قدرت پرواز(اختیار)


مقدمه

آیات

متن درس

اندیشه و تحقیق

 

در درس‌های پیشین که سخن از توحید در خالقیت، ربوبیت و عبادت بود، گفته شد که تنها مالک، رب و مدبر جهان خداست و هیچ یک از مخلوقات در ادارۀ جهان در کنار او قرار نمی‌گیرد و با او شریک نمی‌شوند.(نفی شرک در ربوبیت)

و خلاصه اینکه همۀ موجودات، تحت اراده و مدیریت خداوند و به اذن او عمل می‌کنند.(توحید در ربوبیت)

در این درس به بررسی این سؤال خواهیم پرداخت که :

با توجه به اینکه همۀ رخدادها و حوادث جهان، تحت اراده و مدیریت خداوند است(توحید در ربوبیت)، نقش اراده و اختیارِ انسان در این نظام جهانی چیست؟

آیا این نظام بستری مناسب برای ظهور اختیار انسان است یا مانع آن می‌باشد؟

سوره‌ی انسان  – آیه 3

پیام اصلی

اِنّا هَدَیناهُ السَّبیل : همانا ما راه را به او نشان دادیم

اِمّا شاکِراً و اِمّا کفورًا : یا سپاس گذار خواهد بود یا ناسپاس

وجود ویژگی اختیار در انسان

خداوند، حجت را بر انسان تمام کرده است.(اِنّا هَدَیناهُ السَّبیل)

هدایت، نعمتی درخور سپاس است.(اِنّا هَدَیناهُ السَّبیل اِمّا شاکِراً)(پیمودن راه دین، شکر الهی و انحراف از آن، کفران و ناسپاسی است.)

 
 

سوره‌ی انعام  – آیه 104

پیام اصلی

قَد جاءَکُم : به راستی آمده است نزد شما

بَصائِرُ مِن رَبِّکُم : رهنمودهایی از پروردگارتان

فَمَن اَبصَرَ فَلِنَفسِه : پس هرکه بینا گشت به سود خودش است،

وَ مَن عَمِیَ فَعَلَیها : و هرکس کوری پیشه کرد به زیان خودش است

وَ ما اَنَا عَلَیکُم بِحَفیظ : و من بر شما نگهبان نیستم

وجود ویژگی اختیار در انسان

با نزول قرآن، راه عذری برای هیچ کس باقی نمانده است.(قَد جاءَکُم بَصائِرُ)

مردم در انتخاب راه، آزادند.(فَمَن اَبصَرَ...عَمِیَ فَعَلَیها)

وظیفه‌ی پیامبر، ابلاغ است نه اجبار.(ما اَنَا عَلَیکُم بِحَفیظ)

 
 

سوره‌ی فاطر  – آیه 41

پیام اصلی

اِنَّ اللهَ یُمسِکُ : همانا خداوند نگه می‌دارد

السَّماواتِ وَ الاَرض : آسمان‌ها و زمین را

اَن تَزولا : از منحرف شدن

وَ لِئِن زالَتا : و اگر منحرف شوند

اِن اَمسَکَهُما : نگه نمی‌دارد آن دو را

مِن اَحَدٍ مِن بَعدِه : هیچ کسی بعد از او

اِنَّهو کانَ حَلیمًا غَفورا : اوست بردبار آمرزنده

تقدیر الهی(اِنَّ اللهَ یُمسِکُ...اَن تَزولا)

جایگاه آسمانها و زمین و حرکت و مدار آنها با اراده‌ی خداوند است و اوست که هر لحظه آنها را حفظ می‌کند.(اِنَّ اللهَ یُمسِکُ السَّماواتِ وَ الاَرض)

پدیده‌ها هم در پدید آمدن و هم در بقاء نیازمند قدرت و طف خداوند هستند.(اِنَّ اللهَ یُمسِکُ السَّماواتِ...)

نظام حاکم بر هستی، از سوی خداست، نه امری تصادفی. .(اِنَّ اللهَ یُمسِکُ السَّماواتِ...)

 
 

سوره‌ی قمر  – آیه 49

پیام اصلی

اِنّا کُلَّ شَیءٍ : همانا ما هر چیزی را

خَلَقناهُ بِقَدَرٍ : به اندازه‌ی معینی آفریدیم

هر قضایی(پیدایشی) متکی به قدری(ویژگی) است.

هستی دارای هدف و حساب و کتاب دقیق است.(اِنّا کُلَّ شَیءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ)

هر یک از پیدایش اقوام و فرستادن انبیا و کیفر و پاداش انسان‌ها، درچهرچوب مقررات و نظامی خاص صورت می‌گیرد.(اِنّا کُلَّ شَیءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ)

 
 

سوره‌ی غافر  – آیه 68

پیام اصلی

هُوَ الَّذی یُحیی وَ یُمیت : اوست که زنده کند و بمیراند

فَاِذا قَضی اَمرًا : و چون به کاری حکم کند

فَاِنَّما یَقولُ لَهُ : پس به آن می‌گوید

کُن فَیَکون : باش، پس می‌باشد

قضای الهی(کُن فَیَکون)

قدرت او نسبت به زنده کردن و میراندن یکسان است.(یُحیی وَ یُمیت)

قدرت خداوند مطلق است و هیچ امری از تحت قدرت خداوند خارج نیست.(کلمۀ «اَمرًا» به معنای هر امری است)

عبارت «کُن فَیَکون» به «ارادۀ تکوینی و حتمی خداوند در وجود بخشیدن به اشیاء و پدیده‌ها» اشاره دارد.

 
 

سوره‌ی جاثیه  – آیه 12

پیام اصلی

اَللهُ الَّذی سَخَّرَ لَکُمُ البَحرَ : خداوند کسی است که دریا را برای شما رام کرد

لِتَجری الفُلکُ فیهِ بِاَمرِه : تا به فرمان او کشتی‌ها در آن جریان پیدا کنند

وَ لِتَبتَغوا مِن فَضلِه : و تا از فضل او جستجو کنید

وَ لَعَلَّکُم تَشکُرون : و شاید شکرگذاری کنید

قضای الهی(بِاَمرِه)

کارهای خداوند هدفدار، حکیمانه و در راستای بهره‌گیری انسان است.(سَخَّرَ لَکُمُ البَحرَ لِتَجری الفُلکُ)

تسخیر دریاها و تأثیر عوامل طبیعی تحت اراده‌ی خداست.(بِاَمرِه)(همان قضای الهی)

توجه به نعمت‌ها، روحیه‌ی شکر را در انسان زنده می‌کند.(سَخَّرَ لَکُمُ البَحرَ...لَعَلَّکُم تَشکُرون)

 
 

سوره‌ی یس  – آیه 40

پیام اصلی

لا الشَّمسُ یَنبَغی لَها : نه خورشید را سزد

اَن تُدرِکَ القَمَرَ : که به ماه رسد

وَ لا اللَّیلُ سابِقُ النَّهار : و نه شب بر روز پیشی جوید

وَ کُلَّ فی فَلَکٍ یَسبَحون : و همه در مداری در گردشند.

تقدیر الهی

این آیه به «عدم خروج موجودات از قانون‌مندی و تقدیرات الهی» اشاره دارد.

 
 

اختیار، حقیقتی وجدانی و مشهود

این آیات به اختیار انسان اشاره دارند :

1 . سوره‌ی انسان – آیۀ 3 : «اِنّا هَدَیناهُ السَّبیل اِمّا شاکِراً و اِمّا کفورًا»

2 . سوره‌ی انعام – آیۀ 104 : «قَد جاءَکُم بَصائِرُ مِن رَبِّکُم فَمَن اَبصَرَ فَلِنَفسِه وَ مَن عَمِیَ فَعَلَیها وَ ما اَنَا عَلَیکُم بِحَفیظ»

تفاوت اساسی میان آتش که می‌سوزاند، آب که جاری می‌شود، گیاه که می‌روید و حیوان که راه می‌رود، با انسان وجود دارد.

هیچ یک از این مخلوقات، قدرت انتخاب یک عمل خاص از میان چندین رفتار ممکن را ندارند و این فقط انسان است که همواره در برابر چندین کار و چندین راه مختلف قرار می‌گیرد و از آنها یکی را برمی‌گزیند.

مفهوم و تعریف اختیار :

توانایی انتخاب و گزینش ناشی از اختیار است.

اختیار که به معنای توانایی بر انجام و ترک یک کار است، یک حقیقت وجدانی است و هرکس آن را در خود می‌یابد و می‌بیند که شبانه‌روز در حال تصمیم گرفتن برای انجام یک کار یا ترک آن است.

حتی کسی که آن(اختیار)را در سخن یا بحث انکار می‌کند، در عمل از قدرت اختیار خود بهره می‌برد.

 

مولوی این حقیقت(یعنی مشهود بودن اختیار) را در قالب یک مثال این‌گونه یادآوری می‌کند:

آن یکی بر رفت بالای درخت / می‌فشاند او میوه را دزدانه سخت

صاحبِ باغ آمد و گفت ای دَنی / از خدا شرمت، بگو چه می‌کنی؟

گفت : از باغِ خدا بندۀ خدا / می‌خورد خرما که حق کردش عطا

پس ببستش سخت آن دَم بر درخت / می‌زدش بر پشت و پهلو چوب سخت

گفت : آخر از خدا شرمی بدار / می‌کُشی این بی‌گنه را زار زار

گفت : کز چوبِ خدا این بنده‌اش / می‌زند بر پشت دیگر بنده‌اش

چوبِ حق و پشت و پهلو، آنِ او / من غلام و آلت فرمان او

گفت : توبه کردم از جبر ای عیار / اختیار است اختیار است اختیار

 

پیام‌های کلی شعر :

1 . اختیار، حقیقتی وجدانی و مشهود.

2 . اختیار در عمل قابل انکار نیست.

با وجود روشن بودنِ اختیار، نشانه‌های فراوان آن را همواره در خود مشاهده می‌کنیم.

از جمله‌ی نشانه‌های اختیار عبارتند از :

 تفکر و تصمیم

در ساعات متفاوت شبانه روز تصمیم‌هایی می‌گیریم و برای این تصمیم‌ها ابتدا اندیشه می‌کنیم و جوانب آن را با سبک و سنگین کردن می‌سنجیم.

گاهی نیز دچار تردید می‌شویم که از میان چند راه و چندکار، کدام‌یک را انتخاب کنیم.

دست آخر، پس از بررسی‌های لازم، یکی از آنها را برمی‌گزینیم، و وارد آن می‌شویم :

این که فردا این کنم یا آن کنم / خود دلیل اختیار است ای صنم

 احساس رضایت یا پشیمانی

هرگاه در کار خود موفق شویم، احساسی از رضایت و خرسندی از خود، وجود ما را فرا می‌گیرد. این احساس رضایت نشانه‌ی آن است که آن کار را از خود و نتیجه‌ی اراده و تصمیم عاقلانه‌ی خود می‌دانیم.

 

گاه نیز در کاری مرتکب اشتباه می‌شویم و بر اثر این اشتباه به خود یا دیگری زیان وارد می‌شود. در این هنگام احساس ندامت و پشیمانی به سراغمان می‌آید و این بدان معناست که آن اشتباه، به اراده و اختیار ما بوده است.

 

گر نبودی اختیار این شرم چیست / این دریغ و خجلت و آزرم چیست؟

وآن پشیمانی که خوردی زان بدی / ز اختیار خویش گشتی مهتدی

 مسئولیت‌پذیری

هر کدام از ما خودمان را مسئول کارهایی می‌دانیم که انجام می‌دهیم. به همین جهت است که اگر کار ما درست و نیکو بود مورد تشویق قرار می‌گیریم و اگر کار زشت و نادرست از ما سر زند تنبیه و کیفر می‌شویم.

عهدها و پیمان‌ها نیز بر همین اساس استوار شده‌اند و اگر کسی پیمان‌شکنی کند و مسئولیت خود را انجام ندهد، وی را مستحق مجازات می‌شمرند.

 

هیچ گویی سنگ را فردا بیا / ور نیایی من دهم بَد را سزا؟

هیچ عاقل مر کلوخی را زند / هیچ با سنگی عتابی کس کند؟

 

پیام بیت : اشاره به مسئولیت‌پذیری از نشانه‌های اختیار

 
 

فواید توجه ما به اختیار

گرچه قدرت اختیار با ساختار انسان سرشته شده و وجود آن انکارناپذیر است، اما آن‌چه اهمیت دارد، نحوه‌ی بهره‌مندی از آن است.

قدرت اختیار از جهت زیر، مانند تفکر است؛

1 . چه بسا افرادی که ضریب هوشی و استعداد فکری خارق‌العاده‌ای دارند ولی بدان توجه نکرده و آن را در وجود خود مدفون ساخته‌اند.

2 . و چه بسا افرادی که از هوش متوسطی برخوردار بوده‌اند اما دروازه‌های بزرگ علم و دانش را فتح کرده‌اند.

میان کسی که نعمت اختیار و آزادی خود را شناخته و آن را باور دارد و کسی که شخصیت خود را حقیر، و اختیار خود را به تاراج رفته می‌پندارد، تفاوت بسیار است.

انسانی که اختیار خود را باور کرده و به آن معتقد است : (علت)

1 . احساس هویت می‌کند (معلول)

2 . از خودباوری بالایی برخوردار است (معلول)

3 . در قبال کارهای خود احساس مسئولیت می‌کند (معلول)

4 . تصمیم‌های اشتباه خود را می‌پذیرد (معلول)

5 . و در صدد جبران برمی‌آید. (معلول)

 
 

پندارهای ویرانگر در مورد اختیار انسان کدامند؟

اولین پندار : عقیده‌ی جبری‌گری

هرچند اختیار انسان امری مشهود و انکارناپذیر است، اما برخی اندیشه‌های باطل سبب رواج جبرگرایی می‌شوند.

مثلاً کسی که بپندارد که انسان مانند سایر اشیای مادی است، جایی برای اراده و اختیار باقی نمی‌گذارد.

نتایج رواج عقیده‌ی جبری‌گری :

1 . مانند ویروس فلج، تحرک، سازندگی و نشاط را از فرد و جامعه می‌گیرد

2 . فرصت را برای زورگویان فراهم می‌کند.

زورگویان و تجاوزگران : به حقوق مردم، قدرت و ثروتِ به چنگ آورده را موهبت الهی معرفی می‌کنند و مدعی می‌شوند این از تقدیر و سرنوشت است که گروهی غرق در نعمت و ثروت، و عده‌ای در محنت و مشقّت باشند.

از طرف دیگر، کسانی که از این نعمات الهی محروم شده‌اند : به خود حق اعتراض نمی‌دهند و می‌پندارند مخالفت آنان، اعتراض به خواست الهی و تقدیر است.

دومین پندار : نظریه‌ی آزادی مطلق

پندار ویرانگر دیگر از آنِ کسانی است که فکر می‌کنند اختیار به معنای آزادی مطلق :

1 . محور قرار دادن خواست‌های خود بدون توجه به عواقب و نتایج آن،

2 . و حتی نادیده گرفتن قانون‌مندی‌های حاکم بر جهان خلقت است.

نتیجه‌ی نظریه‌ی آزادی مطلق :

1 . اختیار را برای ارضای میل و هوس‌های خود می‌خواهند.

2 . توجه نمی‌کنند که چنین برداشتی از اختیار، نتایج زیانباری برای آنها و جامعه و محیط زندگی آنان خواهد داشت.

 
 

زمینه‌ساز شکوفایی اختیار

خداوند، قدرت اختیار و اراده را از آن جهت به ما عطا فرموده که با بهره‌مندی از آن، دروازه‌های پیشرفت را فتح کنیم و قله‌های کمال را بپیماییم و در آسمان هستی تا جایی که جز خدا نمی‌داند، به پیش رویم.

زمینه‌ساز چنین پروازی و دوری از پندارهای نادرست، درک صحیح نظام حاکم بر جهان خلقت است.

که در اینجا به شرح مختصر آن می‌پردازیم :

 اعتقاد به خداوند حکیم

مهمترین گام برای رسیدن به این معرفت(درک صحیح نظام حاکم بر جهان خلقت) :

اعتقاد به خداوندی حکیم، عادل و قادر است که با حکمت خود جهان را خلق کرده، و آن را تدبیر و اداره می‌کند، به طوری که همۀ حوادث و رخدادهای جهان، در یک چهارچوب سامان‌دهی شده و قانون‌مند اتفاق می‌افتد و اگرچه ما، به علت دانش محدود و ناقص خود از درک عمیق اهداف حکیمانه‌ی بسیاری از رویدادهای جهان خلقت عاجز هستیم، اما مطمئنیم و اعتقاد داریم که هر حادثه‌ای دارای هدفی معین می‌باشد.

 

قطره‌ای کز جویباری می‌رود / از پی انجام کاری می‌رود  

پیام بیت : قضای الهی

* اِنَّ اللهَ یُمسِکُ السَّماواتِ وَ الاَرض اَن تَزولا...

* هُوَ الَّذی یُحیی وَ یُمیت...کُن فَیَکون

* اَللهُ الَّذی سَخَّرَ لَکُمُ البَحرَ لِتَجری الفُلکُ فیهِ بِاَمرِه...

اعتقاد به خداوند حکیم و نظام حکیمانه‌ی او، همچنین این اطمینان را به انسان می‌بخشد که جهان دارای حافظ و نگاهبانی است که اشتباه در کار او راه ندارد.

کشتی جهان ناخدایی دارد که به علت علم و قدرت بی‌پایان آن ناخدا، به هیچ وجه احتمال غرق شدن و نابودی آن نمی‌رود و هیچ‌کسی جز او نیز نمی‌تواند آن را از نابودی نجات دهد.

* اِنَّ اللهَ یُمسِکُ السَّماواتِ وَ الاَرض اَن تَزولا...

 قانون‌مند بودن جهان(قضا وقدر الهی)

زندگی در یک جهان قانون‌مند، این امکان را به ما می‌دهد که با شناخت و استفاده از قوانین جهان :

1 . نیازهای خود را برطرف کنیم،

2 . استعدادهای خود را به فعلیت برسانیم

3 . پله‌های کمال را بپیماییم.

نام دیگر این قانون‌مندی و نظم و سامان، «قضا و قدر الهی» است.

 
 

قضا و قدر الهی

قدر الهی

«تقدیر» به معنای «اندازه گرفتن» است.

«قَدر» و «قَدَر» نیز به معنای «اندازه» هستند.

موجودات جهان، از آن جهت که خداوند متعال حدود، اندازه، ویژگی، موقعیت مکانی و زمانی آنها را تعیین می‌کند، مقدَّر به تقدیر الهی هستند.

نکته : «تقدیر» برخاسته از حکمت الهی است.

* اِنَّ اللهَ یُمسِکُ...

* لا الشَّمسُ یَنبَغی...

قضای الهی

«قضا» به معنای «به انجام رساندن، پایان دادن، حکم کردن، و حتمیّت بخشیدن» است.

موجودات جهان از آن جهت که با حکم و فرمان و ارادۀ الهی ایجاد می‌شوند، مربوط به قضای الهی هستند.

نکته : «قضا» برخاسته از ارادۀ الهی است.

* فَاِذا قَضی اَمرًا...کُن فَیَکون

* لِتَجری الفُلکُ فیهِ بِاَمرِه

 

نقشه‌ی جهان با همۀ ریزه کاری‌ها و قانون‌مندی‌هایش از آنِ خداست(تقدیر الهی) و اجرا و پیاده کردن آن نیز به وسیله‌ی خداست(قضای الهی).

به همین جهت نه در نقشۀ آن نقص و اشتباهی هست(تقدیر الهی) و نه در اجرا و پیاده کردن آن(قضای الهی).

 

آیا اگر غیر از این بود، ما می‌توانستیم با اطمینان خاطر کار و فعالیت کنیم و از اختیار خود بهره‌ای ببریم؟

آبی که با ارادۀ خود می‌نوشیم، به علت اعتماد به همین تقدیر است. یعنی می‌دانیم که خداوند آب را با ویژگی‌ها، اندازه‌ها و تقدیرها آفریده که سبب رفع تشنگی انسان می‌شود.

اما کسی که این تقدیرها را نبیند و جهان را پر از هرج و مرج بپندارد، آیا واقعاً می‌تواند از اراده و اختیار خود بهره ببرد؟

برخی چنین پنداشته‌اند که :

1 . قضا و قدر الهی با اختیار انسان ناسازگار است(پندار غلط)

2 . تصور می‌کنند تقدیر، چیزی ورای قانون‌مندی و نظام است(پندار غلط)

3 . وقتی قضا و قدر الهی به حادثه‌ای تعلق گرفت، هرقانونی را لغو و هر نظمی را برهم می‌زند(پندار غلط)

 

درحالی که خواهیم دید بدون پذیرش قضا و قدر الهی :

1 . هیچ نظمی برقرار نمی‌شود(پندار درست)

2 . و هیچ زمینه‌ای برای کار اختیاری پدید نمی‌آید(پندار درست)

روزی امیرمؤمنان علی(ع) با جمعی از یاران خود در سایۀ دیواری نشسته بودند.

امام(ع)، متوجه کجی و سستی(تقدیر) دیوار شد. برای اینکه دیوار روی ایشان و یاران نریزد، از آنجا برخاست و زیر سایۀ دیوار دیگری نشست.

یکی از یاران به آن حضرت گفت : یا امیرالمؤمنین، آیا از قضای الهی می‌گریزی؟

امام فرمود : «از قضای الهی به قَدَر الهی پناه می‌برم»

 

برداشت نابه‌جای آن شخص، چنین بود که :

اگر قضای الهی به مرگ انسان تعلق گرفته باشد، چه درسایۀ دیوار کج و سست نشسته باشد، چه در سایۀ دیوار مستحکم، دیوار خراب خواهد شد و مرگ خواهد آمد؛ بنابراین حرکت و تغییر مکان وی و تصمیم‌گیری بر اساس دستور عقل، بی‌فایدست.

 

اما امیرمؤمنان با رفتار و گفتار خود، نگرش صحیح از قضا و قدر را نشان داد و به آن شخص(و دیگران) آموخت که اعتقاد به قضا و قدر، نه تنها مانع تحرک و عمل انسان نیست؛ بلکه عامل و زمینه‌ساز آن(تحرک و عمل) است.

زیرا فرو ریختن دیوار کج، یک قانون و قضای الهی است. این قضا متناسب با شرایط و تقدیر خاص آن دیوار، یعنی کجی آن است.

اما اگر دیوار، ویژگی دیگری داشته باشد، یعنی اگر محکم باشد، قانون و قضای دیگری را به دنبال خواهد آورد و انسانی که این دو تقدیر و این دو قضا را بشناسد، تصمیم می‌گیرد و دست به انتخاب مناسب‌تر می‌زند.

تفکر در آیات

در آیات 49 سورۀ قمر، 68 سورۀ فاغر و 40 سورۀ یس تفکر کنید و به سؤالات زیر پاسخ دهید :

آیا چیزی در جهان هست که دارای خصوصیات و ویژگی معین نباشد؟

خیر زیرا طبق آیۀ«اِنّا کُلَّ شَیءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ» همه‌ی موجودات جهان بر اساس تقدیر و اندازه‌ی دقیق خلق شده‌اند، پس هر موجود دارای ساختار منظم و ویژۀ خود است.

پدیده‌های جهان به حکم و ارادۀ کیست؟

طبق آیۀ «هُوَ الَّذی یُحیی وَ یُمیت فَاِذا قَضی اَمرًا فَاِنَّما یَقولُ لَهُ کُن فَیَکون»، پدیده‌های جهان به حکم و ارادۀ الهی هستند.

آیا موجودات جهان از قانون‌مندی خود خارج می‌شوند؟

خیر. زیرا طبق آیۀ «لا الشَّمسُ یَنبَغی لَها اَن تُدرِکَ القَمَرَ وَ لا اللَّیلُ سابِقُ النَّهار وَ کُلَّ فی فَلَکٍ یَسبَحون»، همۀ موجودات جهان طبق حدود، اندازه و ویژگی‌هایی که خداوند برای آنها تعیین کرده حرکت می‌کنند.

پاسخ سؤال‌های فوق چه تأثیری در زندگی انسان دارد؟

رسیدن به پاسخ این سؤالات، انسان را به این نتیجه می‌رساند که جهان هستی نظام‌مند، قانون‌مند و تحت تدبیر خداوند است. پس می‌شود به این نظام اعتماد کرد.

حال که می‌توان به این قوانین اعتماد کرد، اگر این قوانین و تقدیرات الهی را بیشتر بشناسیم بهتر می‌توانیم از نعمت‌های خدادادی استفاده کنیم. و اینجاست که قدرت اختیار انسان بظهور رسیده است.

حال جهانی را در نظر بگیرید که هیچ‌گونه تقدیر و اندازه‌ای بر پدیده‌های آن حاکم نباشد؛

1 . آیا در چنین جهانی جایی برای اراده و اختیار انسان وجود دارد؟

2 . و آیا اصلاً چنین جهانی معنا دارد و می‌تواند واقعیت خارجی پیدا کند؟

 
 

رابطه‌ی اراده‌ی انسان با اراده‌ی خداوند چگونه است؟

برای بیان رابطه‌ی اراده‌ی انسان با اراده‌ی خداوند ابتدا لازم است با علت‌هایی که در پیدایش یک پدیده دخالت دارند، آشنا شویم.

این علل، بر دو دسته اند : 1 . علل عرضی     2 . علل طولی

 علل عرضی

در پیدایش هر پدیده ممکن است چند عامل به صورت مجموعه و با همکاری یک‌دیگر دخالت کنند.

مثلاً برای رویش یک گل ، مجموعه‌ای چون باغبان، خاک، آب، نور و حرارت دست به دست هم می‌دهند و با مشارکت یکدیگر گل را پدید می‌آورند.

این‌گونه علل را «علل عرضی» می‌گویند.

در این مثال، هر عامل به طور مستقیم نقشی برعهده دارد که با نقش دیگری متفاوت است.

 علل طولی

گاهی تأثیر چند عامل در پیدایش یک پدیده این‌گونه است که :

مثلاً، یک عامل در عامل دیگر اثر می‌گذارد و آن عامل دوم در عامل سوم تأثیر می‌کند تا اثر عامل اول را به معلول منتقل کند.

برای مثال، وقتی که شما قلم به دست می‌گیرید و نامه می‌نویسید، چندین عامل، در طول هم، در انجام این کار دخالت دارند :

اول، قلم که با حرکت خود روی صفحه جملات را می‌نگارد؛

دوم، دست شما که قلم را به حرکت در می‌آورد؛

سوم، ساختار عصبی بدن که موجب حرکت دست شما می‌شود؛

چهارم، ارادۀ شما که مقدم بر سه علت قبلی است؛

پنجم، نفس یا روح شما که اراده از او پدید می‌آید.

 

کار نوشتن را به هریک از این عوامل می‌توان نسبت داد؛ بدین معنا که اگر هریک از این عوامل نبود، عمل نوشتن ممکن نمی‌شد، اما هر علتی، به ترتیب، علت بودن خود را از عامل بالاتر می‌گیرد.

قلم می‌نویسد، اما حرکت آن ناشی از حرکت دست است. حرکت دست به نوبۀ خود محصول کار سیستم عصبی است. این کار هم ناشی از اراده و اراده هم از نفس شماست.

این علت‌ها را «علل طولی» می‌گویند.

سؤال :

اینکه می‌گوییم خداوند با حکمت خود، اندازه، ویژگی و نقشۀ پدیده‌ها را معین می‌کند(تقدیر الهی) و با ارادۀ خود محقق می‌سازد(قضای الهی)، به این معناست که حوادث جهان و از جمله کارهای انسان تحت تدبیر و ارادۀ خداوند و مظهری از قضا و قدر اوست. مسأله این است :

چگونه می‌توان هم به قضا و ارادۀ الهی معتقد بود و هم انسان را موجودی مختار دانست؟

آیا می‌توان گفت که کار انسان، هم به اراده و اختیار او وابسته است و هم به ارادۀ خداوند؟

 

جواب : وجود اختیار و اراده در انسان(معلول) به علت ارادۀ الهی و خواست اوست(علت).در واقع خداوند اراده کرده است که انسان موجودی مختار و دارای اراده باشد.

در فعل اختیاری، تا زمانی که انسان به انجام فعلی اراده نکند، آن فعل انجام نمی‌گیرد. اما در عین حال، وجود ما، ارادۀ ما و عملی که از ما سر می‌زند، همگی وابسته به ارادۀ خداوند است. یعنی ارادۀ انسان در طول ارادۀ خداوند است.

 
 

اختیار انسان، یک تقدیر الهی

وقتی از تقدیر جهان به وسیلۀ خداوند سخن می‌گوییم، منظورمان فقط تعیین طول، عرض، حجم، مکان و زمان یک موجود نیست. این‌ها ساده‌ترین و آشکارترین تقدیرها هستند.

تقدیر الهی شامل :

1 . همۀ ویژگی‌ها،       2 . کیفیت‌ها       3 . و کلیۀ روابط میان موجودات می‌شود.

این‌که آب در چند درجه بجوشد، تعداد الکترون‌های هر عنصر چه تعداد باشد، ماه در کدام مدار دور زمین گردش کند، بدن انسان از چه اعضایی تشکیل شود، کار هر عضوی چه باشد، همه و همه از تقدیرات الهی است.

یکی از تقدیرات الهی برای انسان این است، که او دارای اختیار باشد؛ همانطور که مثلاً به آب، ویژگی مایع بودن را داده است، به انسان نیز ویژگی مختار بودن را عطا کرده است.

به تعبیر دیگر، خداوند اینگونه خواسته که انسان کارهایش را «با اختیار انجام دهد» و کسی نمی‌تواند از اختیار، که ویژگی ذاتی اوست، فرار کند؛ حتی اگر بخواهد فرار کند، بازهم این یک کار اختیاری خواهد بود، چون همین کار(فرار از اختیار) را با خواست و ارادۀ خود انجام می‌دهد.

 
 

محدوده‌ی اختیار انسان

شاید در نگاه اول، انسان تصور کند، که این قانون‌مندی‌ها مانع تحرک و پویایی اوست.

اما در نگاهی ژرف‌تر خواهد دید که خداوند با چه زیبایی رابطۀ میان قدرتِ اختیار انسان و نظام جهان را سامان داده، به گونه‌ای که نه تنها این نظام سدّ راه او نشود، بلکه زمینه‌ساز عروج و صعود وی به سوی قله‌های کمال گردد.

تاریخ علم نشان می‌دهد که همین نظام قانون‌مند، به انسان امکان داده است تا دروازه‌های علم را بگشاید، پهنۀ دریاها را بشکافد، اعماق اقیانوس‌ها را بجوید و فضای کهکشان‌ها را در نوردد و ابزارهای گوناگونی برای زندگی خود بسازد.

توجه کنیم که ما در چهارچوب قوانین حاکم بر هستی(تقدیرات الهی) حق انتخاب داریم و مثلاً آسمان و دریا در هر شرایطی رام انسان نیست؛ فقط در صورتی رام و مسخّر می‌شوند که آدمی ویژگی‌ها و قانون‌مندی‌های آنها را بشناسد و متناسب با آن ویژگی‌ها، ابزارهایی مانند هواپیما و کشتی تهیه کند تا بتواند در آسمانها و دریاها سیر کند.

* اَللهُ الَّذی سَخَّرَ لَکُمُ البَحرَ لِتَجری الفُلکُ فیهِ بِاَمرِه وَ لِتَبتَغوا مِن فَضلِه وَ لَعَلَّکُم تَشکُرون

نتیجه :

پس تقدیرات و قانون‌مندی‌ها :

1 . هم لازمۀ کار اختیاری انسان

2 . و هم جهت‌دهنده

3 . و محدود کنندۀ آن است.

 

برخی از افراد به همین نکتۀ بسیار روشن توجه نمی‌کنند و بدون درک قانون‌مندی‌های جهان، برای رسیدن به خوشبختی، راه‌های دلخواه خود را دنبال می‌کنند و بدبختی خود را رقم می‌زنند.

 

 

در آیۀ 12 سورۀ جاثیه تفکر کنید و به سؤال‌های زیر پاسخ دهید.

مقصود از رام و مسخّر بودن آسمان‌ها و زمین چیست؟

یعنی اینکه خدای متعال، طوری آسمانها و زمین را خلق کرده است، که اگر انسان ویژگی‌های آنها را بشناسد، می‌تواند بر آنها مسلط شود و از آنها بهره ببرد.

چرا کشتی‌ها می‌توانند در دریاها حرکت کنند؟

حرکت کشتی در دریا همانند همۀ تقدیرات دیگرِ عالم، یک تقدیر الهی است.

و این حرکت در دریا بدین معناست که انسان توانسته قوانین و ویژگی‌های دریا و چگونگی حرکت در آن را بشناسد و با بهره‌مندی از این ویژگی‌ها، کشتی بسازد و در آن حرکت کند.

چرا انسان می‌تواند با اختیار خود به جست‌وجوی در دریا بپردازد؟

چون انسان با اختیار خود توانسته قوانین حاکم بر دریا را بشناسد، و با استفاده‌ی از این قوانین وسایلی مانند کشتی بسازد تا بتواند در دریا به جستجو بپردازد.

 
به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 3 | امتیاز: 5 از 5