رشته زبان و ادبیات فارسی - آکادمی کنکور

رشته زبان و ادبیات فارسی


رشته زبان و ادبیات فارسی

رشته ی زبان و ادبیات فارسی از رشته های با سابقه ی طولانی در کشورمان است. در واقع هر دانشگاهی که در ایران تاسیس می شده ، رشته ادبیات فارسی هم از همان ابتدا در آن دانشگاه تدریس می شده . این رشته جزء زیرمجموعه ی علوم انسانی است . ورود به این رشته از طریق پذیرش در آزمون سراسری صورت می گیرد . مشخصا محتوای این آزمون دروس رشته ی تحصیلی علوم انسانی دوره ی متوسطه است . ضرایب دروس امتحانی برای ورود به این رشته به شرح ذیل می باشد :

 

دروس اختصاصی

ریاضی

ضریب ۶

تاریخ و جغرافیا

ضریب ۳

اقتصاد

ضریب ۳

علوم اجتماعی

ضریب ۳

ادبیات اختصاصی

ضریب ۱۲

فلسفه و منطق

ضریب ۹

عربی اختصاصی

ضریب ۱۲

روان شناسی

ضریب ۳

 

 

دروس عمومی

زبان و ادبیات فارسی

ضریب ۴

عربی

ضریب ۲

دین و زندگی

ضریب ۳

زبان خارجه

ضریب ۲

اما دروس این رشته در دانشگاه بیشتر متکی بر ادبیات کلاسیک ما است . بیشتر دروس این رشته بررسی آثار ادبی است . اما واحدهایی هم مثل (( آیین نگارش )) ، (( روش تحقیق )) و(( سبک شناسی )) وجود دارد . دروس رشته ی زبان و ادبیات فارسی در دوره ی کارشناسی به شرح ذیل است :

متون نظم کلاسیک

پیشگامان نظم فارسی

شاعران حوزه خراسان

اشعار سنایی

اشعار سعدی

شاهنامه 1

شاعران حوزه عراق

مثنوی های عطار

اشعار حافظ

شاهنامه 2

نظامی

مثنوی معنوی ‍۱

صائب و شاعران    سبک هندی

قصاید ناصرخسرو

خاقانی

مثنوی معنوی ۲

 

متون نثر کلاسیک

تاریخ بیهقی

گلستان سعدی

کشف الاسرار

کلیله و دمنه

مرصاد العباد

تفسیر ابوالفتوح

 

دروس اختیاری ( در سه زمینه )

(( مهارت های ادبی ))

(( فنون ادبی ))

(( متون ادبی ))

 

البته انتقادهایی به این برنامه ی درسی وارد همواره وارد بوده و هست که مهمترین آنها کم بودن واحدهای ادبیات معاصر در این برنامه ی درسی است . این برنامه دانشجو را از جریان فعلی ادبیات غافل می کند!رشته زبان و ادبیات فارسی - آکادمی کنکور

مطالبی که از نظر عزیزان گذشت ، آشنایی مختصری با این رشته ی فاخر بود . مطالبی را که می شود با یک جست و جوی مختصر در اینترنت، نهایتاً با تغییرات بسیار اندکی پیدا کرد!

در ادامه صحبتمان را در باب دیگری پی می گیریم .

بازارکار

  مهمترین ملاک این روزهای دانش آموزان برای انتخاب رشته، بازار کار آن رشته است. در بسیاری از موارد ، دانش آموز حاضر می شود علاقه ی خود را زیر پا بگذارد و رشته ای را انتخاب کند که به نظر بازار کار خوبی دارد و آمارها متاسفانه گواه این مدعا است.

   این حقیر به هیچ عنوان قصد ندارد شعار بدهد!  به هیچ عنوان!  به قول قدیمی ها نفسمان هم از جای گرم بلند نمی شود! من هم همانند بسیاری از شماها این دوره را گذرانده ام .

قصد قضاوت کردن هم ندارم!  فقط می خواهم تجربیاتم را برایتان بازگو کنم . بلاخره من چند پیرهن بیشتر از شما پاره کرده ام!!

در اینکه وضعیت اقتصادی ، اجتماعی و حتی فرهنگی جامعه باعث شده این ناهمگونی و به تعبیری ناهنجاری شکل بگیرد شکی نیست .

افسار بعضی از مسائل در دستان ما نیست و این یکی از همان موارده .

 از موضوع اصلی مان دور نشویم . ذکر شد که خیلی از دانش آموزان ، حین انتخاب رشته ، تحت تاثیر صحبت هایی نظیر (( این رشته بازار کار نداره! )) ، (( چند تا از دوستامو میشناسم این رشته رو خوندن بیکارن! )) و ... قرار می گیرند .

 یک سوال مهم!  به نظر شما معیار این آدم ها برای بازار کار داشتن یا نداشتن آن رشته چه چیزی میتواند باشد؟  پاسخ این پرسش چندان سخت نیست...

آنها به خودشان نگاه می کنند!  کسانی که صرفاً مدرک گرفتند و در آن رشته هیچ تخصص و حرفی برای گفتن ندارند . مشکل همین است!

جامعه ی مدرک گرا همیشه معترض است! خودتان قضاوت کنید ،

 چه انتظاری می توان داشت از به اصطلاح دانشجویی که پایان نامه ی کارشناسیَش را در ازای پرداخت مبلغی، کَس دیگری نوشته است! 

آن وقت همین دانشجو بعد از فارغ التحصیلی از نبود بازار کار گِله دارد!

 خودتان را به جای آن مدیر کارخانه ، رئیس موسسه یا فلان اداره بگذارید،

آیا حاضرید چنین کَسی را به استخدام خودتان دربیاورید؟ مطمئنم اگر فرد آشنای شما نباشد و مجبور نباشید، هیچ وقت اینکار را نمی کنید!!

من برنامه نویسی را می شناسم که در یک دانشگاه نه چندان معروف درس خوانده و امروز در دو شرکت مشغول به کار است و حتی پروژه هایی را خارج از حیطه ی شرکت انجام می دهد  و امروزش به هیچ عنوان شبیه دیروزش نیست .  

و عیضاً برنامه نویس دیگری را می شناسم که در یک دانشگاه نسبتاً معروف همان درس را خوانده و امروز در یک موسسه کار پشتیبانی سایت را انجام می دهد . از صبح تا پاسی از شب برای کمتر از یک میلیون تومان در ماه!   و همیشه هم به این وضعیت معترض است!

به نظر شما تفاوت این دو در کجاست؟ آیا چیزی جز تخصص در این میان وجود دارد؟

این موردی است که به نظر من افسارش در دستان خود ماست .

 یک اصل اساسی در این دنیا وجود دارد . دقت کنید! نه فقط در کشور ما ، در همه جای دنیا ، و آن این است که (( برای یک تحصیل کرده ی باسواد در رشته ی تحصیلی خودش همیشه کار وجود دارد ))  در ذهن من یک تصویر نقش بسته و همواره آن را به یاد می آورم . شاید شما هم آن را دیده باشد. فردی در یک جمعی مشغول به سخنرانی است. رو به جمعیت می پرسد: چه کسانی موافق تغییر هستند؟جمعیت همگی دستانشان را به علامت تایید بالا می گیرند. آن فرد دوباره می پرسد : چه کسانی حاضر هستند خودشان تغییر کنند؟ و این بار کَسی دستش را بلند نمی کند!و این متاسفانه درد جامعه ی ما است ...  

  من قبل از هر چیزی باید به خودم معترض باشم .  اینکه در دوران تحصیل خودم چند کتاب ، چند مقاله و چند پژوهش در زمینه ی رشته ی خودم مطالعه کردم ؟  چقدر به روز بودم؟

چقدر تلاش کردم؟ یا اینکه فقط به فکر گرفتن نمره و به قولی پاس کردن درس هایم بودم!

همه ی ما جواب این سوالات را پیش خودمان داریم . اگر کمی با خودمان صادق باشیم ...

در مجموع اگر بخواهم یک جمع بندی در مورد رشته ی زبان و ادبیات فارسی داشته باشیم این است که ،   اگر قصد دارید وارد این رشته بشوید ، افق دید خودتان را وسیع کنید . با این دید که قرار است یک خِبره و یک صاحب نظر در رشته ی خودتان باشید . رشته ای که به خاطر نامهربانی ها و ناملایماتی مهجور واقع شده و این فقط و فقط علاقه ی وافر شما را می طلبد .

 و اما مطلب آخر ...(( تا می توانید کتاب بخوانید ، باور کنید کَسی را نمی شناسم که از خواندن کتاب پشیمان شده باشد )) 

                                                                 

والسلام  

رضا اشرفی

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 1 | امتیاز: 5 از 5