«عزّت نفس»


مقدمه

آیات

متن درس

اندیشه و تحقیق

 

ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﻭ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﯽ ﭘﻴﺸﻮﺍﻳﺎﻥ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﻴﺮﻭی ﺍﺯ ﺩﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺮﻭ ﭘﻴﻤﻮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽﺁﻭﺭﻳﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﺳﭙﺎﺱ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﮕﺎﻩ ﺍﻭ، ﭘﻴﻤﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺗﺠﺪﻳﺪ ﻣﯽ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺼﻤﻴﻤﯽ ﻣﺤﻜﻢﺗﺮ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽﺩﻫﻴﻢ.

ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺟﺎی ﻃﺮﺡ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﺍﺳﺖ:

ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻋﺰﺕ ﻧﻔﺲ ﺑﺮﻋﻬﺪ ﻭ ﻋﺰﻡ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﻳﺎ ﺑﺎ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻋﺰﺕ ﻧﻔﺲ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﻋﺰﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی ﺩﻭﺭی ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﺤﻜﻢﺗﺮ ﻛﻨﻴﻢ؟

سوره‌ی اسراء – آیه 70

پیام اصلی

وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی ءادَمَ : ما ﻓﺮزﻧﺪان آدم را ﮔﺮاﻣﯽ داﺷﺘﻴﻢ

وَ حَمَلناهُم فِی الَبرِّ وَ البَحرِ : و آنان را در خشکی و دریا برنشاندیم

وَ رَزَقناهُم مِنَ الطَّیِّباتِ : و از ﭼﻴﺰﻫﺎی ﭘﺎﮐﻴﺰه روزﻳﺸﺎن دادﻳﻢ

وَ فَضَّلناهُم : و آنها را برتری کامل بخشیدیم

عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفضیلاً : بر بسیاری از آفریدگان خویش

آیه بیانگر مقام والای انسان و منزلت ذاتی او نزد خداست.

نه تنها حضرت آدم، بلکه نسل انسان مورد کرامت و برتری و گرامیداشت است.(کَرَّمنا بَنی ءادَمَ)

تفاوت انسان با جانداران دیگر و برتری او، بسیار زیاد است.(لَقَد کَرَّمنا...فَضَّلناهُم...تَفضیلاً)

زمینه‌های رشد و کمال انسان از سوی خداست.(کَرَّمنا حَمَلنا رَزَقنا فَضَّلنا خَلَقنا)

 
 

سوره‌ی یونس – آیه 26

پیام اصلی

لِلَّذینَ اَحسَنُوا : برای آﻧﺎن ﮐﻪ ﻧﻴﮑﯽ ﮐﺮدﻧﺪ

الحُسنی وَ زِیادَة : پاداﺷﯽ ﻧﻴﮑﻮﺗﺮ و ﻓﺰوﻧﺘﺮ اﺳﺖ

وَ لا یَرهَقُ وُجوهَهُم قَتَرٌ وَلاذِلَّة : و ﭼﻬﺮهﺷﺎن را ﺗﻴﺮﮔﯽ و ﺧﻮاری ﻧﭙﻮﺷﺎﻧﺪ

اُلئِکَ اَصحابُ الجَنَّة : آنان اهل بهشتند

هُم فیها خالِدون : و همیشه در آنجایند

عزت‌مندی، نتیجۀ روی‌ آوردن به خوبی‌ها و ایستادگی در برابر تمایلات نامشروع است.

دریافت الطاف الهی، مخصوص نیکوکاران است.(لِلَّذینَ اَحسَنُوا الحُسنی)

خداوند، هم پاداش عمل را می‌دهد و هم تشویق می‌کند.(الحُسنی وَ زِیادَة)

 
 

سوره‌ی یونس – آیه 27

پیام اصلی

وَ الَّذینَ کَسَبُوا السَّیِئات : و آنان که به دنبال کسب بدی‌ها رفتند

جَزاءُ سَیِئَةٍ بِمِثلِها : به قدر همان بدی‌ها مجازات دارند

وَ تَرهَقُهُم ذِلَّة : و غبار ذلّت و خواری آنان را فرا می‌گیرد.

ذلت، نتیجۀ روی آوردن به بدی‌ها و تسلیم شدن در برابر تمایلات نامشروع است.

رفتار خداوند با بدکاران، عادلانه است.(جَزاءُ سَیِئَةٍ بِمِثلِها)

تشویق باید بیش از تنبیه و مجازات باشد. در آیۀ قبل خداوند دربارۀ نیکان فرمود : «الحُسنی وَ زِیادَة»، و در این آیه دربارۀ بدکاران می‌فرماید : «جَزاءُ سَیِئَةٍ بِمِثلِها»

 
 

سوره‌ی منافقون – آیه 8

پیام اصلی

وَ لِلّهِ العِزَّة : و عزّت فقط برای خداوند

وَ لِرَسولِهی وَ لِلمؤمِنین : و رسول و مؤمنان است

وَ لکِنَّ المُنافِقینَ لا یَعلَمون : ولی منافقان نمی‌دانند

راه رسیدن به سرچشمۀ عزت، بندگی و عبودیت خداست.

عزت، در انحصار خدا، پیامبر و مؤمنان است.(وَ لِلّهِ العِزَّة وَ لِرَسولِهی وَ لِلمؤمِنین)

 
 
 

سوره‌ی فاطر – آیه 10

پیام اصلی

مَن کانَ یُریدُ العِزَّة : هر کس خواهانِ عزّت است

فَلِلّهِ العِزِّة جَمیعًا : پس عزّت، همه از آنِ اوست(و به هرکه بخواهد می‌دهد.)

سرچشمۀ عزت، روی‌آوردن به خداست.

عزت واقعی، نزد خداست، نه پیش مردم.(فَلِلّهِ العِزِّة جَمیعًا)

 
 
 
.

عزّت نفس

ﻋﺰّت ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮی اﺳﺖ.

اﻧﺴﺎن ﻋﺰﻳﺰ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ دﻳﮕﺮان ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮد و ﺷﮑﺴﺖ ﻧﻤﯽﺧﻮرد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، وﻗﺘﯽ ﻣﯽﮔﻮﻳﻴﻢ ﻓﻼن ﺷﺨﺺ دارای ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ اﺳﺖ، ﻣﻨﻈﻮرﻣﺎن اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ او ﻧﻔﺴﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ دارد و ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮد.

در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻋﺰّت، «ذﻟّﺖ» ﻗﺮار دارد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﭘﺬﻳﺮی و ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺷﺪن اﺳﺖ. ﺷﺨﺺ ذﻟﻴﻞ ﮐﺴﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮد را ﺗﺴﻠﻴﻢ دﻳﮕﺮی ﻣﯽﮐﻨﺪ.

در اﻳﻨﺠﺎ ﺳﺆالﻫﺎﻳﯽ ﻣﻄﺮح اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ آنﻫﺎ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻴﻢ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ «ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ» ﭘﯽﺑﺒﺮﻳﻢ و آن را ﺑﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﺧﺼﻠﺖﻫﺎ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﻣﻨﻔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ، اﺷﺘﺒﺎه ﻧﮕﻴﺮﻳﻢ.

در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﯽ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﺰت ﻧﻔﺲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ؟

آﻳﺎ ﺟﺎﻳﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ذﻟّﺖ ﺑﻬﺘﺮ از ﻋﺰّت ﺑﺎﺷﺪ؟

ﺑﻪ ﮐﻤﮏ آﻳﺎﺗﯽ ﮐﻪ در اﺑﺘﺪای درس آﻣﺪه و ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪٔ ﺳﺨﻨﺎن و ﺳﻴﺮهٔ ﭘﻴﺸﻮاﻳﺎن دﻳﻦ ﺑﻪ ﺳﺆالﻫﺎی ﻓﻮق ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽدﻫﻴﻢ.

ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ اﻧﺴﺎن ﮐﺮاﻣﺖ و ﺑﺰرﮔﯽ ﺑﺨﺸﻴﺪه(وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی ءادَمَ)

و ﺑﺮ ﺑﺴﻴﺎری از ﻣﺨﻠﻮﻗﺎت ﺑﺮﺗﺮی داده(وَ فَضَّلناهُم عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقنا تَفضیلاً)

و ﺧﻄﺎب ﺑﻪ انسان ﻓﺮﻣﻮده :

«ای ﻓﺮزﻧﺪ آدم، اﻳﻦ ﻣﻮﺟﻮدات و ﻣﺨﻠﻮﻗﺎت را ﺑﺮای ﺗﻮ آﻓﺮﻳﺪم و ﺗﻮ را ﺑﺮای ﺧﻮدم»

ﻳﻌﻨﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎت دﻳﮕﺮ را آﻓﺮﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﺸﺮ از آنﻫﺎ ﺑﻬﺮه ﺑﮕﻴﺮد و اﻧﺴﺎن را آﻓﺮﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻗﺮب اﻟﻬﯽ ﻧﺎﻳﻞ ﺷﻮد(فی مَقعَدِ صِدقٍ عِندَ مَلیکٍ مُّقتَدِر) و ﺑﻪ دﻳﺪار او ﺑﺮﺳﺪ و در ﺑﻬﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﺪا ﺑﺮاﻳﺶ آﻣﺎده ﮐﺮده، ﻣﻴﻬﻤﺎن اﺑﺪی او ﮔﺮدد و آﻧﭽﻪ از زﻳﺒﺎﻳﯽ و ﺧﻮﺑﯽ و ﻟﺬّت ﮐﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﺪ و ﺗﻤﻨّﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻳﺎ ﻧﻤﯽﺷﻨﺎﺳﺪ و ﺧﺪا ﻣﯽداﻧﺪ، از دﺳﺖ ﺑﺎ ﮐﺮاﻣﺖ اﻟﻬﯽ ﺑﮕﻴﺮد.

آﻳﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻬﺎﻳﯽ از اﻳﻦ ﺑﺎ ارزشﺗﺮ و ﮔﺮاﻧﻘﺪرﺗﺮ ﺑﺮای اﻧﺴﺎن ﻳﺎﻓﺖ؟

راﺳﺘﯽ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽﺗﻮان اﻳﻦ ﮐﺮاﻣﺖ را ﺣﻔﻆ ﮐﺮد و ﺑﻪ ﭼﻨﺎن ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﯽ رﺳﻴﺪ؟

ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ، ﻳﮑﯽ از راهﻫﺎی اﺻﻠﯽ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻫﺪﻓﯽ را ﮐﺴﺐ «ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ» ﻣﯽداﻧﺪ.

اﮐﻨﻮن اﻳﻦ ﺳﺆال ﻣﻄﺮح اﺳﺖ ﮐﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﺎﻳﺪ در ﺑﺮاﺑﺮ ﭼﻪ ﭼﻴﺰی و ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻋﺰﻳﺰ و ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﺑﺎﺷﺪ؟ در ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽﮔﻮﻳﻴﻢ ﮐﻪ ﻋﺰّت و ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮی در دو ﻣﻮرد ﺿﺮوری اﺳﺖ:

1 . در ﺑﺮاﺑﺮ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎی ﻧﺎﻣﺸﺮوع دروﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ روی آوردن ﻣﺎ ﺑﻪ ﮔﻨﺎه ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.

2 . در ﺑﺮاﺑﺮ دﺷﻤﻨﺎن ﻇﺎﻟﻢ و ﺳﺘﻤﮕﺮ ﺑﻴﺮوﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ درﻣﻘﺎﺑﻞ ﻇﻠﻢ آﻧﺎن ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺑﺎﺷﻴﻢ و ذﻟﺖ را ﺑﭙﺬﻳﺮﻳﻢ.

ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽآﻣﻮزد ﮐﻪ ﻫﺮﮐﺲ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻧﺎﻣﺸﺮوع ﺑﺎﻳﺴﺘﺪ و ﺑﻪ ﻧﻴﮑﯽﻫﺎ روی آورد و از گناه دوری کند، گَرد ذلّت بر چهرۀ او نمی‌نشیند، یعنی عزیز می‌شود، عزیز در برابر گناه.

انسانی که نفس خود را عزیز و شکست‌ناپذیر کرده، توانایی کنترل هوس‌ها و تمایلات نابجای خود را دارد و در مقابل تحریک و تشویق دیگران به گناه، ایستادگی می‌کند و به آنها پاسخ «نه» می‌دهد.

* لِلَّذینَ اَحسَنُوا الحُسنی وَ زِیادَة وَ لا یَرهَقُ وُجوهَهُم قَتَرٌ وَلاذِلَّة

و هر کس از این قبیل تمایلات دنباله‌روی کند و به گناه و زشتی روی‌آورد، خواری و ذلّت چهرۀ او را می‌پوشاند، ذلّت در برابر گناه.

* وَ الَّذینَ کَسَبُوا السَّیِئات...وَ تَرهَقُهُم ذِلَّة

برخی از افراد در توجیه خطا و گناه خود عوامل تحریک‌کنندۀ بیرونی را مقصر جلوه می‌دهند و خطای خود را بر دوش آن عوامل می‌گذارند. اما این‌گونه افراد باید توجّه کنند که عوامل بیرونی فقط زمینه‌ساز هستند، نه بیشتر.

آن کس که تصمیم می‌گیرد و مرتکب گناه می‌شود و کرامت خدادادی خود را لکّه‌دار می‌کند، خودِ انسان است.

چه بسیار انسان‌هایی که همان زمینه‌ها را می‌بینند اما با قدرت روحی و ارادۀ قوی در مقابل گناه می‌ایستند و آن را شکست می‌دهند.

 
 

عزّت نفس و بندگیِ خدا

چگونه می‌توانیم ایستادگی و عزّت در برابر هوس و گناه را در خود تقویت کنیم؟

قرآن کریم راه آن را به ما نشان داده است؛ با روی آوردن به خدا.

* فَلِلّهِ العِزِّة جَمیعًا

خداوند که خالق تمام جهانیان است، حقیقت شکست‌ناپذیری است که همۀ مخلوقات تسلیم اویند.

سرچشمۀ تمام عزت‌ها خداست و هرکس که دنبال عزت است، باید خود را به این سرچشمه پیوند دهد.

به همین جهت است که قرآن کریم ابتدا عزت را برای خدا دانسته، سپس برای رسول خدا(ص) که بندۀ خالص اوست و پس از آن برای مؤمنین که با پیروی از رسول خدا(ص)، بندگی خدا را پذیرفته‌اند و تسلیم او شده‌اند.

* وَ لِلّهِ العِزَّة وَ لِرَسولِهی وَ لِلمؤمِنین

اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﯽ(ع) در وﺻﻒ اﻧﺴﺎنﻫﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﻋﺰّت ﺧﻮد را در ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺧﺪا ﻳﺎﻓﺘﻪ و ﺑﺮ ﮔﻨﺎه(عامل دورنی) و ﻫﻮس ﭘﻴﺮوز ﺷﺪه‌اﻧﺪ، ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :

عَظُمَ الخالِقُ فی اَنفُسِهِم : خدا در نفس آنان بزرگ است

فَصَغُرَ ما دونَهو فی اَعیُنِهِم : پس غیرخدا در چشم آنان کوچک

 

همچنین برای تسلیم نشدن در برابر ظالمان(عامل بیرونی) و حفظ عزت نفس خود در مقابل آنان می‌فرماید :

لا تَکُن عَبدَ غَیرِکَ : بندۀ دیگری(مثل خودت) نباش

وَ قَد جَعَلَکَ اللهُ حُرًّا : چرا که خدا تو را آزاده آفریده است.

الگوهای عزّت نفس

پیامِ همۀ روایات و احادیث زیر :

1 . ﭘﻴﺸﻮاﻳﺎن ﻣﺎ ﭼﻮن ﺑﻨﺪهٔ ﺣﻘﻴﻘﯽ ﺧﺪا ﺑﻮدﻧﺪ، در ﺳﺨﺖﺗﺮﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻂ زﻧﺪﮔﯽ، ﻋﺰّتﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻳﺴﺘﻨﺪ و ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺧﻮاری ﻧﺪادﻧﺪ.

2 . ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻨﺪهٔ ﺣﻘﻴﻘﯽ ﺧﺪا ﺷﺪ، ﻋﺰﻳﺰ ﻣﯽﺷﻮد و ﺗﻦ ﺑﻪ ذﻟّﺖ و ﺧﻮاری در ﺑﺮاﺑﺮ ﮔﻨﺎه و ﮔﻨﺎﻫﮑﺎران ﻧﻤﯽدﻫﺪ و ﺗﺴﻠﻴﻢ آﻧﺎن ﻧﻤﯽﺷﻮد.

3 . انسانِ عزیز ﺧﻮد را ﻫﻤﻮاره در ﭘﻴﺸﮕﺎه ﺧﺪا ﻣﯽﺑﻴﻨﺪ و ﻣﯽداﻧﺪ ﮐﻪ اﮔﺮﭼﻪ او ﺧﺪا را ﻧﻤﯽﺑﻴﻨﺪ اﻣّﺎ ﺧﺪا او را ﻣﯽﻧﮕﺮد.

* وَ لِلّهِ العِزَّة وَ لِرَسولِهی وَ لِلمؤمِنین

1

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص)، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ در ﻣﺤﺎﺻﺮهٔ ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎی ﻣﺸﺮﮐﺎن ﻣﮑﻪ ﺑﻮد و ﺟﺰ اﺑﻮﻃﺎﻟﺐ و ﻳﺎران اﻧﺪک، ﭘﺸﺘﻮاﻧﻪٔ ﻇﺎﻫﺮی دﻳﮕﺮی ﻧﺪاﺷﺖ، ﺑﻪ ﺑﺰرﮔﺎن ﻣﮑﻪ ﮐﻪ وﻋﺪهٔ ﺛﺮوت و ﻗﺪرت ﺑﻪ او ﻣﯽدادﻧﺪ، ﻓﺮﻣﻮد :

اﮔﺮ ﺧﻮرﺷﻴﺪ را در دﺳﺖ راﺳﺘﻢ و ﻣﺎه را در دﺳﺖ ﭼﭙﻢ ﺑﮕﺬارﻳﺪ، از راه ﺣﻖ دﺳﺖ ﺑﺮﻧﻤﯽدارم.

2

اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ(ع)، آن ﮔﺎه ﮐﻪ ﻳﺰﻳﺪﻳﺎن از او ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺷﻮد ﺗﺎ ﺟﺎﻧﺶ ﻣﺤﻔﻮظ ﺑﻤﺎﻧﺪ، ﻣﯽﻓﺮﻣﻮد :

«ﻣﺮگ ﺑﺎ ﻋﺰّت از زﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ذﻟّﺖ ﺑﺮﺗﺮ اﺳﺖ»

و ﻣﯽﻓﺮﻣﻮد :

«ﺑﻪ ﺧﺪا ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻣﻦ دﺳﺖ ذﻟّﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﯽدﻫﻢ و ﻫﻤﭽﻮن ﺑﺮدﮔﺎن ﻓﺮار ﻧﻤﯽﮐﻨﻢ»

3

ﺣﻀﺮت زینب(س)، ﭘﺲ از ﺗﺤﻤّﻞ اﻧﺒﻮه ﻣﺼﺎﺋﺐ و ﺳﺨﺘﯽﻫﺎ، ﮐﻪ ﻫﺮﮐﺪام از آن ﻫﺎ روح ﻳﮏ اﻧﺴﺎن ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ را ﻣﯽﺷﮑﻨﺪ، در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺟﻤﻠﻪٔ ﻋﺒﻴﺪاﻟﻠﻪ ﺑﻦ زﻳﺎد، ﺣﺎﮐﻢ ﮐﻮﻓﻪ، ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺖ ﺳﻴﺪاﻟﺸﻬﺪاء و اﻳﺸﺎن را ﺗﺤﻘﻴﺮ ﮐﻨﺪ، ﻓﺮﻣﻮد :

«در اﻳﻦ واﻗﻌﻪای ﮐﻪ ﺑﺮای ﻣﺎ ﭘﻴﺶ آﻣﺪ، ﺟﺰ زﻳﺒﺎﻳﯽ از ﺧﺪا ﻧﺪﻳﺪم»

4

ﺣﻀﺮت ﻳﻮﺳﻒ(ع) در ﺧﻠﻮتﺗﺮﻳﻦ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﮐﻪ زﻟﻴﺨﺎ ﺗﺮﺗﻴﺐ داده ﺑﻮد، در ﺑﺮاﺑﺮ ﻫﻮس ﺳﺮﮐﺶ او اﻳﺴﺘﺎد، در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺮده و ﻏﻼم زﻟﻴﺨﺎ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﺪ و ﻣﯽﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻣﻦ ﺑﺎﻳﺪ از او اﻃﺎﻋﺖ ﮐﻨﻢ.

اﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ زﻟﻴﺨﺎ ﺧﻮاﺳﺖِ ﻧﺎﻣﺸﺮوع ﺧﻮد را ﺑﺎ اﺻﺮار و ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻣﻄﺮح ﮐﺮد، ﻳﻮﺳﻒ، ﺑﺎ اﻳﻦ ﮐﻪ در اوج ﺟﻮاﻧﯽ و زﻳﺒﺎﻳﯽ ﺑﻮد، ﺧﺪا را ﺑﻪ ﻳﺎد آورد و ﮔﻔﺖ: ﺧﺪاﻳﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﭘﻨﺎه ﻣﯽﺑﺮم! و از دﺳﺖ زﻟﻴﺨﺎ ﺑﻪ ﺳﻮی درﻫﺎی ﺑﺴﺘﻪ ﻓﺮار ﮐﺮد.(قالَ مَعَاذَاللهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحسَنَ مَثوَایَ : (یوسف) گفت: پناه به خدا که او پروردگار من است و مقام مرا گرامی داشته.)

آری، ﮔﺮﭼﻪ ﺣﻀﺮت ﻳﻮﺳﻒ(ع) ﺑﻪ زﻧﺪان اﻓﺘﺎد، اﻣّﺎ ﻋﺰّت ﺣﻘﻴﻘﯽ را ﺑﻪ دﺳﺖ آورد و ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﺰّت ﻇﺎﻫﺮی ﻫﻢ رﺳﻴﺪ و ﻋﺰﻳﺰ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﻣﺼﺮ ﺷﺪ.

 
 

ﺧﻮدِ ﻋﺎﻟﯽ و ﺧﻮدِ داﻧﯽ

ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ رﻳﺸﻪٔ ﻋﺰّت و ذﻟّﺖ در وﺟﻮد اﻧﺴﺎن ﭼﻴﺴﺖ؟

اﻳﻦ ﻳﮏ ﺳﺆال ﻣﻨﺎﺳﺐ و راه ﮔﺸﺎﺳﺖ. زﻳﺮا ﺷﻨﺎﺧﺖ رﻳﺸﻪﻫﺎ ﺳﺒﺐ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻮی ﻋﺰّت ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ و از ذﻟّﺖ دوری ﻧﻤﺎﻳﺪ.

ﻟﺬا در رﻳﺸﻪﻳﺎﺑﯽ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﯽﮔﻮﻳﻴﻢ : اﻧﺴﺎن دارای دو دﺳﺘﻪ از ﺗﻤﺎﻳﻼت اﺳﺖ :

تمایلات عالی

تمایلات عالی ﮐﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑُﻌﺪ روﺣﯽ و ﻣﻌﻨﻮی اوﺳﺖ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ داﻧﺎﻳﯽ، اﺣﺴﺎن،ﺷﺠﺎﻋﺖ، اﻳﺜﺎر، ﺣُﺴﻦ ﺧﻠﻖ، ﻋﺪاﻟﺖ، ﻋﻔﺎف، ﺣﻴﺎ و ﮔﺬﺷﺖ.

ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻋﺎﻟﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺧﻮدِ ﻋﺎﻟﯽ اﻧﺴﺎن ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﺑﻌﺪ روﺣﯽ و ﻣﻌﻨﻮی اوﺳﺖ، ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.

تمایلات دانی

ﺗﻤﺎﻳﻼت داﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑُﻌﺪ ﺣﻴﻮاﻧﯽ و دﻧﻴﺎﻳﯽ اوﺳﺖ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺛﺮوت، ﺷﻬﻮت،ﻏﺬاﻫﺎی ﻟﺬﻳﺬ و ﻣﺘﻨﻮع، زﻳﻮر و زﻳﻨﺖ و رﻓﺎه.

تمایلات داﻧﯽ ﻣﺮﺑﻮط اﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮدِ داﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﺑُﻌﺪ ﺣﻴﻮاﻧﯽ و دﻧﻴﺎﻳﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.

نتیجه

اﻧﺴﺎن ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد را ﺗﻨﻈﻴﻢ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻳﻼت داﻧﯽ ﻣﺎﻧﻊ رﺷﺪ و ﺷﮑﻮﻓﺎﻳﯽ ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻋﺎﻟﯽ ﻧﮕﺮدد.

در ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺗﻤﺎﻳﻼت داﻧﯽ، ﺗﻤﺎﻳﻼت ﺑﺪی ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮای زﻧﺪﮔﯽ در دﻧﻴﺎ ﻻزم ﻫﺴﺘﻨﺪ، اﻣﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ از ﺣﺪّ ﺗﺠﺎوز ﮐﻨﻨﺪ و ﻣﺎﻧﻊ رﺷﺪ ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻋﺎﻟﯽ ﺷﻮﻧﺪ.

ﺣﺪّ و ﻣﺮز اﻳﻦ ﻧﻴﺎز را ﺧﺪا ﻣﯽداﻧﺪ و ﺧﺪاوﻧﺪ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺑﻬﺮهﻣﻨﺪی از ﺷﻬﻮت، ﺛﺮوت و ﺳﺎﻳﺮ اﻣﻮر دﻧﻴﺎﻳﯽ را ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮده ﺗﺎ اﻧﺴﺎن ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻋﺎﻟﯽ را در ﺧﻮد رﺷﺪ دﻫﺪ و ﺑﻪ ﮐﻤﺎل رﺳﺎﻧﺪ.

ﻋﻘﻞ و وﺟﺪان(نفس لوّامه)، اﻧﺴﺎن را ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻋﺎﻟﯽ ﻓﺮاﻣﯽﺧﻮاﻧﺪ، ﭼﻮن ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻫﻤﻴﺸﮕﯽ اوﺳﺖ.

اﻣّﺎ ﻫﻮی و ﻫﻮس(ﻧﻔﺲ اﻣّﺎره) از اﻧﺴﺎن ﻣﯽﺧﻮاﻫﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻏﺮاﻳﺰ و ﺗﻤﺎﻳﻼت داﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﺎﺷﺪ و ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻋﺎﻟﯽ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

اﻧﺴﺎن ﻋﺰﻳﺰ ﻫﻤﻮاره ﺑﻪ ﻧﺪای ﻋﻘﻞ و وﺟﺪان و ﻧﻔﺲ ﻟﻮّاﻣﻪ ﮔﻮش ﻓﺮاﻣﯽدﻫﺪ و ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻧﻔﺲ اﻣّﺎره ﻧﻤﯽﺷﻮد. اﻣّﺎ اﻧﺴﺎن ذﻟﻴﻞ، در درون ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽﺧﻮرد و ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻧﻔﺲ اﻣّﺎره ﻣﯽﺷﻮد.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، اﻧﺴﺎن ﮔﻨﺎﻫﮑﺎر ﭘﻴﺶ از آن ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻴﺮوﻧﯽ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺷﻮد، اﺑﺘﺪا در ﺧﻮد ﻣﯽﺷﮑﻨﺪ و ﺣﻘﺎرت را ﭘﺬﻳﺮا ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ دﻳﮕﺮان ﺗﻦ ﺑﻪ ذﻟّﺖ ﻣﯽدﻫﺪ، اﺑﺘﺪا در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻤﺎﻳﻼتِ ﭘﺴﺖِ درون ﺧﻮد ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮرده و ذﻟﻴﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ.

او ﻋﺰّت ﺧﻮد را از دﺳﺖ داده و ﺑﻪ دﻧﺎﺋﺖ و ﭘﺴﺘﯽ دﭼﺎر ﺷﺪه اﺳﺖ.

ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻧﻴﺰ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ اﮐﺜﺮ ﮔﻨﺎﻫﮑﺎران و ﻣﺠﺮﻣﺎن اﻓﺮادی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ ﺧﻮد را از دﺳﺖ داده و ﺗﺤﻘﻴﺮ ﺷﺪه‌اﻧﺪ.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻳﮑﯽ از راهﻫﺎی ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﮐﮋیﻫﺎ و زﺷﺘﯽﻫﺎ در ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻓﺰاﻳﺶ ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ اﻧﺴﺎنﻫﺎ و ﺣﻔﻆ ﮐﺮاﻣﺖ آنﻫﺎﺳﺖ.

 
 

نتیجه‌گیریِ کلّیِ درس

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ آﻳﺎت و اﺣﺎدﻳﺚ درس و ﻧﮑﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ﭘﻴﺮاﻣﻮن آن ﻫﺎ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ، ﻧﻤﻮدار زﻳﺮ را ﺗﮑﻤﻴﻞ ﮐﻨﻴﺪ.

1

ﺗﺴﻠﻴﻢ و ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ = عزّت نفس

2

اﺣﺴﺎس ﺣﻀﻮر در ﭘﻴﺸﮕﺎه ﺧﺪاوﻧﺪ = عزّت نفس و دوری از گناه

3

ﻏﻔﻠﺖ از ﺧﺪاوﻧﺪ = ذلّت نفس و افتادن در دام گناه

4

ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ = ﺣﻔﻆ ﭘﻴﻤﺎن ﺑﺎ ﺧﺪا و پایداری در عزم

5

ذﻟّﺖ ﻧﻔﺲ = پیمان شکنی و ﺳﺴﺘﯽ در ﻋﺰم و ﺗﺼﻤﻴﻢ

6

ﻓﻘﻴﺮی ﮐﻪ دارای ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ ﺑﺎﺷﺪ گدایی ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﮔﺪا، اﺑﺘﺪا در خود می‌شکند و ﺳﭙﺲ ﮔﺪاﻳﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺟﻮاﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺰت ﻧﻔﺲ دارد، در ﺑﺮاﺑﺮ شهوت ﻧﻤﯽﺷﮑﻨﺪ.

7

اﻧﺴﺎن ﻋﺰﻳﺰ در ﺑﺮاﺑﺮ ظالم و ستمگر ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ و در ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺮدم متواضع و فروتن است.

 

ﻣﻴﺎن ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ و ﮔﻨﺎه ﭼﻪ راﺑﻄﻪاى وﺟﻮد دارد؟ ﭼﺮا؟

ﻣﻴﺎن ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ و ﮔﻨﺎه رابطۀ معکوس وجود دارد؛

یعنی، هرقدر عزت نفس بالاتر می‌رود، گناه کمتر می‌شود؛ زیرا تا انسان حقیر نشود و خود را کوچک نکند، دست به گناه نمی‌زند، همان‌طور که هرقدر انسان خود را عزیز ببیند، تن به ذلّت گناه نمی‌سپارد.

 آﻳﺎ ﻣﻰﺗﻮان ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ اﻧﺠﺎم ﮔﻨﺎه را از دوش ﺧﻮد ﺑﺮداﺷﺖ و ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻴﺮوﻧﻰ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﺮد؟

خیر . زیرا عوامل بیرونی فقط زمینه‌ساز هستند، نه بیشتر. پس عامل و تصمیم گیرندۀ در انجامِ گناه، خود انسان است.

در شرایطی که یک نفر تن به گناه می‌دهد، فرد دیگری خود را حفظ می‌کند و پاکی و تقوا پیشه می‌کند.

بنابراین دوری از گناه پیش از آن که به شرایط بستگی داشته باشد، به مقدار عزت نفس درونی ما و همت ما بستگی دارد.

البته نباید از این غافل شد بود که محیط‌های آلوده سبب گرایش به گناه هستند. لذا انسانِ عزت‌مند سعی می‌کند خود را از چنین محیط‌هایی دور بدارد.

 ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﮐﻪ آﻳﻪٔ 10 ﺳﻮرهٔ ﻓﺎﻃﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ را ﺻﺎﺣﺐ ﻋﺰّت ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻣﻰﮐﻨﺪ، راه ﺑﻬﺮه ﻣﻨﺪى از ﻋﺰّت اﻟﻬﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟

اطاعت از خداوند؛ راه بهره‌مندی از عزت الهی آن است که از فرمان‌های الهی پیروی کنیم و قدم در مسیری بگذاریم که خداوند می‌پسندد.

 آﻳﺎ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ دارای ﻋﺰّت ﻧﻔﺲ اﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﻴﻤﺎن ﺷﮑﻨﻰ دﺳﺖ ﻣﻰزﻧﺪ؟

خیر . انسان صاحب کرامت پیمان شکنی نمی‌کند؛ زیرا کسی پیمانِ خود با دیگران و به خصوص پیمان با خدا را می‌شکند که ابتدا در خود شکسته باشد، یعنی، خود عالی او تسلیم خود دانی شده باشد.

اما کسی که صاحب کرامت است، خود عالی خود را برتر می‌شمارد و آن را عزیز می‌دارد.

 
به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 4 | امتیاز: 5 از 5