در تشخیص دقیق تولید در سال 95 شده است.

راه‌حل : محاسبۀ قیمت‌ها به سال پایه :

سال پایه : سالی است که قیمت کالاهای آن، برای قیمت‌گذاری کالاهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

طبق جدول بالا : سال پایه را 1394 (سالی که قیمت کالاهای آن، معیار قیمت‌گذاری سال‌های دیگر است.) در نظر می‌گیریم.

گام اول : محاسبۀ تولیدات سال 94 بر اساس تولیدات سال 95 :

قیمت ثابت سال 94 : (10) x (3000) + (20 x 1500) = 60/000

بدین ترتیب تولید کل در سال دوم به قیمت جاری برابر با 780000 ریال و به قیمت ثابت (با در نظر گرفتن سال اول (95) به عنوان سال پایه) برابر با 60000 ریال است که به درستی کاهش تولید کل کشور را نشان می‌دهد.

جمع‌بندی : علت افزایش (ارزش یا قیمت) میزان تولیدات :

الف) سال جاری : افزایش مقدار تولید یا افزایش سطح قیمت (تورم) یا هر دو مورد. (متغیرهای اسمی)

ب) سال پایه : به درستی افزایش یا کاهش تولید را نشان می‌دهد. (متغیرهای واقعی یا حقیقی)

طراح : خسته که نیستین، الحمدولله. خُب خدا رو شکر. تست بعدی رو آوردم تا کف کنین (ببخشین کیف کنین.) گام به گام جلو برین. اگر نگران پاسخ طولانی هستین باید بگویم سخت در اشتباهین، این فقط جهت تسلط بیشتر شما بر مباحث است. پس گام‌به گام با ما بیایید.

تست : تولید کشوری در سه سال متوالی، به ترتیب سال اول1500، سال دوم1700 و سال سوم 1875 هزار میلیارد ریال بوده است. با گزینش سال اول به عنوان سال پایه، تولید کل در سه سال مورد نظر بر حسب قیمت‌های سال پایه به ترتیب 1500، 1650 و 1710 تغییر یافته است. براساس این محاسبات به ترتیب (از راست به چپ) : (91)

الف) کدام اعداد مربوط به پدیدۀ تورم در سال دوم و سوم است؟

ب) افزایش مقدار تولید در سال دوم و سوم کدام است؟

ج) افزایش قیمت‌ها در سال سوم و سوم چیست؟

1 . الف) 50 – 165 ب) 150 – 210 ج)50 – 165

2 . الف) 165 – 50 ب) 210 – 150 ج)165 – 50

3 . الف) 50 – 165 ب )210 – 150 ج) 50 – 165

4 . الف) 165 – 50 ب) 150 – 210 ج) 165 – 50

گام اول : شما با دو نوع سال یعنی یکی سال‌هایی با قیمت جاری (1500 – 1700 – 1875) و سال‌های با قیمت پایه یا ثابت (1500 – 1650 – 1710) رو به رو هستید.

گام دوم : الف) تورم : برای به دست آوردن تورم (افزایش قیمت)، سال‌های مورد نظر یعنی جاری و ثابت را در مقابل هم قرار داده و آن‌ها را از هم کسر کنید.

تورم سال دوم : 1700 – 1650 = 50

تورم سال سوم : 1875 – 1710 = 165

گام سوم : ب) برای به دست آوردن افزایش مقدار تولید واقعی، سال پایه را ملاک بگیرید و سال‌هایی که به قیمت پایه، که در بالا آن‌ها را مشخص کردیم را از آن کسر کنید باقیمانده، جواب است.

افزایش تولید در سال دوم : 1650 – 1500 = 150

افزایش تولید در سال سوم : 1710 – 1500 = 210

گام آخر : ج) منظور از افزایش قیمت همان تورم است، که مانند مورد الف، سال پایه و جاری را در مقابل هم قرار دهید.

افزایش قیمت (تورم) در سال دوم : 1700 – 1650 = 50

افزایش قیمت (تورم) در سال سوم : 1875 – 1710 =

نکته : افزایش قیمت همان تقاضا بود، فکر نکنین، جواب این قسمتو دوبار نوشتم صرفا جهات تسلطه

نتیجه : هرجا افزایش تولید بود سال پایه را از سال‌های با قیمت پایه کسر کنید. و هر جا تورم یا افزایش قیمت بود، سال پایه را از سال‌های با قیمت جاری کسر کنید. (1)

محاسبۀ سایر شاخص‌ها با قیمت سال پایه (ثابت) : این دقت و توجه، فقط به محاسبۀ تولید جامعه منحصر نیست بلکه اقتصاددانان در محاسبۀ سایر شاخص‌های اقتصادی مثل میزان صادرات، واردات، مصرف و نیز به جای متغیرهای با قیمت‌های جاری (متغیر های اسمی) از متغیرهای با قیمت ثابت (متغیرهای واقعی یا حقیقی) استفاده می‌کنند و به همۀ سیاست‌گذاران، اهالی رسانه و مردم توصیه می‌کنند که همیشه و به ویژه وقتی پای مقایسه‌ای در میان است، همه متغیرهای اقتصادی را به قیمت‌های ثابت محاسبه و در تحلیل‌ها وارد کنند؛

چرا که استفاده از متغیرهای اسمی به جای متغیرهای واقعی بسیار غلط انداز است؛ مثلاً اگر در رسانه اعلام شد که صادرات کشور 20 % افزایش داشته است این اعلام چندان معنادار نیست؛ چرا که معلوم نیست افزایش در وزن و حجم بوده است و یا افزایش به قیمت‌های جاری یا به قیمت‌های ثابت سال پایه. چه بسا اگر مثلاً تورم جهانی 30 درصد بوده، و صادرات اسمی 20 درصد افزایش یافته باشد در واقع صادرات واقعی 10 درصد کاهش هم یافته است!

همچنین است حقوق و دستمزدها و میزان سود بانکی یا سودهای سهام در بازار سرمایه که باید آن‌ها را به قیمت‌های ثابت (تورم در رفته = واقعی) مورد استفاده قرار داد؛ به طور مثال، اگر دستمزد کارکنان دولت 10 ٪ افزایش یابد و در همان زمان تورم 10 ٪ باشد، در واقع قدرت خرید واقعی آنان تغییری نکرده است و یا اگر در همان حالت بانک‌ها به سپرده‌های مردم 12 ٪ سود اسمی بپردازند در واقع بعد از کسر تورم 2٪ سود واقعی داشته‌ایم.

 

 


پاسخ : معمولاً برای مقایسه عملکرد دو کشور مثلاً میزان صادرات آنها متغیرهای مورد مقایسه را بر تولید ملی تقسیم می کنند تا شاخص های نسبی به دست آید.(گزینه صحیح4)


اگر بخواهیم که در جامعه وضعیت اقتصاد را بررسی کنیم نیازمند شاخص‌هایی هستیم، در اقتصاد رشته ای وجود دارد به نام حسابداری ملی که با استفده از شاخص‌هایی مثل : میزان تولید کالا و خدمات، صادرات و واردات و برخی شاخص های دیگر وضعیت اقتصاد را بررسی می‌کنند. 

همانطور که انسان ها پیر می شوند وسایل وابزار ها هم پیر می شوند ولی به پیری آن ها استهلاک می گویند؛ مثل : راه ها، ماشین آلات و ... که در جریان تولید به کار گرفته می‌شوند.

پول تمام کالا و خدمات تولید شده توسط یک ملت تولید ناخالص ملی – استهلاک = خالص

پول تمام کالاها و خدمات تولید شده در داخل مرزهای یک کشور تولید ناخالص داخلی – استهلاک = خالص

در حسابداری ملی مواردی مثل : کالا از بازار عبور کند، کالاهای نهایی،  قانونی و مجاز محاسبه می‌شود.

درآمد ملی درآمدهای یک ملت و با تقسیم بر جمعیت = درآمد سرانه که یک شاخص نسبی است واز طریق آن امکان مقایسۀ بین جوامع مختلف به وجود می‌آید.

شاخص های نسبی : برای مقایسۀ دو کشور مثل صادرات متغیرهای مورد مقایسه را بر تولید ملی تقسیم و شاخص نسبی ساخته می‌شود.

محاسبه تولید کل با سه روش : هزینه‌ای، درآمدی و ارزش افزوده

اگر بخواهیم میزان تولید یک جامعه را در سال های مختلف بررسی کنیم ممکن است افزایش تولید به علت تورم و افزایش قیمت باشد، برای حل این مشکل تولیدات کل را بر حسب قیمت جاری محاسبه نمی کنیم بلکه یک سال پایه را در نظر می گیریم.

 

 


 

1

دلیل اهمیت آمار و اطلاعات و حسابداری ملّی را بیان کنید.

سنجه‌ها و شاخص‌های اقتصادی بسیار مهم است؛ زیرا هرگونه اشتباه در اندازه گیری آنها موجب اشتباه در تشخیص بیماری اقتصادی و یا روند بهبود می شود.

حسابداری ملی شاخه ای از مطالعات اقتصادی است که با ارئۀ شاخص های گوناگون به بررسی و اندازه گیری میزان فعالیت های اقتصادی در سطح ملّی می پردازد؛ و  تصویری روشن از اقتصاد و روند تغییرات آن و رفاه مردم ارائه می کند.

2

فعالیت تولیدی چیست؟

از طریق فعالیت های تولیدی، کالاها و خدمات مورد نیاز افراد و جوامع تهیه می شود .محصولات کشاورزی، محصولات صنعتی و فناوری‌ها و محصولات دانش‌بنیان، حتی ایده ونوآوری‌ها، همه و همه حاصل فعالیت های تولیدی است.

3

چرا در اندازه گیری تولید کلّ جامعه، ارزش کالا های واسطه ای محاسبه نمی شود؟

زیرا ارزش کالاهای واسطه‌ای در بطن کالاهای نهایی است و واگر ارزش آن‌ها را محاسبه کنیم، در واقع دو بار آن‌ها را محاسبه کرده‌ایم، یک بار به صورت بخشی(واسطه‌ای) و یک بار هم در بطن کالاهای نهایی، پس فقط کالاهای نهایی را محاسبه می کنیم.  

4

برای محاسبۀ فعالیت های تولیدی در حسابداری ملّی چه شرایطی لازم است؟

1. از بازار عبور کند یعنی تولیدکننده آن را در مقابل پول به مصرف کننده تحویل دهد. 2 . کالاهای نهایی را محاسبه می کنیم زیرا ارزش کالاهای واسطه ای در بطن کالاهای نهایی است. 3 . قانونی و مجاز باشد؛ فعالیت های غیرقانونی نظیر قاچاق و مانند آن جزِء تولید کشور محاسبه نمی شود؛ زیرا از یک سو از این فعالیت ها اطلاع دقیقی در دست نیست و از سوی دیگر، محاسبۀ آنها نوعی مشروعیت دادن به آنها تلقی می شود.

5

چه زمانی استفاده از متغیرهای خالص نسبت به متغیرهای ناخالص برای تحلیل اقتصادی توصیه می شود و چه زمانی توصیه نمی شود؟

6

چند روش برای محاسبه تولید کل وجود دارد؟ روش ارزش افزوده را در محاسبۀ ارزش کل تولیدات جامعه شرح دهید؟

سه روش، 1 . هزینه‌ای 2 . درآمدی 3 . ارزش افزوده

گاهی ارزش پولی تولیدات نهایی را آنجا که به خانوارها فروخته می شود، جمع می زنیم و تولید کل را به دست می آوریم )چه به دست فروشنده نگاه کنیم و چه به دست مصرف کننده﴾. بدیهی است در این محاسبه، نگران اندازه گیری تولیدات واسطه ای و مواد اولیه نیستیم؛ چرا که ارزش پولی همه آنها را در محاسبه کالا ها و خدمات نهایی خود به خود اندازه گیری کرده ایم. به این روش هزینه ای می گویند.

7

برای جلوگیری از اشتباه ناشی از افزایش قیمت در محاسبۀ متغیر های اقتصادی، چه باید کرد؟

اگر ما سال های مختلف را با هم بسنجیم و ممکن است که افزایش تولید به علت تورم باشد، که اگر اینطور باشد ، مقدار تولید کل محاسبه شده  هر سال رقم بزرگتری را نشان می دهد؛ در حالی که این رقم به معنای افزایش تولید نیست.

برای رفع این مشکل، می توان سال معینی را به عنوان سال پایه انتخاب کرد و ارزش تولیدات هر سال را براساس سال پایه نه سال جاری محاسبه کرد.

8

چرا درآمد سرانه کشور ها بهتر می تواند توان تولید و یا رفاهی آنها را نشان دهد؟

درآمدسرانه با تقسیم تولید ملی بر جمعیت درآمد سرانه به دست می آید، با توجه به تفاوت چشمگیر جمعیت کشور های مختلف، محاسبۀ شاخص ها به صورت سرانه که سهم متوسط هر فرد جامعه در میزان تولید یا درآمد آن جامعه است  می تواند معیار بهتری برای مقایسۀ سطح زندگی و رفاه افراد جوامع مختلف باشد.

 

 

1

کدام گزینه علت واقعی اهمیت سنجه ها و شاخص های اقتصادی را نشان می دهند؟

1 . با آنها می توان سطح رشد و تغییرات سیاست های اقتصادی را در سطح جامعه بررسی کرد.

2 . با کمک آن ها می توان میزان تولیدات را در سطح جامعه افزایش داد.

3 . زیرا هرگونه اشتباه در اندازه گیری آنها موجب اشتباه در تشخیص بیماری اقتصادی و یا روند بهبود ‌می شود.

4 . سنجه ها و شاخص‌های اقتصادی بهترین وسیله برای مقایسۀ کشورهای مختلف از نظر اقتصادی است.

2

در کدام گزینه علت اینکه ازرش کالاهای واسطه‌ای را در حسابداری ملی، محاسبه نمی‌کنند، به درستی ذکر شده است؟

 1 . به علت اینکه ارزش کالاهای واسطه‌ای را در حسابداری ملی نباید محاسبه کرد.

2 . چون ارزش کالاهای واسطه ای در بطن کالاهای نهایی است.

3 . چون  ارزش کالاهای واسطه ای در واقع باید دو بار به حساب آیند.

4 . به علت این که کالای واسطه ای مصرف می شوند.

3

علت این که فعالیت های غیر قانونی مثل قاچاق جزو تولید کشور محاسبه نمی شود در کدام گزینه به درستی ذکر شده است؟

1 . از آن ها اطلاعی دقیقی در دست نیست ، و دارای مشروعیت هستند.

2 . از آن ها اطلاعات اندکی در دست است و مشروع نیستند.

3 . از آن ها اطلاعی دقیقی در دست نیست و مشروع نیستند.

4 . از آن ها اطلاعات اندکی در دست است و مشروع هستند.

4

منظور از تولید ناخالص ملی چیست؟

1 . تولیدی که در محدودۀ مرزهای یک کشور صورت گرفته باشد و از آن هزینۀ استهلاک کم نشده است.

2 . تولیدی که توسط مردم یک کشور چه در داخل و چه در خارج کشور انجام شده باشد و هزینۀ استهلاک از آن کم شده است.

3 . تولیدی که در محدودۀ مرزهای یک کشور صورت گرفته باشد و از آن هزینۀ استهلاک کم شده است.

4 . تولیدی که توسط مردم یک کشور چه در داخل و چه در خارج کشور انجام شده باشد و هزینۀ استهلاک از آن کم نشده است.

5

سنجش : چنانچه در محاسبۀ تولید کل جامعه سال معینی را به عنوان سال پایه انتخاب کنیم و ارزش تولیدات هر سال را بر حسب قیمت کالا و خدمات در سال پایه نه سال جاری محاسبه نماییم ....

1 . اثر تغییرات قیمت در محاسبۀ کل از بین نمی رود.

2 . تغییرات موجود فقط نشان دهندۀ تغییر میزان تولید کالاها و خدمات خواهد بود.

3 . در واقع رقم بزرگ تولید به معنی افزایش واقعی تولید نیز هست.

4 . مقدار تولید کل محاسبه شده در هر سال رقم بزرگتری را نشان می دهد.

پاسخ تشریحی

1

سنجه ها و شاخص های اقتصادی بسیار مهم است؛ زیرا هرگونه اشتباه در اندازه گیری آنها موجب اشتباه در تشخیص بیماری اقتصادی و یا روند بهبود ‌میشود. (گزینه صحیح3)

2

در حسابداری ملی فقط آن دسته از تولیداتی که به تولید کالا و خدمات نهایی منتهی می شود محاسبه ‌میشود، و از محاسبۀ ارزش کالاهای واسطه ای صرفنظر ‌میکنند چون ارزش کالاهای واسطه‌ای در بطن کالاهای نهایی است، و اگر آن‌ها را محاسبه کنیم در واقع دو بار آن‌ها را محاسبه کرده‌ایم یک بار به صورت بخشی و یک بار در بطن کالاهای نهایی پس فقط کالاهای نهایی را محاسبه ‌میکنیم. (گزینه صحیح2)

3

در حسابداری ملی فقط آن دسته از فعالیت‌های تولیدی محاسبه ‌میشوند که قانونی و مجاز باشند؛ زیرا اولا از فعالیت‌های غیر قانونی اطلاع دقیقی در دست نیست و ثانیا محاسبه کردن آن‌ها نوعی مشروعیت دادن به این نوع فعالیت است. (گزینه صحیح3)

4

اگر تولید توسط مردم یک ملت چه در داخل کشور و چه در داخل کشور انجام شده باشد به آن تولید ملی ‌میگویند برای فراموش نکردن تولید ملی هر جایی که به کلمۀ ملی و کشور برخورد کردید با تولید ملی روبه رو هستید. اگر از تولیدات جامعه هزینۀ استهلاک را کم کنیم تولید خالص به دست ‌میآید در غیر این صورت با تولید ناخالص رو به رو هستیم. (گزینه صحیح4)

5

اگر در تولید کل جامعه سالی را به عنوان سال پایه در نظر بگیریم تورم و افزایش قیمت از بین ‌میرود و تغییرات موجود نشان دهندۀ تغییر میزان تولید کالاها و خدمات خواهد بود. (گزینه صحیح2)

 

مولف : مجید حیدری

 




 

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 2 | امتیاز: 5 از 5