تداوم رسالت = امامت


مقدمه

آیات

متن درس

اندیشه و تحقیق

 

ﭼﻮﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﻛﺮﻳﻢ ، ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ(ص) ﺧﺎﺗﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ،ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺮﺳﻴﺪ :

ﻃﺮﺡ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﮥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮﺍی ﺟﺎﻣﻌﮥ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺭﺣﻠﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ(ص) ﭼﻴﺴﺖ؟ انتصاب رهبر آسمانی(امام)

ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﭼﻪ ﻣﺴﻴﺮی ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺮﻛﺖ ﻛﻨﺪ؟ در مسیر ولایت و با رهبریِ امامِ معصوم

ﺭﻫﺒﺮی ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺑﺮﻋﻬﺪۀ ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﻴﺮﺩ؟ رهبرانی معصوم و منصوب از طرف خداوند

سورۀ نساء – آیۀ 59

پیام اصلی

یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا : ای کسانی که ایمان آورده‌اید

اَطیعُوا اللهَ وَ اَطیعُوا الرَّسول : خدا و پیامبرش را اطاعت کنید

وَ اُولِی الاَمرِ مِنکُم : و صاحبان امر که از شمایند

فَاِن تَنازَعتُم فی شَیءٍ : پس اگر در چیزی ستیزه و نزاع کردید

فَرُدّوهُ اِلَی اللهِ وَ الرَّسول : آن را به خدا و پیامبر بازگردانید

اِن کُنتُم تُؤمِنونَ بِاللهِ وَ الیَومِ الأخِر : اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارید

ذلِکَ خَیرٌ : این، بهتر است

وَ اَحسَنُ تَأویلًا : و سرانجامش نیکوتر است.

آیۀ اطاعت(اولی‌الامر)

مردم باید نظام اسلامی را بپذیرند و از رهبران الهی آن در قول و عمل پشتیبانی کنند.(اَطیعُوا اللهَ وَ اَطیعُوا الرَّسول وَ اُولِی الاَمرِ مِنکُم)

اولی‌الامر باید همچون پیامبر معصوم باشند، تا مانند پیامبر اطاعت از آنان، لازم و بی‌چون و چرا باشد.(اَطیعُوا الرَّسول وَ اُولِی الاَمرِ مِنکُم)

نشانۀ ایمان واقعی، مراجعه به خدا و رسول، هنگام تنازع و بالاگرفتن درگیری‌هاست و اطاعت در شرایط عادی کار مهمی نیست.(فَاِن تَنازَعتُم)

 
 

سورۀ مائده – آیۀ 55

پیام اصلی

اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهو : ولیّ و سرپرست شما، تنها خداوند و پیامبرش

وَالَّذینَ ءامَنُوا : و مؤمنانی هستند

الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاة : که نماز را برپا می‌دارند

وَ یُؤتونَ الزَّکاة : و زکات می‌دهند

وَ هُم راکِعون : در حالی که رکوع می‌کنند

آیۀ ولایت

این آیه وقتی نازل شد که حضرت علی(ع) در رکوع انگشتر خود را به فقیر داد.(یُؤتونَ الزَّکاة وَ هُم راکِعون)

برای توّجه به محرومان، نماز هم مانع نیست.(یُؤتونَ الزَّکاة وَ هُم راکِعون)(آری، فقیر نباید از جمعِ مسلمانان دست خالی برگردد.)

ولایت از آنِ کسی است که نسبت به اقامۀ نماز و پراخت زکات پایدار باشد.(یُقیمونَ الصَّلاة وَ یُؤتونَ...)(«یُقیمونَ» و «یُؤتونَ» نشانۀ دوام هستند.)

ولایت‌ها در طول یک‌دیگر‌ند، نه در عرض یکدیگر. ولایت بر مسلمانا، ابتدا از آنِ خداوند است، سپس پیامبر، آنگاه امام.(اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهو وَالَّذینَ ءامَنُوا...)

 
 

سورۀ مائده – آیۀ 67

پیام اصلی

یا اَیُّهَا الرَّسول : ای پیامبر!

بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّک : آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است(در مورد ولایت و جانشینی حضرت علی«ع») اعلام کن

وَ اِن لَم تَفعَل : و اگر چنین نکنی،

فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهو : رسالت الهی را نرسانده‌ای

وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس : و (بدان که) خداوند تو را از (شرّ) مردم(و کسانی که تحمّل شنیدن این پیام مهم را ندارند) حفظ می‌کند

اِنَّ اللهَ لا یَهدِی القَومَ الکافِرین : همانا خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند

آیۀ تبلیغ

انتخاب رهبر اسلامی(امام معصوم) باید از سوی خداوند باشد.(بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّک)

احکام و پیام‌های الهی، همه در یک سطح نیست. گاهی کتمان یک حقیقت، با کتمان تمام حقایق برابر است.(وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهو)

 
 

سورۀ احزاب  – آیۀ 33

پیام اصلی

اِنَّما یُریدُاللهُ لِیُذهِب : همانا خدا اراده کرده که دور گرداند

عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیت : از شما اهل بیت پلیدی و ناپاکی را

وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا : و شما را کاملاً پاک و طاهر قرار داد

آیۀ تطهیر

گناه، پلیدیِ روح است خاندان نبوت باید از این پلیدی دور باشند.(لِیُذهِب عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیت)

 
 

وضعیت تداوم قلمروهای سه گانۀ رسالت پیامبر(ص)، پس از رحلت ایشان

ﻗﻠﻤﺮو اوّل رﺳﺎﻟﺖ(ﻳﻌﻨﯽ درﻳﺎﻓﺖ و اﺑﻼغ وﺣﯽ) ﺑﺎ وﺟﻮد ﻗﺮآن و ﺣﻔﻆ آن در ﻣﻴﺎن ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﭘﺎﻳﺎن ﻣﯽﭘﺬﻳﺮد و آن ﺑﺨﺶ از رﺳﺎﻟﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻧﺒﻮت ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎ رﺣﻠﺖ اﻳﺸﺎن ﺗﻤﺎم ﻣﯽﺷﻮد و ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم  «ﺧﺎﺗﻢ اﻟﻨّﺒﻴﻴّﻦ» اﺳﺖ.

اﻣّﺎ دو ﻗﻠﻤﺮو دﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﺎن دﻻﻳﻠﯽ ﮐﻪ در زﻣﺎن ﺣﻴﺎت اﻳﺸﺎن ﺿﺮوری ﺑﻮد، ﭘﺲ از اﻳﺸﺎن ﻧﻴﺰ ﺿﺮوری اﺳﺖ و اداﻣﻪ ﻣﯽﻳﺎﺑﺪ.

زﻳﺮا ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ زﻣﺎن و ﮔﺴﺘﺮش ﺳﺮزﻣﻴﻦ اﺳﻼﻣﯽ، ﻇﻬﻮر ﻓﺮﻗﻪﻫﺎ و اﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﭘﻴﺪاﻳﺶ ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﺸﮑﻼت ﭘﻴﭽﻴﺪهٔ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻗﺘﺼﺎدی، ﺳﻴﺎﺳﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ(علتﻧﻴﺎز ﺑﻪ اﻣﺎم و رﻫﺒﺮی ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪٔ اﺳﻼﻣﯽ را ﺑﻪ ﺳﻮی رﺳﺘﮕﺎری و ﻋﺪاﻟﺖ ﻫﺪاﻳﺖ ﮐﻨﺪ، ﻫﻤﭽﻨﺎن وﺟﻮد دارد(معلول).

ﻳﻌﻨﯽ ﻫﻤﺎنﻃﻮر ﮐﻪ در زﻣﺎن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص) «ﺗﻌﻠﻴﻢ و ﺗﺒﻴﻴﻦ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، «وﻻﻳﺖ و ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ» ﺿﺮوری ﺑﻮد و اﻳﺸﺎن اﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖﻫﺎ را از ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪاوﻧﺪ اﻧﺠﺎم ﻣﯽداد، ﺿﺮوری اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺲ از اﻳﺸﺎن، ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان «اﻣﺎم» از ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪاوﻧﺪ اﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖﻫﺎ را ﺑﻪ اﻧﺠﺎم رﺳﺎﻧﻨﺪ و راه ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ را اداﻣﻪ دﻫﻨﺪ.

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻻزم اﺳﺖ اﻧﺴﺎن ﻫﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﺐ و ﺟﺎن ﺧﻮد را ﻻﻳﻖ ﭘﺬﻳﺮش ﻫﺪاﻳﺖ ﻣﻌﻨﻮی ﮐﺮده اﻧﺪ،از اﻳﻦ ﻫﺪاﻳﺖ ﻧﻴﺰ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﻮﻧﺪ.

تفکر در حدیث

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﺿﻴﺤﺎت ﻗﺒﻞ، در اﻳﻦ ﺣﺪﻳﺚ ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻴﺪ و ﺑﺒﻴﻨﻴﺪ ﭼﺮا ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻓﺮﻣﻮده است :

مَن ماتَ : هر کس بمیرد

وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهی : و اﻣﺎم زﻣﺎن ﺧﻮد را ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

ماتَ میتَةً جاهِلِیَّةً : ﺑﻪ ﻣﺮگ ﺟﺎﻫﻠﻰ ﻣﺮده اﺳﺖ.

 

1 . این حدیث ضرورت شناخت امام را برای پذیرش حکومت او بیان می‌کند.

2 . زﻳﺮا ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ زﻣﺎن و ﮔﺴﺘﺮش ﺳﺮزﻣﻴﻦ اﺳﻼﻣﯽ، ﻇﻬﻮر ﻓﺮﻗﻪﻫﺎ و اﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﭘﻴﺪاﻳﺶ ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﺸﮑﻼت ﭘﻴﭽﻴﺪهٔ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻗﺘﺼﺎدی، ﺳﻴﺎﺳﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﻧﻴﺎز ﺑﻪ اﻣﺎم و رﻫﺒﺮی ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪٔ اﺳﻼﻣﯽ را ﺑﻪ ﺳﻮی رﺳﺘﮕﺎری و ﻋﺪاﻟﺖ ﻫﺪاﻳﺖ ﮐﻨﺪ، ﻫﻤﭽﻨﺎن وﺟﻮد دارد.

 
 

تعیین امام

اﮐﻨﻮن ﮐﻪ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ اﻣﺎم ﭘﺲ از رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) روﺷﻦ ﺷﺪه اﻳﻦ ﺳﺆال ﭘﻴﺶ ﻣﻰآﻳﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﻰ اﻣﺎم را ﻣﻌﻴّﻦ و ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻣﻰﮐﻨﺪ و ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻰﺗﻮان او را ﺷﻨﺎﺧﺖ.

از آن ﺟﺎ ﮐﻪ اﻣﺎم ﻫﻤﻪٔ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻫﺎى ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص) ﺟﺰ درﻳﺎﻓﺖ و اﺑﻼغ وﺣﻰ را دارد، ﺑﺎﻳﺪ ﺻﻔﺎت و وﻳﮋﮔﻰﻫﺎى ﺧﺎﺻﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﻣﺮدم در درﺳﺘﻰِ راﻫﻨﻤﺎﻳﻰﻫﺎ و ﻓﺮﻣﺎنﻫﺎى وى ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ و اﻃﻤﻴﻨﺎن ﺑﺮﺳﻨﺪ.

از ﺟﻤﻠﻪٔ اﻳﻦ وﻳﮋﮔﻰﻫﺎ «ﻋﺼﻤﺖ» اﺳﺖ. ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻋﺼﻤﺖ ﺑﺮاى اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﻫﻤﺎن ﻃﻮر ﮐﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ از ﻃﺮف ﺧﺪا ﻣﻌﻴﻦ ﻣﻰﺷﻮد، ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﻣﻰﺗﻮاﻧﺪ ﻓﺮد ﺷﺎﻳﺴﺘﻪٔ ﻣﻘﺎم اﻣﺎﻣﺖ را ﻣﻌﺮﻓﻰ ﮐﻨﺪ، ﺧﺪاﺳﺖ.

ﺑﺎ ﺗﺪﺑﺮ در آﻳﺎت و رواﻳﺎت ﻣﻄﻤﺌﻦ و ﻣﺴﻠّﻢ ﻧﻘﻞ ﺷﺪه از ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪٔ ﺗﺎرﻳﺦ اﺳﻼم در ﻣﯽﻳﺎﺑﻴﻢ ﮐﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ، اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﯽﺑﻦ اﺑﯽﻃﺎﻟﺐ(ع) را ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﯽ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) و اﻣﺎﻣﺖ ﺑﻌﺪ از اﻳﺸﺎن ﻣﻨﺼﻮب ﻓﺮﻣﻮده اﺳﺖ.

در اﻳﻦ ﺟﺎ ﺑﻪ ﺗﺪﺑﺮ در ﺑﺮﺧﯽ از اﻳﻦ آﻳﺎت و رواﻳﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻣﺎﻣﺖ اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ(ع) ﻣﯽﭘﺮدازﻳﻢ.

روش ﺗﺪﺑﺮی ﻣﺎ در اﻳﻦ درس، ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺘﻦ از رواﻳﺎت و وﻗﺎﻳﻊ ﺗﺎرﻳﺨﯽ در ﺗﺒﻴﻴﻦ آﻳﺎت اﺳﺖ.

 ﻣﻌﺮﻓﻰ اﻣﺎم در ﻣﺮاﺳﻢ دﻋﻮت ﺧﻮﻳﺸﺎن

ﺣﺪود ﺳﻪ ﺳﺎل از ﺑﻌﺜﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ اﻳﻦ ﻓﺮﻣﺎن از ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮای ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ آﻣﺪ: «ﺧﻮﻳﺸﺎن ﻧﺰدﻳﮏ ﺧﻮد را اﻧﺬار ﮐﻦ

ﺑﺮای اﻧﺠﺎم اﻳﻦ دﺳﺘﻮر، رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﭼﻬﻞ ﻧﻔﺮ از ﺑﺰرﮔﺎن ﺑﻨﯽﻫﺎﺷﻢ را دﻋﻮت ﮐﺮد و درﺑﺎرهٔ اﺳﻼم ﺑﺎ آﻧﺎن ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ و در ﭘﺎﻳﺎن ﺑﻪ آﻧﺎن ﻓﺮﻣﻮد:

ﮐﺪام ﻳﮏ از ﺷﻤﺎ ﻣﺮا در اﻳﻦ راه ﮐﻤﮏ ﻣﻰدﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﺮادر ﻣﻦ، وﺻّﻰ ﻣﻦ و ﺧﻠﻴﻔﻪٔ ﻣﻦ در ﻣﻴﺎن ﺷﻤﺎ باشد؟

ﻫﻤﻪٔ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎن ﺳﮑﻮت ﮐﺮدﻧﺪ. در ﻣﻴﺎن ﺳﮑﻮت آﻧﺎن ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﻴﺮوزى و ﮔﺴﺘﺮش دﻳﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﻣﻴﺪى ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ، ﻋﻠﻰﺑﻦ اﺑﻰﻃﺎﻟﺐ(ع) ﮐﻪ در آن زﻣﺎن ﻧﻮﺟﻮاﻧﻰ ﺑﻴﺶ ﻧﺒﻮد، ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ و ﮔﻔﺖ :

«ﻣﻦ ﻳﺎر و ﻳﺎور ﺗﻮ ﺧﻮاﻫﻢ ﺑﻮد، اى رﺳﻮل ﺧﺪا!»

 

درﺧﻮاﺳﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) ﺳﻪ ﺑﺎر ﻣﻄﺮح ﺷﺪ و ﻫﺮ ﺑﺎر ﻫﻤﻪ ﺳﮑﻮت ﮐﺮدﻧﺪ و ﺗﻨﻬﺎ ﻋﻠﻰ(ع) ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ اﻋﻼم آﻣﺎدﮔﻰ و وﻓﺎدارى ﮐﺮد.

ﭘﺲ از آن، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ دﺳﺖ اﻳﺸﺎن را در دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﻴﻌﺖ اﻳﺸﺎن را ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ و ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎن ﻓﺮﻣﻮد :

«ﻫﻤﺎﻧﺎ اﻳﻦ، ﺑﺮادر ﻣﻦ، وﺻﻰّ ﻣﻦ و ﺟﺎﻧﺸﻴﻦ ﻣﻦ در ﻣﻴﺎن ﺷﻤﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.»(حدیث یوم‌الدار)

تفکر

ﭼﺮا ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص) در ﺷﺮاﻳﻄﻰ ﮐﻪ ﺣﺘﻰ ﺧﻮﻳﺸﺎﻧﺶ ﻧﻴﺰ دﻋﻮت او را ﻧﭙﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ، ﺟﺎﻧﺸﻴﻦ ﺧﻮد را ﻣﻌﻴﻦ ﮐﺮد؟

اﻧﺠﺎم دادن اﻳﻦ ﮐﺎر در اﺑﺘﺪای دﻋﻮﺗﺶ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ؟

این اقدام پیامبر اکرم(ص) نشان می‌دهد که :

اولاً : جانشینیِ پیامبر چنان اهمیّتی دارد که از همان روزهای اوّل دعوت، باید برای مردم مشخص شود.

ثانیاً : جانشینیِ پیامبر اکرم(ص) ویژگی‌هایی دارد که نمی‌توان آن را به انتخاب مردم واگذار کرد.

نتیجه : به همین جهت باید از همان ابتدا به مردم معرفی شود تا مردم آن جانشین را بشناسند.

 نزول آیۀ ولایت

در ﻳﮑﻰ از روزﻫﺎ، ﻧﺰدﻳﮏ ﻇﻬﺮ، ﻓﺮﺷﺘﻪٔ وﺣﻰ آﻣﺪ و از ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪاوﻧﺪ آﻳﻪای آورد ﮐﻪ در آن وﻳﮋﮔﯽﻫﺎی وﻟﯽّ و ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪه ﺑﻮد.

در اﻳﻦ آﻳﻪ، اﺑﺘﺪا ﺧﺪاوﻧﺪ و ﺳﭙﺲ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ و ﭘﺲ از اﻳﺸﺎن ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان وﻟﯽّ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺪا اﻳﻤﺎن دارد(1ﻧﻤﺎز را ﺑﺮﭘﺎ ﻣﯽدارد(2) و درﺣﺎل رﮐﻮع ﺻﺪﻗﻪ ﻣﯽدﻫﺪ(3).

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) درﻳﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﭼﻨﻴﻦ واﻗﻌﻪای رخ داده اﺳﺖ و ﮐﺴﯽ در رﮐﻮع ﺻﺪﻗﻪ داده و ﺧﺪاوﻧﺪ ﻗﺼﺪ ﻣﻌﺮﻓﯽ او را دارد، ﺑﺎ ﺷﺘﺎب و در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ آﻳﻪ را ﻣﯽﺧﻮاﻧﺪ و ﻣﺮدم را از آن آﮔﺎه ﻣﯽﮐﺮد، ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ آﻣﺪ و ﭘﺮﺳﻴﺪ :

آﻳﺎ ﮐﺴﻰ در ﺣﺎل رﮐﻮع ﺻﺪﻗﻪ داده اﺳﺖ؟

ﻓﻘﻴﺮى ﮐﻪ اﻧﮕﺸﺘﺮى در دﺳﺖ داﺷﺖ، ﺑﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) ﮐﻪ در ﺣﺎل ﻧﻤﺎز ﺑﻮد، اﺷﺎره ﮐﺮد و گفت :

آرى، اﻳﻦ ﻣﺮد در ﺣﺎل رﮐﻮع، اﻧﮕﺸﺘﺮى ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺨﺸﻴﺪ.

ﺻﺪاى ﺗﮑﺒﻴﺮ ﻳﺎران ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ و رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﺳﺘﺎﻳﺶ و ﺳﭙﺎس ﺧﺪاوﻧﺪ را ﺑﻪ ﺟﺎ آورد.

ﻧﺰول اﻳﻦ آﻳﻪ در ﻫﻨﮕﺎم اﻧﺠﺎم واﻗﻌﻪاى ﮐﻪ ﻣﺮدم ﻧﺎﻇﺮ آن ﺑﻮدﻧﺪ و اﻋﻼم اﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ از ﺟﺎﻧﺐ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﮐﻪ ﻣﺼﺪاق آﻳﻪ اﻣﺎم ﻋﻠﻰ(ع) اﺳﺖ، ﺑﺮاى آن ﺑﻮد ﮐﻪ ﻣﺮدم ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺧﻮد ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ و از زﺑﺎن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺸﻨﻮﻧﺪ و اﻣﮑﺎن ﮐﺘﻤﺎن و ﻣﺨﻔﻰ ﮐﺮدن آن از ﺑﻴﻦ ﺑﺮود.

* اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهو وَالَّذینَ ءامَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاة وَ یُؤتونَ الزَّکاة وَ هُم راکِعون

 نزول آیۀ تطهیر

اُمّ ﺳَﻠَﻤﻪ، ﻫﻤﺴﺮ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص)، ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ : روزى اﻳﺸﺎن در ﺧﺎﻧﻪ اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﻣﻰﮐﺮد ﮐﻪ دﺧﺘﺮ ﺑﺰرﮔﻮارش ﻓﺎﻃﻤﻪٔ زﻫﺮا(س) وارد ﺷﺪ.

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) اﻳﺸﺎن را ﺑﻪ ﮐﻨﺎر ﺧﻮد دﻋﻮت ﮐﺮد. ﺣﻀﺮت ﻓﺎﻃﻤﻪ(س) ﻧﺰد ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ رﻓﺖ و در ﮐﻨﺎر اﻳﺸﺎن ﻧﺸﺴﺖ.

ﭘﺲ از وى ﺑـﻪ ﺗﺮﺗﻴﺐ،ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ ، اﻣﺎم ﺣﺴﻦ(ع) و اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ(ع) آﻣﺪﻧﺪ. رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) آﻧﺎن را ﻧﻴﺰ در ﮐﻨﺎر ﺧﻮد ﺟﺎى داد. آن ﮔﺎه ﺑﺮاى آﻧﺎن دﻋﺎ ﮐﺮد و ﻓﺮﻣﻮد :

«ﺧﺪاﻳﺎ! اﻳﻨﺎن اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻣﻦاﻧﺪ؛ آﻧﺎن را از ﻫﺮ ﭘﻠﻴﺪى و ﻧﺎﭘﺎﮐﻰ ﺣﻔﻆ ﮐﻦ

در ﻫﻤﻴﻦ زﻣﺎن ﻓﺮﺷﺘﻪٔ وﺣﻰ آﻣﺪ و آﻳﻪٔ ﺗﻄﻬﻴﺮ را ﻗﺮاﺋﺖ کرد.

نکته : دعای پیامبر زمینه‌ساز نزول آیۀ تطهیر شد.

* اِنَّما یُریدُاللهُ لِیُذهِب عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیت وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا

ام ﺳﻠﻤﻪ ﻣﯽﮔﻮﻳﺪ: ﻣﻦ ﻫﻢ ﭘﻴﺶ رﻓﺘﻢ ﮐﻪ در ﮐﻨﺎر آن ﻫﺎ ﻗﺮار ﺑﮕﻴﺮم ﺗﺎ از اﻳﻦ اﻓﺘﺨﺎر ﺑﺰرگ ﺳﻬﻤﯽ داﺷﺘﻪ و ﺟﺰء اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺑﺎﺷﻢ اﻣﺎ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﻓﺮﻣﻮد :

«ای ام ﺳﻠﻤﻪ، ﻧﻪ، ﺗﻮ ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ و ﻋﺎﻗﺒﺖ ﻧﻴﮑﻮﻳﯽ داری اﻣﺎ اﻳﻨﺎن اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻣﻦاﻧﺪ.»(اهل بیت، به معنای خاص)

ﺑﺮای اﻳﻦ ﮐﻪ ﻣﺮدم از اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻄﻠﻊ ﺷﻮﻧﺪ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﺪتﻫﺎ ﻫﺮ روز ﺻﺒﺢ، ﻫﻨﮕﺎم رﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ از درﺧﺎﻧﻪٔ ﻓﺎﻃﻤﻪ(ع) ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ و اﻫﻞ ﺧﺎﻧﻪ را «اﻫﻞ ﺑﻴﺖ» ﺻﺪا ﻣﯽزد و آﻳﻪٔ ﺗﻄﻬﻴﺮ را ﻣﯽﺧﻮاﻧﺪ.

استخراج پیام

اﻳﻦ آﻳﻪ درﺑﺮدارﻧﺪۀ ﭘﻴﺎم ﻫﺎی ﻣﻬﻤﻰ اﺳﺖ. درﺑﺎرۀ آن ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻴﺪ و آن ﭘﻴﺎم ﻫﺎ را اﺳﺘﺨﺮاج ﮐﻨﻴﺪ.

1

اﻳﻦ آﻳﻪ، ﻋﺼﻤﺖ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع)، ﺣﻀﺮت ﻓﺎﻃﻤﻪ(س)،اﻣﺎم ﺣﺴﻦ(ع) و اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ(ع) را اعلام می‌کند. زیرا آنان را از هرگونه رجس و پلیدی دور می‌دارد.

2

اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎی ﺧﺎص ﮐﻪ از ﻫﺮ ﭘﻠﻴﺪی دور ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻓﻘﻂ شامل همین افراد می‌شود.(4نفر)

3

ﭼﻮن اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻣﻌﺼﻮم ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺳﺨﻦ و ﻋﻤﻞ آﻧﺎن معیار و ملاک است.

 حدیث جابر

وﻗﺘﻰ آﻳﻪٔ 59 ﺳﻮرهٔ ﻧﺴﺎء ﮐﻪ در اﺑﺘﺪای درس آﻣﺪه، ﻧﺎزل ﺷﺪ، ﺟﺎﺑﺮﺑﻦ ﻋﺒﺪاﻟﻠّﻪ اﻧﺼﺎرى ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﻔﺖ: «ﻳﺎ رﺳﻮل اﻟﻠّﻪ، ﻣﺎ ﺧﺪا و رﺳﻮل او را ﺷﻨﺎﺧﺘﻪاﻳﻢ. ﻻزم اﺳﺖ «اوﻟﻮا اﻻﻣﺮ» را ﻫﻢ ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﻢ.»

رسول خدا(ص) فرمود :

«اى ﺟﺎﺑﺮ، آﻧﺎن ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎن ﻣﻦ و اﻣﺎﻣﺎن ﺑﻌﺪ از ﻣﻦاﻧﺪ.

1 . ﻧﺨﺴﺘﻴﻦِ آﻧﺎن ﻋﻠﻰﺑﻦ اﺑﻰﻃﺎﻟﺐ اﺳﺖ

2 . ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ

3 . ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ

4 . ﻋﻠﻰ ﺑﻦ اﻟﺤﺴﻴﻦ(امام سجاد)

5 . ﻣﺤﻤﺪﺑﻦ ﻋﻠﻰ (ﮐﻪ در ﺗﻮرات ﺑﻪ «ﺑﺎﻗﺮ» ﻣﻌﺮوف اﺳﺖ) و ﺗﻮ در ﻫﻨﮕﺎم ﭘﻴﺮى او را ﺧﻮاﻫﻰ دﻳﺪ و ﻫﺮ وﻗﺖ او را دﻳﺪى، ﺳﻼم ﻣﺮا ﺑﻪ او ﺑﺮﺳﺎن.

6 . ﺟﻌﻔﺮ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ(امام صادق)

7 . ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ(امام کاظم)

8 . ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﻣﻮﺳﻰ(امام رضا)

9 . ﻣﺤﻤﺪﺑﻦ ﻋﻠﻰ(امام جواد)

10 . ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ(امام هادی)

11 . ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ(امام عسگری)

12 . و ﭘﺲ از اﻳﺸﺎن ﻓﺮزﻧﺪش ﻣﻰﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻧﺎم و ﻫﻢ ﮐﻨﻴﻪٔ ﻣﻦ اﺳﺖ.(امام مهدی)

اوﺳﺖ ﮐﻪ از ﻧﻈﺮ ﻣﺮدم ﭘﻨﻬﺎن ﻣﻰﺷﻮد و ﻏﻴﺒﺖ او ﻃﻮﻻﻧﻰ ﻣﻰﮔﺮدد ﺗﺎ آن ﺟﺎ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ اﻓﺮادى ﮐﻪ اﻳﻤﺎن راﺳﺦ دارﻧﺪ، ﺑﺮ ﻋﻘﻴﺪهٔ ﺑﻪ او ﺑﺎﻗﻰ ﻣﻰﻣﺎﻧﻨﺪ.»

نکته : اولین بار غیبت امام زمان در حدیث جابر بیان شده است.

ارتباط میان آیه و حدیث

با ﺗﻔﮑﺮ در آﻳﮥ 59 ﺳﻮرۀ ﻧﺴﺎء و ﺣﺪﻳﺚ ﺟﺎﺑﺮ، ﭘﻴﺎم ﻫﺎی زﻳﺮ را ﺗﮑﻤﻴﻞ ﮐﻨﻴﺪ.

1

ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺑﺎﻳﺪ در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد از خدا، رسول و اولوا الامر اﻃﺎﻋﺖ ﮐﻨﻨﺪ.

2

از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ اﻳﻦ ﺳﻪ اطاعت در ﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ، ﺳﺮﭘﻴﭽﯽ از ﻫﺮ ﻣﻮرد حرام اﺳﺖ.

3

۳ـ از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﺼﺪاق اولوا الامر در آﻳﻪ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﺸﺪه، ﺑﺮای آﮔﺎﻫﯽ ﻣﺮدم و اﺷﺘﺒﺎه ﻧﮑﺮدن آنﻫﺎ ﻻزم اﺳﺖ ﮐﻪ رﺳﻮل ﺧﺪا ایشان را مشخص نماید.

 حدیث ثقلین

پیامبر اکرم(ص) ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﮑﺮر، از ﺟﻤﻠﻪ در روزﻫﺎى آﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﺧﻮد، ﻣﯽﻓﺮﻣﻮد :

اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَین : من در ﻣﻴﺎن ﺷﻤﺎ دو ﭼﻴﺰ ﮔﺮان ﺑﻬﺎ ﻣﻰﮔﺬارم:

کِتابَ اللهِ وَ عِترَتی اَهلَ بَیتی : ﮐﺘﺎب ﺧﺪا و ﻋﺘﺮﺗﻢ اﻫﻞ ﺑﻴﺘﻢ را.

ما اِن تَمَسَّکتُم بِهِما : تا وقتی که به این دو تمسک جویید

لَن تَضِلّوا اَبَدًا : هرگز گمراه نمی‌شوید

وَ اِنَّهُما لَن یَفتَرِقا : و اﻳﻦ دو ﻫﻴﭻ ﮔﺎه از ﻫﻢ ﺟﺪا ﻧﻤﻰﺷﻮﻧﺪ

حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوض : ﺗﺎ ﮐﻨﺎر ﺣﻮض ﮐﻮﺛﺮ ﺑﺮ ﻣﻦ وارد ﺷﻮﻧﺪ.

استخراج پیام

با ﺗﻔﮑﺮ در اﻳﻦ ﺣﺪﻳﺚ، ﭼﻪ ﭘﻴﺎمﻫﺎﻳﻰ را ﻣﻰﺗﻮان اﺳﺘﺨﺮاج ﮐﺮد؟

1

ﻫﻤﺎن ﻃﻮر ﮐﻪ ﻗﺮآن و ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻻزم و ﻣﻠﺰوم ﻳﮏدﻳﮕﺮﻧﺪ و از ﻫﻢ ﺟﺪا ﻧﻤﻰﺷﻮﻧﺪ، ﻗﺮآن و اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻧﻴﺰ ﻫﻤﻮاره ﺑﺎ ﻫﻢاﻧﺪ.

2

همانﻃﻮر ﮐﻪ ﻗﺮآن ﻫﻤﻴﺸﮕﻰ اﺳﺖ، وﺟﻮد ﻣﻌﺼﻮم ﻧﻴﺰ در ﮐﻨﺎر آن ﻫﻤﻴﺸﮕﻰ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.

3

در ﺻﻮرﺗﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﮔﻤﺮاه ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ که از هر دو ثقل (قرآن و عترت) پیروی کنند.

4

نمیﺗﻮان ﺑﺮای ﻫﺪاﻳﺖ به یکی از این دو تمسک جست، زیرا این دو باهم‌اند و قابل تفکیک نیستند.

 حدیث منزلت

وﻗﺘﻰ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺣﻀﺮت ﻣﻮﺳﻰ(ع) را ﻣﺄﻣﻮر ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﻓﺮﻋﻮن ﮐﺮد، آن ﺣﻀﺮت از ﺧﺪاوﻧﺪ ﺧﻮاﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮادرش ﻫﺎرون را ﻣﺸﺎور، ﭘﺸﺘﻴﺒﺎن و ﺷﺮﻳﮏ در اﻣﺮ ﻫﺪاﻳﺖ ﻣﺮدم ﻗﺮار دﻫﺪ.

ﺧﺪاوﻧﺪ ﻧﻴﺰ درﺧﻮاﺳﺖ ﺣﻀﺮت ﻣﻮﺳﻰ(ع) را ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ.

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص) ﻧﻴﺰ ﺑﺎرﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) ﻓﺮﻣﻮد:

اَنتَ مِنّی : تو برای من

بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسی : ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪٔ ﻫﺎرون ﺑﺮاى ﻣﻮﺳﻰ ﻫﺴﺘﻰ؛

اِلا اَنَّهو لانَبِیَّ بَعدی : ﺟﺰ اﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ از ﻣﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮى ﻧﻴﺴﺖ.

نکته : از این حدیث انتصابی بودن مقام رهبری حضرت علی(ع) به دست می‌آید.

 حدیث غدیر

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮاﻣﻰ اﺳﻼم در ﺳﺎل دﻫﻢ ﻫﺠﺮت ﻋﺎزم ﻣﮑﻪ ﺷﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﻳﻀﻪٔ ﺣﺞ را ﺑﻪ ﺟﺎ آورد.

اﻳﻦ ﺣﺞ ﮐﻪ در آﺧﺮﻳﻦ ﺳﺎل زﻧﺪﮔﻰ اﻳﺸﺎن ﺑﺮﮔﺰار ﺷﺪ، ﺑﻪ «ﺣَﺠﱠﺔ اﻟﺒﻼغ» و «ﺣَﺠﱠﺔ اﻟﻮداع» ﻣﺸﻬﻮر اﺳﺖ.

در اﻳﻦ ﻣﺮاﺳﻢ ﺣﺞ، ﺣﺪود 120 ﻫﺰار ﻧﻔﺮ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﺗﺎ روش اﻧﺠﺎم دادن اﻋﻤﺎل ﺣﺞ  را از اﻳﺸﺎن ﻓﺮاﮔﻴﺮﻧﺪ و اﻋﻤﺎل را ﻫﻤﺮاه اﻳﺸﺎن ﺑﻪ ﺟﺎ آورﻧﺪ.

ﭘﺲ از ﺑﺮﮔﺰارى ﺣﺞ و در ﻣﺴﻴﺮ ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻣﺪﻳﻨﻪ در روز ﻫﺠﺪﻫﻢ ﻣﺎه ذﻳﺤﺠﻪ، در ﻣﺤﻠﻰ ﺑﻪ ﻧﺎم ﻏﺪﻳﺮﺧﻢ آﻳﻪٔ 67 ﺳﻮرهٔ ﻣﺎﺋﺪه، ﻧﺎزل ﺷﺪ.

* یا اَیُّهَا الرَّسول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّک...

ﺑﻌﺪ از ﻧﺰول اﻳﻦ آﻳﻪ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص) دﺳﺘﻮر داد ﻫﻤﻪ ﺗﻮﻗﻒ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺎزﻣﺎﻧﺪﮔﺎن ﺑﺮﺳﻨﺪ و آﻧﺎن ﮐﻪ ﭘﻴﺶ رﻓﺘﻪاﻧﺪ، ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ.

ﻇﻬﺮ ﺷﺪه ﺑﻮد؛ اﺑﺘﺪا ﻧﻤﺎز را ﺑﻪ ﺟﺎ آوردﻧﺪ و ﺳﭙﺲ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ در ﻳﮏ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻰ ﻣﻬﻢ و ﻣﻔﺼﻞ ﺑﺎ ﻣﺮدم ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ و آﻧﺎن را ﺑﺮاى درﻳﺎﻓﺖ آن ﭘﻴﺎم ﺑﺰرگ آﻣﺎده ﮐﺮد.

در اﻳﻦ ﺟﺎ از ﻣﺮدم ﭘﺮﺳﻴﺪ:

اَیُّهَا النّاس : ای مردم

مَن اَولَی النّاسِ بِالمُؤمِنین : چه کسی به مؤمنان

مِن اَنفُسِهِم : از خودشان سزاوارتر است؟

 

ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺧﺪا و ﭘﻴﺎﻣﺒﺮش ﺑﺮ ﻣﺎ وﻻﻳﺖ و ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻰ دارﻧﺪ.

ﺳﭙﺲ، پیامبر ﻓﺮﻣﻮد : (حدیث غدیر)

مَن کُنتُ مَولاهُ : ﻫﺮﮐﺲ ﮐﻪ ﻣﻦ وﻟﻰّ و ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ اوﻳﻢ،

فَهذا عَلِیُّ مَولاه : ﻋﻠﻰ ﻧﻴﺰ وﻟﻰ و ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ اوﺳﺖ.

اﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ را ﺳﻪﺑﺎر ﺗﮑﺮار ﮐﺮد.

 

در ﭘﺎﻳﺎن ﺳﺨﻨﺮاﻧﻰ ﻧﻴﺰ از ﺣﺎﺿﺮان ﺧﻮاﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه را ﺑﻪ ﻏﺎﻳﺒﺎن ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ.

ﭘﺲ از آن، ﻣﺮدم ﺑﺮاى ﻋﺮض ﺗﺒﺮﻳﮏ و ﺷﺎدﺑﺎش ﺑﻪ ﺳﻮى اﻣﺎم آﻣﺪﻧﺪ و ﺑﺎ وى ﺑﻴﻌﺖ ﮐﺮدﻧﺪ.

ﺳﺨﻨﺎن ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ(ص) در اﻳﻦ واﻗﻌﻪ از ﺟﻬﺖ ﺳﻠﺴﻠﻪٔ راوﻳﺎن ﺣﺪﻳﺚ ﭼﻨﺎن ﻣﺤﮑﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﮐﻤﺘﺮ ﺣﺪﻳﺜﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ آن وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺻﺪو ده ﻧﻔﺮ(110) از اﺻﺤﺎب ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮐﻪ در ﻏﺪﻳﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮدهاﻧﺪ، آن‌را ﺑﻰﻫﻴﭻ واﺳﻄﻪاى از ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻧﻘﻞ ﮐﺮده‌اﻧﺪ.

داﻧﺸﻤﻨﺪان و ﺗﺎرﻳﺦﻧﻮﻳﺴﺎن و ﻣﻔﺴﺮاﻧﻰ از اﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻧﻴﺰ اﻳﻦ واﻗﻌﻪ را ﺑﺎ ﻣﺪارک زﻳﺎد در ﮐﺘﺎبﻫﺎى ﺧﻮد آوردهاﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎم ﺳﻴﺼﺪ و ﭘﻨﺠﺎه ﻧﻔﺮ(350) آن ﻫﺎ در ﮐﺘﺎب «اﻟﻐﺪﻳﺮ» آﻣﺪه اﺳﺖ.

اﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻌﺪ از رﺣﻠﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ، زﻣﺎﻣﺪارى ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺑﻪ اﻣﺎم ﻋﻠﻰ(ع) ﻧﺮﺳﻴﺪ و واﻗﻌﻪٔ ﻋﻈﻴﻢ ﻏﺪﻳﺮ ﻧﺎدﻳﺪه ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ اﻣﺎ ﭼﮕﻮﻧﮕﻰ ﺑﺮﮔﺰارى اﻳﻦ ﻣﺮاﺳﻢ و ﺳﺨﻨﺎن رﺳﻮل ﺧﺪا  روﺷﻨﮕﺮ ﺑﺴﻴﺎرى از اﺗﻔﺎﻗﺎت ﭘﺲ از اﻳﺸﺎن اﺳﺖ.

پیام آیات

در این آیۀ 67 سورۀ مائده تدبر کنید و به سؤال‌های زیر پاسخ دهید.

1

ﺧﺪاوﻧﺪ ﭼﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﯽ دﻫﺪ؟

ابلاغ ولایت حضرت علی(ع)

2

اﻫﻤﻴﺖ اﻳﻦ ﻓﺮﻣﺎن ﭼﻘﺪر اﺳﺖ؟

به میزان اصل رسالت

3

ﭼﺮا ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم وﻋﺪه ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ او را ﺣﻔﻆ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد؟

ابلاغ این پیام با منافع بعضی‌ها تضاد دارد و احتمال بروز خطر وجود دارد.

نتیجه‌گیری

ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻰ اﻳﻦ آﻳﺎت و اﺣﺎدﻳﺜﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ، روﺷﻦ ﻣﻰﺷﻮد ﮐﻪ:

الف

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﮐﺮم(ص)، ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ص) و ﻳﺎزده ﻓﺮزﻧﺪ اﻳﺸﺎن را ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻰ ﺧﻮد ﻣﻌﺮﻓﻰ ﮐﺮده اﺳﺖ و آﻧﺎن ﻋﻬﺪه دار ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ اﻣﺎﻣﺖاﻧﺪ.

ب

ﻻزﻣﻪٔ اﻳﻦ ﻣﺮﺗﺒﻪ از ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻰ، ﻋﻠﻢ و ﻣﻌﺮﻓﺖ ﮐﺎﻣﻞ و ﻋﺼﻤﺖ از ﮔﻨﺎه و اﺷﺘﺒﺎه اﺳﺖ؛ ﻫﻤﺎن ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) اﻳﻦ دو وﻳﮋﮔﻰ را دارا ﺑﻮد.

ج

ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺟﺎﻧﺸﻴﻦ رﺳﻮل ﺧﺪا(ص) ﺑﺎ ﻫﺪاﻳﺖ و راﻫﻨﻤﺎﻳﻰ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻮده و ﺧﺪاوﻧﺪ، اﺋﻤﻪٔ اﻃﻬﺎر را ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻘﺎم ﺑﺮﮔﺰﻳﺪه اﺳﺖ.(امامت انتصابی است)

د

ﺣﻀﺮت ﻓﺎﻃﻤﻪٔ زﻫﺮا(س) :

1 . ﺟﺰء اﻫﻞ ﺑﻴﺖ اﺳﺖ

2 . ﻋﻬﺪه دار اﻣﺎﻣﺖ ﻧﺒﻮده،

3 . داراى ﻋﻠﻢ و ﻋﺼﻤﺖ ﮐﺎﻣﻞ اﺳﺖ

4 . ﭘﻴﺮوى از ﮐﻼم و رﻓﺘﺎر وى ﺑﺮ ﻫﻤﻪٔ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن واﺟﺐ

5 . ﺳﺮﭼﺸﻤﻪٔ ﻫﺪاﻳﺖ و رﺳﺘﮕﺎرى اﺳﺖ.

دو نکته مهم

1

آیۀ «اولی‌الامر»(یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَطیعُوا اللهَ وَ اَطیعُوا الرَّسول وَ اُولِی الاَمرِ مِنکُم) قبل از حدیث جابر نازل شد.

2

آیۀ «تبلیغ»(یا اَیُّهَا الرَّسول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّک...) قبل از حدیث غدیر نازل شد.

 
 

درﺑﺎرهٔ واﻗﻌﻪٔ ﺑﺰرگ ﻏﺪﻳﺮ ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻴﺪ و ﺑﻪ ﺳﺆالﻫﺎى زﻳﺮ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻴﺪ:

الف

چرا ﻣﺮاﺳﻢ ﻏﺪﻳﺮ ﻫﻢزﻣﺎن ﺑﺎ ﺑﺰرگﺗﺮﻳﻦ اﺟﺘﻤﺎع ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺑﺮﮔﺰار ﺷﺪ؟

هم‌زمانیِ واقعۀ با غدیر با حج می‌تواند در جهت اطلاع‌رسانی باشد تا این انتصاب به اطلاع مردم در سرزمین‌های مختلف برسد.

ب

ﭼﺮا ﺧﺪاوﻧﺪ اﻧﺠﺎم ﻧﺪادن اﻳﻦ ﻣﺄﻣﻮرﻳﺖ را ﻣﺴﺎوى ﺑﺎ ﻋﺪم اﻧﺠﺎم رﺳﺎﻟﺖ اﻋﻼم ﮐﺮد؟

ادامۀ کار پیامبر(ص) بستگی کامل به امامت و رهبری حضرت علی(ع) داشت و اگر این واقعه اتفاق نمی‌افتاد و مردم حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین پس از پیامبر نمی‌شناختند، اصل دین مورد تهدید قرار می‌گرفت.

ج

ﺗﺒﺮﻳﮏ و ﺗﻬﻨﻴﺖ ﻣﺮدم ﺑﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰ(ع) ﭘﺲ از ﭘﺎﻳﺎن ﻣﺮاﺳﻢ ﻧﺸﺎﻧﻪٔ ﭼﻴﺴﺖ؟

گفتن تبریک و تهنیت، نشانۀ آن است که آن مردم می‌دانستند به منصب امامت برگزیده شده و با گفتن تبریک، رضایت و وفاداریِ خود را اعلام کرده‌اند.

د

ﭼﺮا ﮐﻠﻤﻪٔ «ﻣَﻮﻟﯽٰ» در ﺣﺪﻳﺚ ﻏﺪﻳﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ اﺳﺖ، ﻧﻪ دوﺳﺖ؟

به سه جهت نمی‌توان «مولی» را به معنای دوست گرفت :

1 . یکی از آن جهت که پیامبر(ص) قبل از آن از مردم سؤال کرد : «مَن اَولَی النّاسِ بِالمُؤمِنین مِن اَنفُسِهِم - چه کسی به مؤمناناز خودشان سزاوارتر است؟» وقتی که مردم گفتند : خدا و پیامبر، پس از آن پیامبر فرمود : «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیُّ مَولاه - ﻫﺮﮐﺲ ﮐﻪ ﻣﻦ وﻟﻰّ و ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ اوﻳﻢ، ﻋﻠﻰ ﻧﻴﺰ وﻟﻰ و ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ اوﺳﺖ.». این «مولا» باید متناسب با جملۀ قبل باشد که خدا و رسول را از خود مؤمنان سزاوارتر در تصرف معرفی می‌کند.

 

2 . جهت دوم این است که اگر «مولا» به معنای دوست باشد، اعلام آن نمی‌تواند متناسب با آیه‌ای باشد که قبل از واقعه نازل شد و به پیامبر اکرم(ص) فرمود اگر این مأموریت را انجام ندهی، رسالت خود را به انجام نرسانده‌ای.

 

3 . جهت سوم نیز این است که با طراحی و انجام این واقعۀ بزرگ و تاریخی و بیان خطبه‌ای بسیار طولانی، متناسب با اعلامِ دوستی حضرت علی(ع) نیست. بلکه متناسب با اعلامِ رهبری و جانشینی است.

 
به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 3 | امتیاز: 5 از 5