رازهای موفقیت در کنکور


البته که برای موفقیت در هر کاری، عواملی مانند : هوش، استعداد، تلاش، پشتکار و ... لازم است.

اما عوامل دیگری وجود دارند که این‌ها همان اسراری است که موفقیت شما با آن رقم می‌خورد..


احساس خلاء :

اصولأ شکل گیری هر انگیزه‌ای برای حرکت، ناشی از احساس کمبود و خلأ می‌باشد؛ مثلأ :

انسان تا احساس گرسنگی نکند، به سوی غذا نمی‌رود و یا مثلا تا احساس فقر نکند، به سوی غنا گام برنمی‌دارد.

 

اثبات این مسأله آسان است. ما برای حرکت بسوی مقصد به «انگیزه» احتیاج داریم و برای طی کردن مسیر رسیدن به هدف نیز این «انگیزه» باید لحظه به لحظه تجدید و تقویت شود.

تــا وقتی که انسان در خود احساس کمبود و خلأ نکند، انگیزه‎‌ای ایجاد نمی‌شود. و پس از شروع به حرکت در راستای هدف، به شرطی می‌توانیم در مسیر بمانیم که این احساس خلأ همیشه باقی باشد.

لذا هر لحظه ما متوجه شویم و یا تصور کنیم که کمبود یا خلأ برطرف شده، بدیهی است که از حرکت بازمی‌مانیم.

 

تحصیل علم نیز به همین ترتیب است.

انسان تا احساس جهل(خلأ علم) نکند به سوی کسب دانش گام برنمی‎‌دارد و برای استمرار این حرکت نیز باید همواره «فقدان علم» مد نظر باشد.

بدونِ شک از بین رفتن این احساس(خلأ علم)، انگیزۀ جویندۀ علم را نابود می‌کند و او را از حرکت بازمی‌دارد.


تعیین هدف :

گام بعدی در دستیابی به مقصود، شناخت دقیق و کامل آن است. زیرا پس از آنکه انسان کمبود و خلأ چیزی را در خود احساس کند، برای رفع آن تلاش می‌کند.

اما تنها این کافی نیست، بلکه او نیازمندِ دورنمایی است که تاانتها او را در یک مسیر به حرکت وادارد و از انحراف او به اطراف جلوگیری کند و آن چیزی جز تعیین «هدف» و شناخت کامل و دقیق آن نیست.

 

 در تعیین هدف، نکات زیر باید مورد توجه واقع شود :

1 . هدف باید متعالی و ارزشمند باشد : بدون شک اهدافی بی‌ارزش و پوچ مانند «فرار از سربازی» و «چشم و هم چشمی» نمی‌تواند دورنمای مناسبی برای حرکت باشد.

 

2 . هدف باید واضح و مشخص باشد و داوطلب کاملاً به آن آگاهی و اعتقاد داشته باشد : بسیاری از داوطلبان شرکت کننده در کنکور از اهداف واقعی خود بی‌خبرند و وقتی از آنها پرسیده می‌شود که «هدف شما از مطالعه و تحمل سختی‌های شرکت در کنکور چیست؟» از «علاقه»، «استعداد»، «درآمد» و امثال اینها صحبت می‌کنند اما پس از مدتی اعتراف می‌کنند که علاقه‌ای به رشتۀ مد نظر خود ندارند یا برای کسب درآمد نیازی به تحصیل احساس نمی‌کنند و استعدادی هم در میان نیست. مشخص نبودنِ هدف، یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیت داوطلبان است.

 

3 . هدف باید ثابت باشد : معمولا تغییر هدف، آثار سوء و جبران ناپذیری را بر جای می‌گذارد. در نظر بگیرید داوطلبی برای قبولی در رشتۀ داروسازی شروع به مطالعه می‌کند و طبق عادت نادرست، وقت خود را تماماً مصرف یادگیری دروس اختصاصی می‌کند اما پس از مدتی بنا به دلایلی تصمیم به شرکت در آزمون زبان انگلیسی می‌گیرد و مجبور می‌شود در مدت باقی مانده تا کنکور دروس عمومی را ک مدت زیادی از آنها غافل بوده است مطالعه کند. تأثیر ناخوشایند تغییر هدف در چنین مواردی آشکار است.

 

4 . هدف باید واحد باشد : در نظر داشتن چند هدف آن هم اهدافی که هم‌سو نیستند(مثلا انتخاب رشته‌هایی که در یک زیر گروه نیستند) موجب تحمیل تکالیفی بیش از حد توان بر داوطلب می‌شود.


برنامه ریزی صحیح و اصولی :

پس از تعیین هدف و شروع به حرکت، نخستین نیازی که احساس می‌شود یک برنامه‌ریزیِ صحیح و اصولی است.

در این مرحله از خود می‌پرسیم : «حال که باید برای تحقق یک هدف حرکت کنم، راه درست کدام است؟» راه درست برای حرکت به سوی هدفمان، همان «برنامه‌ریزیِ صحیح و اصولی است.

رسالت یک برنامۀ خوب آن است که ما را با صرف کمترین زمان و انرژی به تمامِ اهدافِ تعیین شده برساند.

 

برنامه‌ریزیِ صحیح و اصولی برای داوطلبان کنکور باید دارای شرایط زیر باشد :

1 . تجزیۀ زمان باقیمانده به واحدهای کوتاه مدت : بدین معنا که مثلاً اگر تا روز آزمون صد روز باقی مانده است، این صد روز به دوره‌هایی کوتاه مدت همچون دوره‌های هفت یا ده روزه تقسیم شوند و تکلیف داوطلب در هر دوره مشخص باشد. این تقسیم بندی موجب می‌شود داوطلب گذران دوره‌های زمانی را یکی پس از دیگری احساس کند و بتواند تا حدی برنامۀ آیندۀ خود را پیش بینی نماید و در پایان هر دوره خود را بیازماید تا از میزان پیشرفت خود مطلع شود.

 

2 . برنامه‌ریزی باید مبتنی بر تجربه باشد : بدون تردید برای رسیدن به یک هدف، بهترین و مطمئن‌ترین راه، حرکت در مسیری است که در «آزمون و خطا» امتحان خود را پس داده باشد. تجربۀ برنامه‎‌های غیراصولی و نیازموده و همچنین برنامه‌هایی که از جانب افراد غیر متخصص و غیر حرفه‌ای طرح‌ریزی شده است، به داوطلبان کنکور – که فرصت کوتاه و جبران ناشدنی دارند - به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود.

 

3 . تجویزِ کلیۀ دروس در کلِ واحدهای زمانی : نکتۀ بسیار مهمی که هر برنامه اصولی باید آن را تأمین کند، «قرار دادن همۀ درس‌ها در تمام کلِ زمان‌ها» است. مثلاً اگر برنامه مطالعه شامل هفت مرحلۀ 10 روزه باشد، باید در هر هفت مرحله، داوطلب کلیۀ دروس را مورد مطالعه قرار دهد. غفلت از هر مادۀ درسی و تعویق در مطالعۀ هر درس، هر چند کم اهمیت، تبعات سوء و جبران ناپذیری را به دنبال دارد.

 

البته باید توجه داشت که کمتر دانش آموزی توانایی برنامه‌ریزیِ اصولی و هدفمند را دارد و در اینجاست که نیاز به مشاوران و متخصص و مجرب در این زمینه احساس می‌شود.


مطالعه صحیح و اصولی :

یکی از کلید واژه‌های اساسی در موفقیت تحصیلی و بخصوص موفقیت در کنکور آشنایی داوطلب با تکنیک و اصول مطالعه است.

امروزه بر کسی پوشیده نیست که مطالعه برای کنکور یک مقوله پیچیده و علمی و نیازمند آموزش است.

با افزایش رقابت در کنکور، و علمی و تخصصی شدن سؤالات تنها کسانی می‌توانند در این مبارزه نفس‌گیر پیروز شوند که با تکنیک‌ها و روش‌های مطالعه آشنا باشند.

 

روش صحیح مطالعه روشی است که با صرف کمترین زمان و انرژی از سویی باعث تسلط کامل دانش‌آموز بر مطالب کتب درسی شود و از سوی دیگر ثبات معلومات را در ذهن او تضمین نماید.


 بهداشت و روان :

تأثیر بهداشت و سلامتِ روان را بر فرآیند یادگیری، پیشرفت تحصیلی و حفظ و تقویت انگیزه داوطلب نمی‌توان انکار کرد.

درواقع بهداشت و آرامش روان بستری مناسب جهت نیل به هدف را فراهم می‌آورد.

علت شکست بسیاری از داوطلبان مستعد و کوشا در کنکور عدم تأمین آرامش و سلامت روان است.

 

آفت‌های بهداشت روان از این قرار است :

1 . افسردگی : افسردگی نوعی غم و اندوه و کاهش غیرطبیعی سطح شادمانی در انسان است.

افسردگی موجب می‌شود داوطلب انرژی لازم را برای دنبال کردن برنامۀ تحصیلی خود، نداشته باشد و در میانۀ راه سرد و متوقف شود رابطه میان افسردگی و هجوم افکار منفی و مشغولیت بیش از حد فکر به این افکار و متعاقباً از دست دادن قدرت تمرکز و اُفت کیفیت یادگیری، کاملاً اثبات شده است.

 

2 . استرس : استرس‌های روانی اگر بی‌قاعده و بیش از حد معمول باشند آرامش فرد را به مخاطره انداخته و او را از پیشرفت تحصیلی باز می‌دارند.

 

3 . ترس از ناکامی : ترس از ناکامی که داوطلبان از آن به عنوان «اضطراب» و «دلشوره» یاد می‌کنند آفتی است که موفقیت هر داوطلب کنکور را تهدید می‌نماید.

این ترس غیر موجه از آینده تمام وجود داوطلب را تسخیر می‌کند و بستر مناسب برای رشد و ثبات هرگونه دانش مفید را از بین می‌برد.


چند مورد از عوامل بالا شما را از هدفتان بازداشته است؟ و یا چند مورد را در خود می بینید؟ مثلا آیا شما آرامش روانی دارید؟ و یا مطالعه شما اصولی است؟
(نظراتِ خود را در کادر پایین با دوستان خود به اشتراک بذارید..)

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 1 | امتیاز: 5 از 5