«جایگاه امامت»


مقدمه

آیات

متن درس

اندیشه و تحقیق

 

ﺩﺭ ﺩﺭﺱ ﻗﺒﻞ ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﻛﺮﻡ(ص) ﺍﻣﻴﺮﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺼﻮﺏ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭی ﻛﻨﻨﺪ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﺭﺱ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﻢ ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﭼﻪ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﯽ ﻧﺰﺩ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﻛﺮﻡ(ص) ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ؟

سورۀ صافات – آیۀ 83

پیام اصلی

وَ اِنَّ مِن شیعَتِهی لاِبراهیم : همانا ابراهیم از پیروان او (نوح) است.

کاربرد لفظ شیعه در قرآن برای حضرت ابراهیم

کلمۀ ﺷﻴﻌﻪ در ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺘﻪ و ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﭘﻴﺮو اﺳﺖ.(شیعَتِهی)(پیامِ شمارۀ 1)

ﺣﻀﺮت اﺑﺮاﻫﻴﻢ(ع) ﺷﻴﻌﮥ ﺣﻀﺮت ﻧﻮح(ع) اﺳﺖ، ﻳﻌﻨﯽ ﭘﻴﺮو او ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.(وَ اِنَّ مِن شیعَتِهی لاِبراهیم)(پیامِ شمارۀ 2)

راه همۀ انبیا یکی است و انبیا برای یکدیگر الگو  و مقتدا هستند و عنصر زمان و مکان در اصول و مبانی ادیان آسمانی اثر ندارد.(شیعَتِهی)

 
 

سورۀ قَصَص– آیۀ 15

پیام اصلی

وَ دَخَلَ المَدینَة : و (موسی) وارد شهر شد

عَلی حَینِ غَفلَةٍ مِن اَهلِها : در حالی‌که مردم(از ورودش بی‌خبر بودند)

فَوَجَدَ فِیها رَجُلَینِ یَقتَتِلان : پس در آنجا به دو مرد برخورد که با یکدیگر نزاع می‌کردند

هَذا مِن شیعَتِهی : این یکی از پیروان او

وَ هذا مِن عَدُوِّهی... : و دیگری از دشمنانش بود

کاربرد کلمۀ شیعه در قرآن برای پیروِ حضرت موسی

کلمۀ ﺷﻴﻌﻪ در ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺘﻪ و ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﭘﻴﺮو اﺳﺖ(شیعَتِهی)(پیامِ شمارۀ 1)

در ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ، ﭘﻴﺮوان ﺣﻀﺮت ﻣﻮﺳﯽ ﻧﻴﺰ «شیعۀ» او ﻧﺎﻣﻴﺪه ﺷﺪه‌اﻧﺪ.(هَذا مِن شیعَتِهی)(پیامِ شمارۀ 3)

نقطۀ مقابل شیعه، عدو است.(شیعَتِهی...عَدُوِّهی)

 

سورۀ بیّنه – آیۀ 7

پیام اصلی

اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا : بی‌شک کسانی که ایمان آورده

وَعَمِلُوا الصّالِحات : و کارهای شایسته انجام داده‌اند

اُولئِکَ هُم خَیرُ البَرِیَّة : اینان بهترین مخلوقات‌اند.

آیه در شأن حضرت علی(ع) نازل شده و لزوم پیروی از ایشان را بیان می‌کند.

ایمان به شرطی ثمربخش است که همراه با عمل صالح باشد.(ءامَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحات)

 
 

ﻣﻌﻨﺎی ﺷﻴﻌﻪ

«ﺷﻴﻌﻪ» در ﻟﻐﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﭘﻴﺮو، ﻳﺎر و ﻃﺮﻓﺪار اﺳﺖ.

در ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺘﻪ و ﺣﻀﺮت اﺑﺮاﻫﻴﻢ(ع) ﺷﻴﻌﻪ و ﭘﻴﺮو ﺣﻀﺮت ﻧﻮح(ع) ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ؛ ﺑﺎ اﻳﻦ ﮐﻪ ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ آن ﺑﺰرﮔﻮار را «مُسلِم» ﻧﻴﺰ ﻧﺎﻣﻴﺪه اﺳﺖ.

دﺳﺘﻮر ﺑﻪ ﭘﻴﺮوی از اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ(ع)

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص) ﮐﻪ ﺑﺎ اﻳﻤﺎن و اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﺑﯽﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮد دﻋﻮت ﻣﺮدم ﺑﻪ اﺳﻼم را ﭘﻴﺶ ﻣﯽﺑﺮد و ﺑﻪ ﭘﻴﺮوزی ﺣﻖ ﺑﺮ ﺑﺎﻃﻞ ﻳﻘﻴﻦ داﺷﺖ، از ﻫﻤﺎن اﺑﺘﺪای رﺳﺎﻟﺖ، ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن اﻟﻬﯽ، ﺗﻼش ﻣﯽﮐﺮد ﺗﺎ در ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺣﻀﺮت ﻋﻠﯽ(ع) را ﮐﻪ در اﻳﻤﺎن و ﻋﻤﻞ ﺑﯽﻧﻈﻴﺮ و ﻣﻌﺼﻮم از ﮔﻨﺎه ﺑﻮد، ﺑـﻪ ﻣﺮدم ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻨﺪ و اداﻣﻪ راه را ﺑﺮای ﭘﺲ از ﺧﻮد ﻣﺸﺨﺺ ﺳﺎزد و ﻣـﺎﻧﻊ ﺳﺮﮔـﺮداﻧﯽ ﻣﺮدم ﺷﻮد.

و از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﯽ(ع) ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ، ﺑﺎ ﺣﻘﻴﻘﺖ اﺳﻼم ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﺎﻣﻞ آﺷﻨﺎ ﺷﺪه ﺑﻮد(علترﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﺑﻪ ﻣﺮدم ﺗﺄﮐﻴﺪ ﻣﯽﮐﺮد ﮐﻪ ﭘﻴﺮوی از اﻣﺎم ﻋﻠﯽ(ع) و ﻋﻤﻞ ﺑﻪ دﺳﺘﻮرات او ﻣﺎﻧﻊ ﮔﻤﺮاﻫﯽ و ﺳﺮﮔﺮداﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮد و ﻧﺠﺎت ﺟﺎﻣﻌﻪٔ ﺑﺸﺮی را ﺑــﻪ دﻧﺒﺎل دارد(معلول).

ﺑﺮای ﻣﺜﺎل، ﺟﺎﺑﺮﺑﻦ ﻋﺒﺪاﻟﻠﻪ اﻧﺼﺎری، از ﻳﺎران ﺧﻮب رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﻣﯽﮔﻮﻳﺪ: در ﮐﻨﺎر ﺧﺎﻧﻪٔ ﺧﺪا و در ﺣﻀﻮر رﺳﻮل ﺧـﺪا(ص)  ﺑﻮدﻳﻢ ﮐﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﯽ(ع) وارد ﺷﺪ.

رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﻓﺮﻣﻮد: ﺑﺮادرم(امام علی) ﺑﻪ ﺳﻮﻳﺘﺎن آﻣﺪ. ﺳﭙﺲ، رو ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮐﻌﺒﻪ ﮐﺮد و ﺑﺎ دﺳﺖ ﺑﻪ آن زد و ﻓﺮﻣﻮد: ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺪاﻳﯽ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﻢ در دﺳﺖ ﻗﺪرت اوﺳﺖ، اﻳﻦ ﻣﺮد و ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ از او ﭘﻴﺮوی ﮐﻨﻨﺪ، رﺳﺘﮕﺎرﻧﺪ و در روز ﻗﻴﺎﻣﺖ، اﻫﻞ ﻧﺠﺎت‌اﻧﺪ.

سپس پیامبر فرمود : این مرد(امام علی)

1 . اولین ایمان آورنده به خدا

2 . وفادارترین شما در پیمان با خدا

3 . راسخ‌ترین شما در انجام فرمان خدا

4 . صادق‌ترین شما در داوری بین مردم

5 . بهترین شما در رعایت مساوات بین مردم

6 . ارجمندترین شما نزد خداست.

 

در همین هنگام آیۀ زیر بر پیامبر خدا نازل شد :

اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا : بی‌شک کسانی که ایمان آورده

وَعَمِلُوا الصّالِحات : و کارهای شایسته انجام داده‌اند

اُولئِکَ هُم خَیرُ البَرِیَّة : اینان بهترین مخلوقات‌اند

در حقیقت، پیامبر اکرم(ص) با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی زمان خود، فعالیت‌های خودسرانه برای به دست گرفتن زمامداری و قدرت را پیش‌بینی می‌کرد.

به همین علت، تمام تلاش خود را به‌کار می‌برد تا :

1 . شخصیت ممتاز حضرت علی(ع) را به مردم بشناساند،

2 . تعصبات جاهلی و قبیله‌ای را از افکار آنان بزداید

3 . و کسانی را که برای رسیدن به قدرت می‌خواهند از این اعتبارات استفاده کنند، به انزوا کشاند.

لازم است بدانیم که در آن زمان در میان قبایل، بزرگی و شرافت تنها مخصوص بزرگان و رؤسا بود و فضائلی چون علم، عدالت‌خواهی، جوان‌مردی، صداقت، پاکی و کرامت‌نفس وقتی ارزش داشت که رئیس قوم یا فرزندان و بستگان وی دارای آن صفت باشند.

رسول خدا(ص) با این افکار جاهلی به شدت مبارزه می‌کرد و سعی در شکستن ابهت این‌گونه اعتبارهای توخالی داشت امّا تحولات فرهنگی امری تدریجی است و تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ و ارزش‌های اسلامی ناگهانی صورت نمی‌گیرد و برنامه‌ای مستمر و مداوم نیاز دارد.

به همین جهت بود که بسیاری از افراد، میان فرمان پیامبر و فرمان بزرگان قوم تفاوت چندانی قائل نبودند و گاه در لحظات حساس و سرنوشت‌ساز، به‌جای فرمان الهی، به سوی فرمان بزرگان قوم متمایل می‌شدند.

قرآن کریم در آیات متعدد ضمن اشاره به این میل جاهلی، به مردم در خصوص آن هشدار می‌دهد؛ از جمله در آیۀ 50 سورۀ مائده می‌فرماید :

آیا به دنبال حکم جاهلیت هستند؟

و چه کسی بهتر از خدا حکم می‌کند برای مردمی که یقین دارند؟

از اﻳﻦ رو رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) در ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺘﻰ، ﻓﻀﺎﻳﻞ ﻣﺘﻌﺎﻟﻰ و ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ص) و اﻫﻞ ﺑﻴﺖ را ﺑﺮای ﻣﺮدﻣﯽ ﮐﻪ :

1 . ﻗﺮنﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﻈﺎم ﻗﺒﻴﻠﻪای ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ

2 . و ﺛﺮوت زﻳﺎد و ﻧﻈﺎﻳﺮ آن را ﻧﺸﺎﻧﻪٔ ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﯽداﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻴﺎن ﻣﻰﮐﺮد، ﺗﺎ :

دلﻫﺎى آﻧﺎن را ﺑﺮاى ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻦ اﻣﺎﻣﺖ و رﻫﺒﺮى ﮐﺴﺎﻧﯽ آﻣﺎده ﮐﻨﺪ ﮐﻪ :

1 . ﻣﻴﺎن ﻋﺮب و ﻏﻴﺮﻋﺮب ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﻤﯽﺷﺪﻧﺪ

2 . و ﻣﺮدم را ﺑﻪ ﺗﻌﻘﻞ، ﻋﺪاﻟﺖ و ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻓﺮا ﻣﯽﺧﻮاﻧﺪﻧﺪ

3 . و در زﻧﺪﮔﯽ دﻧﻴﺎﻳﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺗﺮﻳﻦ اﻓﺮاد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ.

 

از ﺟﻤﻠﻪ پیامبر(ص) ﻓﺮﻣﻮده‌اﻧﺪ :

1 . عَلُیٌّ مَعَ القُرآنِ وَ القُرآنُ مَعَ عَلِیٍّ : ﻋﻠﻰ ﺑﺎ ﻗﺮآن اﺳﺖ و ﻗﺮآن ﺑﺎ ﻋﻠﻰ اﺳﺖ.(اشاره به حدیث ثقلین)

2 . عَلُیٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلُیٍّ : ﻋﻠﻰ ﺑﺎ ﺣﻖ اﺳﺖ و ﺣﻖ ﺑﺎ ﻋﻠﻰ اﺳﺖ.

3 . اَنَا وَ عَلُیٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّةِ : ﻣﻦ و ﻋﻠﻰ، ﭘﺪران اﻳﻦ اﻣﺘﻴﻢ.

 
 

ﺣﻀﺮت ﻋﻠﯽ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻳﺎﻓﺘﮥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮاﻣﯽ

ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) ﮐﻮدﮐﻰ ﺑﻴﺶ ﻧﺒﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪٔ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ آﻣﺪ، از ﻫﻤﺎن زﻣﺎن، ﺗﺮﺑﻴﺖ وى در داﻣﺎن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ آﻏﺎز ﮔﺮدﻳﺪ و درﻫﺎى داﻧﺶ اﻟﻬﻰ ﺑﻪ روﻳﺶ ﮔﺸﻮده ﺷﺪ.

اﻳﺸﺎن در اﻳﻦ ﺑﺎره ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: «ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺰرگ ﺗﺮﻳﻦ ﻓﺮﺷﺘﻪٔ ﺧﻮد را ﻫﻤﺮاه رﺳﻮل ﺧﺪا ﻗﺮار داد. آن ﻓﺮﺷﺘﻪ، ﺷﺐ و روز راه ﮐﺴﺐ ﻣﮑﺎرم و زﻳﺒﺎﻳﻰ ﻫﺎى اﺧﻼق را ﺑﻪ اﻳﺸﺎن ﻧﺸﺎن ﻣﻰداد و ﻣﻦ، در ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻋﺸﻖ و ﺷﻴﻔﺘﮕﻰ از آن ﺣﻀﺮت ﺗﺒﻌﻴﺖ ﻣﻰﮐﺮدم و اﻳﺸﺎن را ﻫﻤﺮاﻫﻰ ﻣﻰﻧﻤﻮدم.»

اﻳﻦ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺑﺪان ﺟﻬﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) ﭘﺲ از رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) راه آن ﺣﻀﺮت را اداﻣﻪ دﻫﺪ و ﺑﺎ ﺗﮑﻴﻪ ﺑﺮ داﻧﺶ اﻟﻬﻰ ﺧﻮد، ﻣﺮدم را در زﻣﻴﻨﻪٔ اﺣﮑﺎم و ﻣﻌﺎرف دﻳﻨﻰ ﻫﺪاﻳﺖ ﮐﻨﺪ.

رﺳﻮل ﺧﺪا ﻧﻴﺰ در ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺘﻰ ﮐﻪ ﭘﻴﺶ ﻣﻰآﻣﺪ، اﻳﻦ ﻣﻘﺎم ﻋﻠﻤﻰ را ﺑﻪ اﻃﻼع ﻣﺮدم ﻣﻰرﺳﺎﻧﺪ. در اﻳﻦ ﺟﺎ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻣﻮرد از ﺳﺨﻨﺎن آن ﺣﻀﺮت اﺷﺎره ﻣﻰﮐﻨﻴﻢ :

اَنَا مَدینَةُ العِلم : من شهر علم هستم

وَ عَلِیٌّ بابُها : و علی درِ آن است.

فَمَن اَرادَ العِلم : هر کس می‌خواهد به این علم برسد

فَلیَأتِها مِن بابِها : باید از درِ آن وارد شود.(پذیرشِ ولایت حضرت علی)

 

ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺪﻳﺚ، ﻧﮑﺎت زﻳﺮ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﻰآﻳﺪ:

اوّﻻً : ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) ﭘﺲ از رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) از ﻫﻤﻪ داﻧﺎﺗﺮ اﺳﺖ؛

ﺛﺎﻧﻴﺎً : ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) در ﻋﻠﻢ ﺧﻮد ﻣﻌﺼﻮم اﺳﺖ؛ وﮔﺮﻧﻪ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﻧﻤﻰﻓﺮﻣﻮد ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ اﻳﺸﺎن ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺛﺎﻟﺜﺎً : ﺑﺮ ﻣﺮدم واﺟﺐ اﺳﺖ ﮐﻪ از داﻧﺶ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) ﺑﻬﺮه ﺑﺒﺮﻧﺪ و ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻧﻈﺮ اﻳﺸﺎن ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻨﺪ؛ زﻳﺮا اﻳﺸﺎن راه رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻋﻠﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﺳﺖ و ﺑﻬﺮهﻣﻨﺪى از ﻋﻠﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ واﺟﺐ اﺳﺖ.(پذیرش ولایت حضرت علی«ع» واجب است.)

 

ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ روزى رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﺑﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) ﻓﺮﻣﻮد: «اى ﻋﻠﻰ، ﻣﻦ ﺷﻬﺮ ﺣﮑﻤﺘﻢ و ﺗﻮ درِ آن ﺷﻬﺮ ﻫﺴﺘﻰ. ﻫﻴﭻ ﮔﺎه ﻧﻤﻰﺗﻮان وارد ﺷﻬﺮى ﺷﺪ، ﻣﮕﺮ از درِ آن. دروغ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﻣﻰﭘﻨﺪارد ﻣﺮا دوﺳﺖ دارد، در ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ دﺷﻤﻨﯽ و ﮐﻴﻨﻪٔ ﺗﻮ در دل اوﺳﺖ؛ زﻳﺮا ﺗﻮ از ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻰ و ﻣﻦ از ﺗﻮ.

...ﮐﺴﻰﺑﻪ ﻓﻼح ﻣﻰرﺳﺪ ﮐﻪ ﭘﻴﺮو ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﻣﻰرﺳﺪ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ از ﺗﻮ دورى ﮔﺰﻳﻨﺪ.

1 . ﻣَﺜَﻞ ﺗﻮ و اﻣﺎﻣﺎنِ از ﻓﺮزﻧﺪان ﺗﻮ، ﻣَﺜَﻞ ﮐﺸﺘﻰ ﻧﻮح اﺳﺖ؛ ﻫﺮﮐﺲ ﺑﺮ آن ﺳﻮار ﺷﻮد ﻧﺠﺎت ﻳﺎﺑﺪ و ﻫﺮﮐﺲ ﺳﺮﭘﻴﭽﻰ ﮐﻨﺪ، ﻫﻼک ﺷﻮد.

2 . ﻣَﺜَﻞِ ﺷﻤﺎ ﻣَﺜَﻞِ ﺳﺘﺎرﮔﺎن آﺳﻤﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻮن ﺳﺘﺎره‌اى ﻏﺎﻳﺐ ﺷﻮد، ﺳﺘﺎره‌اى دﻳﮕﺮ ﻃﻠﻮع ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ روز ﻗﻴﺎﻣﺖ.»

ﻣﻘﺎم و ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﯽ(ع) ﻧﺰد ﺧﺪا و ﺗﻤﺠﻴﺪﻫﺎی ﻓﺮاوان رﺳﻮل اﮐﺮم(ص) از اﻳﺸﺎن، ﺑﺪون ﺳﺒﺐ و ﻳﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﻳﺸﺎوﻧﺪی ﺑﺎ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ «اﻳﻤﺎن»ﺑﯽﻧﻈﻴﺮ و «ﻋﻤﻞ»ﺑﯽﻣﺎﻧﻨﺪ اﻳﺸﺎن اﺳﺖ. ﺻﺪاﻗﺖ، اﻳﺜﺎر، ﺟﻬﺎد، ﻳﮏرﻧﮕﯽ، وﻓﺎ، ﻋﺒﺎدت، ﻋﻠﻢ و ﺳﺎﻳﺮ ﮐﺮاﻣﺖﻫﺎی اﺧﻼﻗﯽ اﻳﺸﺎن را ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻘﺎﻣﯽ رﺳﺎﻧﺪه اﺳﺖ.

ﻳﮑﯽ از وﻳﮋﮔﯽﻫﺎی ﻣﻤﺘﺎز اﻣﻴﺮﻣﺆﻣﻨﺎن ﻋﺪاﻟﺖﺧﻮاﻫﯽ و دﻓﺎع از ﻣﻈﻠﻮﻣﺎن ﺑﻮد. آن ﺣﻀﺮت «ﻋﺪاﻟﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ» را رﺳﺎﻟﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻣﯽﺷﻤﺮد و در دﻓﺎع از ﻋﺪاﻟﺖ از ﭘﻴﺸﺘﺎزان ﺑﻮد.

ﻣﺮدﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﻈﺎم ﺟﺎﻫﻼﻧﻪ و ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪٔ ﻗﺒﻞ از اﺳﻼم ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ و ﻓﻘﻂ در دورهٔ ﮐﻮﺗﺎه ده ﺳﺎﻟﻪٔ رﻫﺒﺮی رﺳﻮل ﺧﺪا در ﻣﺪﻳﻨﻪ ﻧﺴﻴﻢ ﻋﺪاﻟﺖ را ﺣﺲ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ، ﭘﺲ از رﺳﻮل ﺧﺪا ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ در ﺟﺎدهٔ اﻧﺤﺮاف ﻗﺪم ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﮐﻪ وﻗﺘﯽ اﻣﻴﺮﻣﺆﻣﻨﺎن ﺑﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ رﺳﻴﺪ، ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻋﺪاﻟﺖ و ﻣﺴﺎوات را ﺳﺮﻟﻮﺣﻪٔ ﮐﺎر ﺧﻮد ﻗﺮار داد.

ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ ﻣﻈﻠﻮﻣﺎن و ﺳﺘﻤﺪﻳﺪﮔﺎن، در ﻧﻘﺎط ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻬﺎن اﺳﻼم ﺷﻴﻔﺘﻪٔ اﻳﺸﺎن ﺷﺪﻧﺪ و ﺑﻪ رﻫﺒﺮی وی دل ﺑﺴﺘﻨﺪ.

اﻣّﺎ ﺑﺎ ﺷﻬﺎدت اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ و روی ﮐﺎر آﻣﺪن ﺑﻨﯽاﻣﻴﻪ و ﺑﻨﯽ ﻋﺒﺎس اﻣﻴﺪ ﻣﻈﻠﻮﻣﺎن ﺑﻪ ﻳﺄس ﮔﺮاﻳﻴﺪ.

اﻟﺒﺘﻪ اﻣﺎم ﺣﺴﻦ(ع) و اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ(ع) و ﺳﺎﻳﺮ اﻣﺎﻣﺎن ﺑﺰرﮔﻮار ﭘﺮﭼﻢ ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﻇﻠﻢ را ﺑﺮاﻓﺮاﺷﺘﻪ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻨﺪ و ﺗﺎ اﻣﺎم ﻳﺎزدﻫﻢ، ﻫﺮ ﮐﺪام ﭘﺲ از دﻳﮕﺮی در اﻳﻦ راه ﺑﻪ ﺷﻬﺎدت رﺳﻴﺪﻧﺪ.

اﻳﻦ ﺑﺰرﮔﻮاران، ﻫﻤﻮاره از «ﻋﺪل» ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﮏ اﺻﻞ اﺳﺎﺳﯽ اﺳﻼم ﻳﺎد ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ و ﺑﯽﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ آن را، ﺑﯽﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﻳﮏ اﺻﻞ اﺳﻼم ﻣﯽﺷﻤﺮدﻧﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ ﻧﺎم ﺷﻴﻌﻴﺎن و ﭘﻴﺮوان اﻣﻴﺮﻣﺆﻣﻨﺎن ﺑﺎ ﻋﺪاﻟﺖ اﺳﻼﻣﯽ ﻫﻤﺮاه ﺷﺪ.

 
 

تشیّع و وحدت مسلمانان

ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺷﻴﻌﻪ در ﺗﺎرﻳﺦ اﺳﻼم و ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻋﻠﻤﻰ و ﺗﺎرﻳﺨﻰ ﺣﻘﺎﻧﻴﺖ آن، ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻣﺎ را از ﻣﺴﺄﻟﻪاى ﻣﻬﻢ و ﺣﻴﺎﺗﻰ، ﻳﻌﻨﻰ ﺣﻔﻆ وﺣﺪت ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﺗﻼش ﺑﺮاى ﺳﺮﺑﻠﻨﺪى، ﻋﺰت، اﺳﺘﻘﻼل و ﺣﻔﻆ ﻣﻨﺎﻓﻊ آﻧﺎن ﻏﺎﻓﻞ ﮐﻨﺪ.

ﺑﺎورﻫﺎى ﻣﺸﺘﺮک ﻓﺮاوان، ﻣﺎﻧﻨﺪ : اﻋﺘﻘﺎد ﺑﻪ ﺧﺪا، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص)، ﻗﺮآن و ﻗﻴﺎﻣﺖ، زﻣﻴﻨﻪﺳﺎز وﺣﺪت ﺑﻴﻦ ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن اﺳﺖ.

ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، ﺣﻔﻆ و ﺗﻘﻮﻳﺖ وﺣﺪت ﺷﻴﻌﻪ و ﺳﻨﻰ و ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﻋﻮاﻣﻞ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎى ﺗﻔﺮﻗﻪاﻧﮕﻴﺰ ﻳﮑﻰ از اﺻﻮل راﻫﺒﺮدى اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻰ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻮﺷﻴﺎرى و ﺑﻴﺪارى ﻫﻤﮕﺎن را ﻣﻰﻃﻠﺒﺪ.

اﻣﺎم ﺧﻤﻴﻨﻰ(ره)، ﻣﻌﻤﺎر ﮐﺒﻴﺮ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻰ ﮐﻪ ﻫﻤﻮاره و در ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن را ﺑﻪ اﺗﺤﺎد و ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻰ دﻋﻮت ﻣﻰﮐﺮد، در ﻳﮑﻰ از ﭘﻴﺎمﻫﺎى ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﭼﻨﻴﻦ ﭘﻴﺎم ﻣﻰدﻫﺪ:

«اى ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺟﻬﺎن ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ اﺳﻼم اﻳﻤﺎن دارﻳﺪ، ﺑﻪ ﭘﺎﺧﻴﺰﻳﺪ و در زﻳﺮ ﭘﺮﭼﻢ ﺗﻮﺣﻴﺪ و در ﺳﺎﻳﻪٔ ﺗﻌﻠﻴﻤﺎت اﺳﻼم ﻣﺠﺘﻤﻊ ﺷﻮﻳﺪ و دﺳﺖ ﺧﻴﺎﻧﺖ اﺑﺮﻗﺪرتﻫﺎ را از ﻣﻤﺎﻟﮏ ﺧﻮد و ﺧﺰاﺋﻦ ﺳﺮﺷﺎر آن ﮐﻮﺗﺎه ﮐﻨﻴﺪ و مَجد اﺳﻼم را اﻋﺎده ﮐﻨﻴﺪ و دﺳﺖ از اﺧﺘﻼﻓﺎت و ﻫﻮاﻫﺎى ﻧﻔﺴﺎﻧﻰ ﺑﺮدارﻳﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ داراى ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻫﺴﺘﻴﺪ.

ﺑﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ اﺳﻼم ﺗﮑﻴﻪ زﻧﻴﺪ و ﺑﺎ ﻏﺮب و ﻏﺮب زدﮔﻰ ﻣﺒﺎرزه ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ و روى ﭘﺎى ﺧﻮدﺗﺎن ﺑﺎﻳﺴﺘﻴﺪ.»

برای ﺣﻔﻆ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ و وﺣﺪت ﻣﻴﺎن ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻧﮑﺎت زﻳﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﻴﻢ:

پرهیز از اختلاف و تفرقه :

ﻣﺴﺘﮑﺒﺮان ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ اﺻﻞ اﺳﻼم و ﭘﻴﺎم ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ دﺷﻤﻨﯽ دارﻧﺪ و ﺑﻪ ﺻﻮرتﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺰرﮔﻮار ﻣﺎ و ﮐﺘﺎب آﺳﻤﺎﻧﯽ ﻣﺎ اﻫﺎﻧﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، درﺻﺪد ﻧﺎﺑﻮدی اﺳﻼم و ﺿﻌﻴﻒ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ ﻫﻤﻪٔ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﻫﺴﺘﻨﺪ.

راﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﺮای اﻳﻦ ﻫﺪف ﺧﻮد اﻧﺘﺨﺎب ﮐﺮده‌اﻧﺪ، ﺗﻔﺮﻗﻪ و ﺟﻨﮓ ﻣﻴﺎن ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن اﺳﺖ.

ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻫﻮﺷﻴﺎری ﺧﻮد در اﻳﻦ دام ﻧﻴﻔﺘﻴﻢ.

پرهیز از اهانت و توهین به مقدسات سایر مسلمانان :

از اﻫﺎﻧﺖ و ﺗﻮﻫﻴﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺳﺎت ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺧﻮدداری ﮐﻨﻴﻢ.

آﻧﺎن ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن را ﺑﺎ ﻫﻢ دﺷﻤﻦ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻫﻤﻴﻦ ﺗﻮﻫﻴﻦﻫﺎ، ﺑﺬر دﺷﻤﻨﯽ ﻣﻴﺎن ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن را ﻣﯽﮐﺎرﻧﺪ و در ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻨﺎﺳﺐ،درو ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﺑﻪ ﻫﺪف ﺧﻮد ﻣﯽرﺳﻨﺪ.

همکاری و همبستگی با سایر مسلمانان :

ﺧﻮد را از ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن دور ﻧﺪاﻧﻴﻢ و ﺑﺮای ﭘﻴﺮوزی، ﻋﺰت و ﺳﺮﺑﻠﻨﺪی ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن، در ﺗﻤﺎم ﻧﻘﺎط ﺟﻬﺎن ﺗﻼش ﮐﻨﻴﻢ و ﺗﺎ آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻴﻢ ﺑﺮای آﺑﺎداﻧﯽ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺟﻬﺎن اﺳﻼم ﻫﻤﮑﺎری ﮐﻨﻴﻢ و ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮاﻣﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮد:

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺻﺒﺢ ﺧﻮد را آﻏﺎز ﮐﻨﺪ و در اﻧﺪﻳﺸﻪٔ رﺳﻴﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻣﺴﻠﻤﺎن ﻧﻴﺴﺖ.

دفاع از مسلمانان مظلومِ تمام جهان :

از ﻣﻈﻠﻮﻣﺎن ﻣﺴﻠﻤﺎن در ﺗﻤﺎم ﻧﻘﺎط ﺟﻬﺎن، ﺑﺎ روش ﻫﺎی درﺳﺖ دﻓﺎع ﮐﻨﻴﻢ و ﺑﺮای رﻫﺎﻳﯽ آﻧﺎن از ﻇﻠﻢ ﺑﮑﻮﺷﻴﻢ. زﻳﺮا رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) در اﻳﻦﺑﺎره ﻫﻢ ﻓﺮﻣﻮد :

ﻫﺮﮐﺲ ﻓﺮﻳﺎد دادﺧﻮاﻫﯽ ﻣﻈﻠﻮﻣﯽ را ﮐﻪ از ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﻳﺎری ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ، ﺑﺸﻨﻮد، اﻣﺎ ﺑﻪ ﻳﺎری آن ﻣﻈﻠﻮم ﺑﺮﻧﺨﻴﺰد، ﻣﺴﻠﻤﺎن ﻧﻴﺴﺖ.

دفاع از اعتقادات :

اﻋﺘﻘﺎدات ﺧﻮد را ﺑﺎ داﻧﺶ و اﺳﺘﺪﻻل، اﻋﺘﻼ و ارﺗﻘﺎ ﺑﺒﺨﺸﻴﻢ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻴﻢ ﺑﺎ دﻳﮕﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺑﺮاﺳﺎس ﻣﻌﺮﻓﺖ و اﺳﺘﺪﻻل ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ و اﻋﺘﻘﺎدات ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺻﺤﻴﺢ ﺑﻴﺎن ﮐﻨﻴﻢ.

دﻓﺎع ﻣﻨﻄﻘﯽ از اﻋﺘﻘﺎدات ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﺒﺐ ﺗﻔﺮﻗﻪ و ﺟﺪاﻳﯽ ﻧﻤﯽﺷﻮد، ﺑﻠﮑﻪ دلﻫﺎ را ﺑﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﻧﺰدﻳﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻻزم اﺳﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪای ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻌﺎرف اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﮐﻨﻴﻢ و ﺷﺮﮐﺖ در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪٔ ﮐﺘﺎبﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ را در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪٔ ﺧﻮد ﻗﺮار دﻫﻴﻢ.

ارتقاء جایگاه تشیع :

ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﮏ ﭘﻴﺮو اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﺑﺪﺑﻴﻨﯽ دﻳﮕﺮان ﺑﻪ ﺗﺸﻴﻊ ﻧﺸﻮﻳﻢ.

رﺳﻮل ﺧﺪا و اﻫﻞ ﺑﻴﺖ اﻳﺸﺎن را اﺳﻮه ﻗﺮار دﻫﻴﻢ و در اﻧﺠﺎم ﺗﮑﺎﻟﻴﻒ ﺧﻮد، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺮﭘﺎداﺷﺘﻦ ﻧﻤﺎز، رﻋﺎﻳﺖ ﺣﺠﺎب و ﻋﻔﺎف، رﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮق دﻳﮕﺮان، ادب ﻣﻌﺎﺷﺮت ﺑﺎ ﻣﺮدم، ﭘﻴﺮوی از ﻗﻮاﻧﻴﻦ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ،ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﮐﻮﺷﺎ ﺑﺎﺷﻴﻢ و ﺑﺪاﻧﻴﻢ ﮐﻪ ﭘﻴﺮو رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) و اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﮔﺮاﻣﯽ اﻳﺸﺎن ﺑﻮدن، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ اﺳﻢ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ اﺳﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻋﻤﻞ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﭘﻴﺮو ﺣﻘﻴﻘﯽ ﭘﺪﻳﺪ آﻳﺪ.

 

ﺷﻴﻌﻪٔ ﺑﺎ ﻋﻤﻞ ﺳﺒﺐ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪی ﻣﺮدم ﺟﻬﺎن ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم و اﻫﻞ ﺑﻴﺖ اﻳﺸﺎن (ﺻﻠﻮات اﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻬﻢ) ﻣﯽﺷﻮد و ﺷﻴﻌﻪٔ ﺑﺪون ﻋﻤﻞ دوری ﻣﺮدم ﺑﻪ آن ﺑﺰرﮔﻮاران را در ﭘﯽدارد، و اﻳﻦ ﺧﻮد ﮔﻨﺎه ﺑﺰرﮔﯽ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﮔﺮدد.(گناه کبیره)

از اﻳﻦ رو اﻣﺎم ﺻﺎدق(ع) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ:

کونوا لَنا زَینًا : زینت خاندان ما باشید

وَ لا تَکونوا عَلَینا شَینًا : و مایۀ زشتی و عیب ما نباشید.

 
 

کدام ﻳﮏ از وﻳﮋﮔﯽﻫﺎی اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ در دورهٔ ﮐﻮﺗﺎه ﺧﻼﻓﺖ ﺳﺒﺐ ﻋﻼﻗﻪٔ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺑﻪ آن ﺣﻀﺮت ﺷﺪ؟ ﻧﻤﻮﻧﻪ ای ﺑﺮای آن ذﮐﺮ ﮐﻨﻴﺪ.

رعایت اصل عدالت و مساوات در حکومت ایشان

ﭼﺮا رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﺑﻪ ﺻﻮرتﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻓﻀﺎﺋﻞ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﯽ(ع) را ﺑﺮای ﻣﺮدم ﺑﻴﺎن ﻣﯽﮐﺮد؟

رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) در ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺘﻰ، ﻓﻀﺎﻳﻞ ﻣﺘﻌﺎﻟﻰ و ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ص) و اﻫﻞ ﺑﻴﺖ را ﺑﺮای ﻣﺮدﻣﯽ ﮐﻪ :

1 . ﻗﺮنﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﻈﺎم ﻗﺒﻴﻠﻪای ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ

2 . و ﺛﺮوت زﻳﺎد و ﻧﻈﺎﻳﺮ آن را ﻧﺸﺎﻧﻪٔ ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﯽداﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻴﺎن ﻣﻰﮐﺮد، ﺗﺎ :

دلﻫﺎى آﻧﺎن را ﺑﺮاى ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻦ اﻣﺎﻣﺖ و رﻫﺒﺮى ﮐﺴﺎﻧﯽ آﻣﺎده ﮐﻨﺪ ﮐﻪ :

1 . ﻣﻴﺎن ﻋﺮب و ﻏﻴﺮﻋﺮب ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﻤﯽﺷﺪﻧﺪ

2 . و ﻣﺮدم را ﺑﻪ ﺗﻌﻘﻞ، ﻋﺪاﻟﺖ و ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻓﺮا ﻣﯽﺧﻮاﻧﺪﻧﺪ

3 . و در زﻧﺪﮔﯽ دﻧﻴﺎﻳﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺗﺮﻳﻦ اﻓﺮاد زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ.

ﻣﻘﺼﻮد از اﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮐﻪ «ﻋﻠﯽ ﺑﺎ ﺣﻖ اﺳﺖ و ﺣﻖ ﺑﺎ ﻋﻠﯽ اﺳﺖ» ﭼﻪ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ؟

مقصود، جدایی ‌ناپذیریِ حضرت علی(ع) و حقّ است.

ﭼﻪ راﺑﻄﻪای ﻣﻴﺎن اﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮐﻪ «ﻋﻠﯽ ﺑﺎ ﻗﺮآن و ﻗﺮآن ﺑﺎ ﻋﻠﯽ اﺳﺖ» و ﺣﺪﻳﺚ ﺛﻘﻠﻴﻦ وﺟﻮد دارد؟

همان‌گونه که در حدیث ثقلین : قرآن و اهل بیت باهم‌اند و موجب رستگاری

در این حدیث : امام علی(ع) و قرآن باهم‌اند و موجب رستگاری

 
به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 3 | امتیاز: 5 از 5