بازگشت(توبه)


مقدمه

آیات

متن درس

اندیشه و تحقیق

 

خدای متعال به حضرت داود(ع) فرمود :

ای داود، اگر روی‌گردانان از من، چگونگی انتظارم برای آنان، مدارایم با آنان و اشتیاق مرا به ترک معصیت‌هایشان می‌دانستند، بدون شک از شوق آمدن به سوی من می‌مردند و بندبند وجودشان از محبّت من از هم می‌گسست.

تصمیم‌های جدید :

1 . برای تکمیل پیمان‌های قبلی و پیمودن راه

2 . برای بازگشت از مسیری است که چندی به غلط پیموده شده و آثار زیانباری برجای گذاشته است.

اینگونه تصمیم‌ها(یعنی تصمیم‌ برای بازگشت از مسیر) «توبه» نام دارد.

در این درس می‌خواهیم بدانیم توبه چیست؟ و بازگشت حقیقی(توبه) چه ویژگی‌هایی دارد؟

سوره‌ی نساء  – آیه 110

پیام اصلی

وَ مَن یَعمَل سوءًا : و هرکس بدی کند

اَو یَظلِمُ نَفسَهو : یا بر خویشتن ستم نماید

ثُمَّ یَستَغفِرِ الله : سپس از خداوند آمرزش طلبد،

یَجِدِالله غَفورًا رَحیما : خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد یافت

گناه، ظلم بر خود و ارزش‌های عالی وجود آدمی است.

انسان حقّ ندارد حتّی به خودش ظلم کند و گناه در حقیقت ظلم به خویشتن است.(یَظلِمُ نَفسَهو)

راه بازگشت برای خطاکاران باز است.(یَستَغفِرِ الله)

 
 

سوره‌ی مائده  – آیه 39

پیام اصلی

فَمَن تابَ : پس هر کس توبه کند

مَن بَعدِ ظُلمِه : بعد از ظلمش

وَ اَصلَحَ : و(کارهای فاسد خویش را) اصلاح کند،

فَاِنَّ الله یَتوبُ عَلَیه : قطعاً خداوند توبۀ او را می‌پذیرد

اِنَّ اللهَ غَفورٌ رَحیم : همانا خداوند، آمرزندۀ مهربان است

حقیقت توبه

برای انسان خطاکار، همیشه راه بازگشت و اصلاح، باز است.(فَمَن تابَ)

توبه، تنها یک ندامت درونی نیست، بلکه باید همراه با جبران مفاسد گذشته باشد.(فَمَن تابَ...وَ اَصلَحَ)

 
 

سوره‌ی فرقان  – آیه 70

پیام اصلی

اِلا مَن تابَ وَ آمَنَ : مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند

وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحًا : و عمل صالح انجام دهند

فَاُلئِکَ یُبَدِّلُ الله : پس اینان(کسانی هستند که) خداوند تبدیل می‌کند،

سَیّئاتِهِم حَسَنات : بدی‌هایشان را به نیکی

وَ کانَ اللهُ غَفورًا رَحیمًا : و خداوند آمرزنده و مهربان است

   

توبه، پیرایش(پاکی) است.

  اسلام، بن‌بست ندارد. گنهکار نیز راه بازگشت دارد.(اِلا مَن تابَ)

توبه، یک انقلاب همه جانبه است، نه یک حرکت سطحی و لفظی. عمل صالح نشانۀ توبۀ واقعی است.(تابَ وَ آمَنَ)

 

عبد یا آزاد؟

صدای ساز و آواز بلند بود. هرکس که از نزدیک آن خانۀ باشکوه می‌گذشت، می‌توانست حدس بزند که درون خانه چه‌خبر است.

بساط عیش و میگساری پهن بود و جام شراب پیاپی نوشیده می‌شد.

زنی که در آن خانه خدمت می‌کرد، بیرون آمد تا زباله‌ها را در کناری بریزد. در همین لحظه مردی که آثار عبادت از چهره‌اش نمایان بود، از آنجا می‌گذشت. از آن زن پرسید:

صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟

زن گفت : آزاد. صاحب چنین خانه‌ای که بنده نیست.

آن مرد گفت : معلوم است که آزاد است. اگر بنده می‌بود(علت) حرمت مالک و صاحب‌ خود را نگه می‌داشت(معلول) و این بساط را پهن نمی‌کرد.

رد و بدل شدن این سخنان موجب شد که خدمتکار مکث زیادتری در بیرون خانه بکند. هنگامی که برگشت، اربابش پرسید : «چرا دیر آمدی؟»

خدمتکار ماجرا را تعریف کرد و گفت : «مردی با چنین وضع و هیئتی می‌گذشت و چنان پرسشی کرد و من چنین پاسخ دادم.»

شنیدن ماجرا او را چند لحظه در اندیشه فروبرد. جملۀ : «اگر بنده می‌بود، حرمت مالک و صاحب خود را نگه می‌داشت.»، چون تیری بر قلبش نشست و او را تکان داد. بی‌اختیار از جا برخاست و به خود مهلت کفش پوشیدن نداد. با پای برهنه به دنبال گویندۀ سخن رفت. دوید تا خود را به وی رساند. به دست امام هفتم، حضرت موسی(ع) توبه کرد و تا زنده بود به پیمان خویش وفادار ماند.

بُشربن حارث که تا آن روز در زمرۀ اشراف زادگان و عیّاشان بود، در سِلکِ مردان پرهیزگار و خداپرست درآمد.

 
 

انقلاب علیه خود دانی

در میان موجودات پیرامون ما، گیاهان، به میزانی اندک، و حیوان‌ها، قدری بیشتر می‌توانند در برابر موانع بیرونی جهت خود را تغییر دهند و مسیر حرکت را عوض کنند. اما هیچ کدام از این‌ها توانایی آن را ندارند که علیه خود و تمایلات درونی کاری انجام دهند.

انسان‌، تنها موجودی است که :

1 . هم می‌تواند با گناه به خود(عالی=نفس لوامه) ستم کند

2 . و هم علیه خواسته‌های زشت خود(دانی=نفس اماره) قیام کند و انقلاب نماید.

توانایی انقلاب علیه خود چه کاربردی دارد و در کجا باید از آن استفاده کرد؟

وجود ما با گرایش به خدا و محبت به او و گرایش به زیبایی‌ها و کمالات متعالی سرشته است.

همۀ ما انسان‌ها پیوند قلبی میان خود و خدا را احساس می‌کنیم و رشتۀ محبّتی را که او بر گردن ما بسته است، می‌یابیم.

«خدایی» شدن آرزوی ما و در کنار او آرام گرفتن مقصد و مأوای ماست.(فی مَقعَدِ صِدقٍ عِندَ مَلیکٍ مُقتَدِر)

البته گرایش و شوق ما به دیدار خداوند، با اشتیاق او به رستگاری و سعادت ما قابل مقایسه نیست؛

چرا می‌گوییم شوق خداوند به رستگاری و سعادت ما بیشتر از ماست؟

1 . او با لطف و مهربانی بی‌پایان خود همۀ ابزارهای رستگاری و کمال را برای ما مهیا ساخته

2 . و کوچکترین همّت ما را با پاداش‌های بزرگ پاسخ می‌دهد.

 

کافی است ما قدمی به سوی او برداریم تا شتابان به سوی ما آید. او در انتظار ما و مشتاق ملاقات ماست.

 
 

ناسپاسی(گناه کردن)

با وجود چنین رابطه‌ای میان خالق و مخلوق، گاهی آدمی حرمت خدای خود را می‌شکند(علتگام در مسیر ناسپاسی می‌گذارد و خود را به گناهان آلوده می‌کند و از مسیر رستگاری دور می‌شود.(معلول)

گاهی نیز حرمت‌شکنی به تدریج افزایش می‌یابد و دامنۀ گناه آن‌چنان گسترده می‌شود که چراغ عقل و فطرت به خاموشی می‌گراید؛ در این صورت(یعنی خاموشیِ چراغِ عقل و فطرت)، جهت زندگی الهی عوض می‌شود و آدمی، پشت به خدا، به سویی که شیطان وسوسه‌اش می‌کند، قدم برمی‌دارد.

اگر انسان هنگامی که اولین گناهان را مرتکب شود، شخصیت آلوده و وحشتناک فردای خود را ببیند(علتبه شدت از آن بیزاری می‌جوید و دوری می‌کند(معلول).

اما پس از آنکه در آن گرفتار آمد و خود را بدان عادت داد، آن تنفر اولیّه را نیز فراموش می‌کند.

از پرتگاه‌های خطرناکِ سقوط در وادی ضلالت:

1 . «توجیه» گناه             2 . و «عادت» به آن

میزان تأثیر گناهان یکسان نیست.

برخی گناهان تأثیرشان ضعیف، و برخی شدیدتر است.

 

گناهان بزرگ(کبیره) :

دروغ – ظلم به مردم – پذیرش ظلم – پشتیبانی از ظالم – کسب مال حرام – فسادهای اخلاقی – شراب‌خواری – روابط نامشروع جنسی – تهمت – ترک عبادت‌هایی چون نماز و روزه

 

تأثیر گناهان کبیره :

1 . به سرعت آدمی را از مسیر توحید و اخلاص خارج و گرفتار شیطان و هوس‌های شیطانی می‌کند.

2 . هم زندگی دنیایی فرد را تباه می‌کند

3 . هم در نسل‌های آینده‌ی او اثر می‌گذارند

4 . هم عذاب‌های شدید اخروی را در پی‌دارد

5 . نکتۀ تلخ‌تر و رنج‌آورتر، غفلت از نگاه خداوند به انسان‌ها، در هنگام ارتکاب گناه است.

آیا می‌شود در زیر نگاه خدای بینا، دست به گناه آلوده کرد اما ردّپایی از شرمساری و خجالت در قلب آدمی ظاهر نشود؟

چگونه جرأت می‌کنیم و چنین اجازه‌ای به خود می‌دهیم؟!

 

امام صادق(ع) به یکی از یاران خود فرمود :

چنان از خدا خوف داشته باش که گویی او را می‌بینی.

پس اگر تو او را نمی‌بینی، او تو را می‌بیند

اگر فکر کنی او تو را نمی‌بیند، کفر ورزیده‌ای

و اگر بدانی که او تو را می‌بیند و در عین حال در مقابل او گناه می‌کنی، او را خوارترین بینندگانِ به خود قرار داده‌ای.

 
 

حقیقت توبه

توانایی انقلاب علیه خود دانی، که حاصل پشیمانی از گذشته است :

1 . به انسان امکان می‌دهد راه رفته را بازگردد و فرصت‌های از دست‌داده را جبران نماید.

2 . این موهبت بسیار گرانبهایی است که خداوند به بندگان هدیه کرده

3 . و دروازۀ رحمتی است که بر روی بندگان گشوده

4 . و نام آن را «توبه» گذاشته است.

توبه، یعنی بازگشت و در مورد بندگان به معنای بازگشتن از گناه به‌سوی فرمان برداری از خداوند است.

البته این کلمه در قرآن کریم برای خداوند هم به‌کار می‌رود که در این صورت، به معنای بازگشتِ لطف و آمرزش الهی به انسان توبه‌کار است.

* فَمَن تابَ مَن بَعدِ ظُلمِه...

پیام آیات(1)

در آیۀ 39 سورۀ مائده تفکر کنید و به سؤال‌های زیر پاسخ دهید :

1

در این آیه چه نامی به گناه داده شده است؟

ظلم

2

چرا خداوند این نام را به گناه داده است؟

چون در هر گناهی حقی ضایع شده است.

3

برای رسیدن به مرحلۀ آمرزش، چه مراحلی باید طی شود؟

ابتدا توبه(فَمَن تابَ) سپس اصلاح(وَ اَصلَحَ)

 
 

توبه و پاکی

گناه: آلودگی است و توبه: پاک شدن از آلودگی‌هاست.

توبه گناهان را از قلب خارج می‌کند و قلب را شستشو می‌دهد. این عمل را «پیرایش» یا «تخلیه» می‌گویند.

امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید :

التَّـوبَـةُ تُـطَـهِّـرُ الـقُلوب : توبه دل‌ها را پاک می‌کند

وَ تَـغـسِـلُ الـذُّنوب : و گناهان را می‌شوید

 

به همین دلیل است که رسول خدا(ص) می‌فرماید :

الـتّـائِبُ مِنَ الذَّنب : کسی که از گناه توبه کرده

کَـمَـن لا ذَنـبَ لَـهو : مانند کسی است که گناه نکرده است.

 

توبه نه تنها گناه را پاک می‌کند، بلکه به کمک ایمان(آمَنَ) و عمل صالح(عَمِلَ عَمَلًا صالِحًاگناهان را به حسنات تبدیل می‌سازد.

* اِلا مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحًا...

پیام آیات(2)

در آیات ابتدای درس تفکر کنید و به سؤال‌های زیر پاسخ دهید :

1

کدام یک از  آیات دربارۀ تبدیل گناهان به نیکی‌هاست؟

در آیۀ : «اِلا مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحًا...»، به این موضوع اشاره شده است.

2

با چه شرایطی این تبدیل صورت می‌گیرد؟

اگر توبه همراه با ایمان و عمل صالح باشد.

 
 

مراحل توبه

توبه صرفا یک کار ظاهری و لفظی نیست، بلکه تحوّلی دورنی و قلبی است که آثار گناه را محو می‌کند.

این تحول بنابر کلام امام علی(ع) دارای مراحل زیر است :

مرحلۀ اول : پشیمانی از گناه

پشیمانی حالتی درونی است که شخص را دچار اندوه و حسرت می‌کند و شیرینی گناه را به تلخی تبدیل می‌سازد.

تا وقتی شیرینی گناه در جان آدمی باقی است و از خاطرۀ آن احساس لذت می‌کند، توبه آغاز نشده است.

در روایت آمده است که یکی از پیامبران برای قبول توبۀ فردی از بنی اسرائیل، به درگاه خداوند شفاعت کرد. خدای متعال به او فرمود : «به عزّتم سوگند اگر همۀ اهل آسمانها و زمین برای وی شفاعت کنند، تا زمانی که شیرینی گناه در دلش باقی است، توبه‌اش را نپذیرم.»

توبه بر لب، سُبحه بر کف، دل پر از شوق گناه / معصیت راخنده می‌آید ز استغفار ما

روشن است که اگر انسان، پس از انجام توبه، هنوز از گناه خود خوشش بیاید و از آن احساس لذت کند، در واقع هنوز پشیمان نشده و صرفاً ادعای پشیمانی کرده است.

این مرحلۀ توبه معمولاً با استغفار همراه است و انسان توبه‌کار با عبارت‌هایی مانند «اَسـتَغـفِـرُ الـلّـهَ» پشیمانی خود را ابراز می‌کند.

مرحلۀ دوم : تصمیم بر تکرار نکردن گناه

قدم دوم در توبه آن است که شخص تائب، تصمیم جدی بر ترک گناه بگیرد.

اظهار ندامت ظاهری و گفتن کلمۀ استغفار، در حال تکرار مداوم گناه، نه تنها پذیرفته نیست، بلکه استغفار را بی‌خاصیت می‌کند.

اثر بدتر چنین استغفاری در کلام امام رضا(ع) آمده که فرموده است :

اَلمُستَغفِرُ مِـنَ الذَّنـب : کسی که از گناه استغفار کند

وَ یَفعَلُهو : و در عین حال، انجامش دهد

کَـالـمُسـتَـهـزِئِ بِرَبِّه : مانند کسی است که پروردگارش را مسخره کرده است.

مرحلۀ سوم : جبران حقوق مردم(حق‌الناس)

با این که با دو مرحلۀ قبل(پشیمانی و تصمیم)، عادت به گناه از بین می‌رود، اما برخی از گناهان را که به حق‌الناس مربوط بوده، جبران نمی‌کند.

از این رو فرد باید ستمی را که بر مردم کرده جبران نماید و حقوق مادی یا معنوی آنها را در حد توان ادا کند و رضایت صاحبان حق را به دست آورد.

و اگر به آنان دسترسی ندارد، در حق آنان صدقه دهد و برایشان دعا خیر نماید.

توجه کنیم که حقوق مردم منحصر در حقوق مادی آنها نیست، مردم بر یکدیگر حقوق معنوی هم دارند که بسیار مهم‌تر از حقوق مادی است و باید فرد توبه‌کننده با تمام وجود به جبران حقوق از دست رفته بپردازد.

نمونه‌هایی از حق‌الناس های معنوی :

1 . با دروغ، غیبت و تهمت آبروی انسانی ریخته شود

2 . قلب پدر یا مادری بر اثر بی‌حرمتی فرزندی شکسته شود

3 . با توضیع کتاب یا فیلم گمراه کننده، فساد و تباهی در جامعه گسترش یابد

4 . رفتار ناپسند برخی افراد سبب بدبینی دیگران به دین شده باشد

مرحلۀ چهارم : جبران حقوق الهی(حق الله)

حقِ دیگر، حق خداوند بر مردم است که مهمترین آن، حق اطاعت و بندگی اوست.

توبه‌کننده باید بکوشد کوتاهی‌های خود در پیشگاه خداوند را جبران کند، برای مثال، نمازهای از دست داده را قضا نماید و عبادت‌های ترک شده را به‌جا آورد.

البته خداوند نسبت به بندگان خود مهربان است و اگر ببیند که شخص توبه‌کار حداکثر تلاش خود را کرده و نتوانسته همۀ گناهان را جبران کند، بقیۀ موارد را خود جبران و او را عفو می‌کند.

 
 

توبۀ اجتماعی(اصلاح اجتماعی)

همان‌طور که توحید عبادی دو جلوه دارد(فردی و اجتماعی)، توبه نیز این گونه است.

آنچه تاکنون گفته شد، مربوط به توبۀ فردی بود.

اما اگر جامعه‌ای در برخی از ابعاد از مسیر توحید و اطاعت از خداوند خارج شود، نیازمند بازگشت به مسیر توحید و اصلاح اجتماعی است؛ یعنی نیازمند توبه است.

بیماری‌ها و انحراف‌های اولیۀ اجتماعی باید در همان مراحل ابتدایی خود اصلاح شوند(علت) تا گسترش نیابند و ماندگار نشوند(معلول).

گناهانی که نیاز به توبۀ اجتماعی دارند :

رباخواری - رشوه گرفتن - بی‌توجهی به عفاف و پاکدامنی - ظلم کردن و ظلم پذیری - اطاعت از غیر خدا

راه اصلاح و معالجۀ جامعه از این بیماری‌ها انجام دادن وظیفۀ امر به معروف و نهی از منکر است(نظارت همگانی).

اگر مردم در انجام این وظیفۀ نظارت همگانی کوتاهی کنند(علتگناهان اجتماعی قوی‌تر و محکم‌تر می‌شوند(معلول) و تمام سطوح جامعه را در بر می‌گیرند.

 

در واقع اگر مردم در برابر اولین نمودهای گناه حساسیت نشان دهند(علت) و در برابر آن بایستند و بکوشند که جامعه را به وضع اعتدال بازگردانند، به آسانی می‌توانند مانع گسترش آن شوند(معلول).

 

اما اگر مردم کوتاهی کنند(علت) و اقداماتِ دلسوزان جامعه به جایی نرسد و به‌تدریج انحرافِ از حق ریشه بدواند، اصلاح آن مشکل می‌شود و تلاش‌های بزرگ و فعالیت‌های ایثارگرانه می‌طلبد(معلول)؛ تا آنجا که ممکن است نیاز باشد انسان‌های بزرگی جان و مال خود را تقدیم کنند تا جامعه را از تباهی مطلق برهانند و مانع خاموشی کامل نور هدایت شوند.

مصداقی از کوتاهی مردم :

برای مثال، اگر آن زمان که امیرمؤمنان علی(ع) برای کوتاه کردن دست معاویه از حکومت اقدام کرد، مسلمانان به‌طور دسته جمعی از ایشان حمایت می‌کردند

و اگر پس از شهادت ایشان(امام علی«ع»)، مردم به‌طور همه جانبه از امام حسن(ع) پیروی می‌نمودند و اگر مردم در مقابل نصب یزید به خلافت اعتراض می‌کردند و زیر بار نمی‌رفتند، انحراف از اسلام آنقدر عمیق و گسترده نمی‌شد که لازم باشد امام حسین(ع) و خانواده و یارانش، برای جلوگیری از نابودی اسلام، خود را فدا کنند.

 
 

تا چه زمانی برای توبه کردن مهلت داریم؟

پاسخ این سؤال را با ذکر کلامی از امیرمؤمنان آغاز می‌کنیم؛

آن حضرت در پاسخ کسی که از او موعظه‌ای درخواست کرد، فرمود :

«از کسانی مباش که بدون عمل دل به آخرت بسته و به واسطۀ آرزوی طولانی، توبه را به تأخیر انداخته است؛ دربارۀ دنیا زاهدانه سخن گوید، اما همچون دنیادوستان عمل کند...»

در پاسخ به سؤال بالا می‌گوییم، گرچه تمام طول عمر ظرف زمان توبه است و تا لحظۀ مرگ می‌توان توبه کرد، اما بهترین زمان برای توبه، دورانی است که توبه آسان‌تر و جبرانِ گذشته راحت‌تر است.

بر این اساس باید به چند نکته توجه کنیم.

از آنجا که دورۀ جوانی، دورۀ انعطاف‌پذیری، تحول و دگرگونی و دورۀ پیری، دورۀ کم‌شدن انعطاف، تثبیت خوی‌ها و خصلت‌ها است، اگر در دورۀ جوانی خصلت‌هایی در انسان پدید آمد، خارج کردن آن خصلت‌ها در پیری بسیار سخت و طاقت‌فرسا خواهد بود.

خصلت‌های ناپسندی که در ما پدید می‌آیند، شبیه طناب‌هایی هستند که بر پای انسان بسته می‌شوند یا شبیه تورهایی هستند که آدمی را در دام خود گرفتار می‌سازند؛

هر قدر که زمان می‌گذرد:

1 . آن طناب‌ها و تورها محکم‌تر می‌شوند

2 . و ارادۀ آدمی ضعیف‌تر می‌گردد

3 . و پاره کردن آنها بسیار سخت و گاه نزدیک به محال می‌شود.

خوش‌گذرانی در دورۀ جوانی به امید توبه کردن در دوران پیری، حیلۀ خطرناک شیطان است. زیرا :

اولاً : پیری محصول کشت جوانی است. چندنفر گناهکار ساغ دارید که در پیری توانسته باشند خود را متحول سازند؟ هر کس در پیرامون خود بنگرد، می‌بیند که چنین افرادی بسیار نادر و محدودند.

ثانیاً : چه تعدادی از آدمهای گناهکار به پیری رسیده‌اند تا فرصت توبه پیدا کنند؟

ثالثاً : فریب بزرگ شیطان این است که لذت گناه را برتر از خوشی و لذت اطاعت از فرمان الهی جلوه دهد. آدمهای زیرک و هوشیار، گول این فریب را نمی‌خورند.

آنان که خوشی ولذت را از راه گناه جست‌وجو می‌کنند، در همان حالِ لذت گناه، با نگرانی‌های روحی و روانی درگیر می‌شوند که نمی‌گذارند که لذت گناه کام آنان را شیرین کند. اما چون از حقیقت مطلب غافلند، برای رفع آن رنج‌های روحی و روانی، خود را سرگرم گناهان بزرگ و بزرگتر می‌کنند تا اینکه سرانجام به‌طور کامل در منجلاب فساد غرق می‌شوند و راهی برای بیرون آمدن نمی‌یابند.

اما خداوند برنامۀ زندگی را برای مؤمنان به گونه‌ای تنظیم کرده که هم از لذت‌های عالی معنوی برخودار شوند و هم بی‌دغدغۀ گناه و به دور از رنج‌های روانی، از لذت‌های مادی و طبیعی نیز بهره ببرند.

 

 به آیۀ 39 سورۀ مائده نگاه کنید و ببینید که درهنگام توبه، علاوه بر بازگشت انسان گناهکار، چه بازگشت دیگری مطرح شده است و آن بازگشت نتیجۀ چیست؟

آیۀ 39 سورۀ مائده : «فَمَن تابَ مَن بَعدِ ظُلمِه وَ اَصلَحَ فَاِنَّ الله یَتوبُ عَلَیه اِنَّ اللهَ غَفورٌ رَحیم»

در این آیه، در هنگام توبه، علاوه بر بازگشت انسان گناهکار از گناه و جبران گذشته(فَمَن تابَ مَن بَعدِ ظُلمِه وَ اَصلَحَ)، خداوند نیز از گرفتار کردن وی به عذاب توبه کرده و به غفاریت و رحمانیت خود بازمی‌گردد(اِنَّ الله یَتوبُ عَلَیه اِنَّ اللهَ غَفورٌ رَحیم).

 در هر 3 آیه‌ای که در ابتدای درس آمده، دوصفت برای خداوند ذکر شده است.

آن دو صفت کدامند؟ «غفور» - «رحیم»

چه رابطه‌ای میان آن دو صفت و توبه وجود دارد؟ خداوند «غفور»(بخشنده) است، یعنی توبه گناهکار را می‌پذیرد. همچنین خداوند «رحیم»(مهربان) است، یعنی انسان توبه‌کار را مورد لطف خود قرار می‌دهد.

 مهمترین ناسپاسی از خداوند چیست؟ از قول امام صادق (ع)، مهمترین ناسپاسی از خداوند هنگامی است که انسان بداند که خداوند او را می‌بیند و در عین حال گناه کند.

و چه موقع انسان دست به چنین ناسپاسی می‌زند؟ هنگامی که انسان، خداوند را خوارترین بینندگانِ به خود بداند.

 بنابر سخن امام صادق(ع)، برای اینکه انسان به سمت گناه نرود، باید چه دیدگاهی دربارۀ خدا داشته باشد؟

باید چنان از خدا خوف داشته باشد که گویی او را می‌بیند.

 بنابر سخن امیرمؤمنان، چه چیزی قلب‌ها را پاک می‌کند و گناهان را می‌شوید؟ توبه

 بنابر سخن رسول خدا (ص) شخص توبه کننده مانند چه کسی است؟

مانند کسی که گناه نکرده است.

 آیا برای توبه کردن، پشیمانی از گذشته کافی است؟ خیر

در غیر اینصورت، چه کارهای دیگری باید انجام شود؟ پشیمانی مرحلۀ اول توبه است، و برای انجام توبۀ کامل، باید تمام مراحل آن طی شود؛ یعنی : تصمیم بر تکرار نکردن گناه – جبران حقوق مردم – جبران حقوق الهی

 
به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 4 | امتیاز: 5 از 5