«دوستی با حق»


مقدمه

آیات

متن درس

اندیشه و تحقیق

 

رحمانیت خداوند

ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺑﺎ ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﻣﺤﺒّﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ.

ﺧﺪﺍﻯ ﺭﺣﻤﺎﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ ﻭ ﺭﺣﻤﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﮔﺴﺘﺮﺍﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : «رَحمَتی وُسِعَت کُلَّ شَیءٍ ــ ﺭﺣﻤﺘﻢ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ» ﺑﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺳﻢ «ﺭﺣﻤﺎﻥ»، ﺁﺩﻣﻴﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﻛﻤﺎﻝ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﻰ ﻛﺮﺩ.

غفاریت خداوند

ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﻝ ﺳﭙﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﭘﻴﻤﻮﺩﻧﺪ(توحید عبادی) ﻭ ﺑﺮﺧﻰ ﻣﺤﺒّﺖ ﻭ ﺭﺣﻤﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻳﺎﺩ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺳﺮﭘﻴﭽﻰ ﭘﻴﺶ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ(شرک عبادی).

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭﻫﺎﻯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﻳﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ(توبه) ﻭ ﻳﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ  ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ(خداگرایی فطری) ﺗﺎ ﺷﺎﻳﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺳﻮﻳﺶ ﺭﻭﻛﻨﻨﺪ. ﺑﺪﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﺳﻢ «ﻏﻔّﺎﺭ» ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ.

محبت خداوند

ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺑﺎ ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﻣﺤﺒّﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ.

ﻧﺒﻮﺩ ﻧﻘﺶ ﺩﻭ ﻋﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﺭﻧﮓ ﺍﻟﻔﺖ ﺑﻮﺩ    ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻃﺮﺡ ﻣﺤﺒّﺖ ﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﺎﻥ انداخت

نکته : این بیت با این آیه مرتبط است : «رَحمَتی وُسِعَت کُلَّ شَیءٍ ــ ﺭﺣﻤﺘﻢ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ»

 

در این درس درمی‌یابیم که :

بزرگترین عشق و محبّتی که باید قلب ما را فراگیرد، عشق کیست؟

این عشق چه ثمرات و نتایجی به دنبال دارد؟

 

سورۀ بقره – آیۀ 165

پیام اصلی

وَ مِنَ النّاسِ مَن یَتَّخِذ : و بعضی از مردم

مِن دونِ اللهِ اَندادًا : همتایانی به جای خدا می‌گیرند

یُحِبّونَهُم کَهُبِّ الله : آنها را دوست می‌دارند مانند دوستی خدا

وَ الَّذینَ ءامَنوا : اما کسانی که ایمان آورده‌اند

اَشَدُّ حُبًّا لِلهِ : به خدا محبت بیشتری دارند

محبت به خداوند

مردم بر دو دسته اند :

1 . گروهی که خدا را دوست دارند.(اَشَدُّ حُبًّا لِلهِ)

2 . گروهی چیزهای دیگر را همتای خدا می‌گیرند و به آنها دوستی می‌ورزند.(وَ مِنَ النّاسِ مَن یَتَّخِذ... یُحِبّونَهُم کَهُبِّ الله)(پیامِ شماره 1)

پرستش و محبت غیر خدا در برابر خداوند، ممنوع است.(یَتَّخِذ مِن دونِ اللهِ اَندادًا یُحِبّونَهُم)

احساسات باید در رابطه با اعتقادات باشد.(الَّذینَ ءامَنوا الَّذینَ ءامَنوا)

 
 

سورۀ آل‌عمران – آیۀ 31

پیام اصلی

قُل اِن کُنتُم تُحِبّونَ الله : (ای پیامبر) بگو : اگر خداوند را دوست می‌دارید

فَاتَّبِعونی : پس مرا پیروی کنید

یَحبِبکُمُ الله : تا خدا نیز شما را دوست بدارد

وَ یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم : و گناهانتان را بر شما ببخشد

وَ اللهُ غَفورٌ رَحیم : و خداوند بسیار بخشنده و مهربان است

پیروی از خداوند، از آثار محبت به خدا

لازمه‌ی دوستی با خداوند، پیروی از دستورات اوست.(قُل اِن کُنتُم تُحِبّونَ الله فَاتَّبِعونی)(پیامِ شماره2)

لازمه‌ی ایمان به خداوند، پیروی از اولیای خداست.(فَاتَّبِعونی)

نشانه‌ی دوستی، سرپوش گذاردن زوی بدی‌ها و برخورد با عفو رحمت است.( یَحبِبکُمُ .... یَغفِر لَکُم)

 
 

سورۀ مجادله – آیۀ 22

پیام اصلی

لا تَجِدُ قَومًا : هیچ قومی را نمی‌یابی

یُؤمِنونَ بِاللهِ وَ الیَومِ الأخِرِ : که به خداوند و روز قیامت مؤمن باشد

یُوادّونَ : در حالی که دوستی کنند

مَن حادَّ اللهَ وَ رَسولَهو : با کسانی که با خدا و رسولش دشمنی کرده‌اند

وَ لَو کانوا ءاباءَهُم : حتی اگر آنان (دشمنان خدا و رسول)، پدرانشان باشند

اَو اَبناءَهُم اَو اِخوانَهُم : یا فرزندان و برادرانشان

اَو عَشیرَتَهُم : یا خویشاوندان آنها

بیزاری از دشمنان خداوند، از آثار محبت به خدا

نمی‌شود کسی به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد، ولی با دشمنان او و رسولش دوستی کند.(لا تَجِدُ قَومًا.... مَن حادَّ اللهَ وَ رَسولَهو)(پیامِ شماره 3)

یک دل، دو دوستی برنمی‌دارد. دوستی خداوند با دوستی دشمنان دین خدا قابل جمع نیست. (لا تَجِدُ قَومًا یُؤمِنونَ... یُوادّونَ مَن حادَّ اللهَ)

روابط خانوادگی و خویشاوندی نیز خط قرمز و مرز دارند.(وَ لَو کانوا ءاباءَهُم...)

 
 

سورۀ ممتحنه – آیۀ 4

پیام اصلی

قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ : همانا که برای شما نمونه‌ی نیکویی بود

فی اِبراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهو : در روش ابراهیم و همراهان او

اِذ قالوا لِقَومِهِم : آنگاه که به قوم خود گفتند

اِنّا بُرَءاءُ مِنکُم : به حقیقت که ما از شما بیزاریم

وَ مِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ اللهِ : و از آنچه جز خدا می‌پرستید

کَفَرنا بِکُم : نسبت به شما کافریم

وَ بَدابَینَنا وَ بَینَکُمُ العَداوَةُ : و پدید آمده میان ما و شما دشمنی

وَالبَغضاءُ اَبَدًا : و کینه برای همیشه

حَتّی تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَهو : مگر اینکه به خدای یگانه ایمان آورید

مبارزه با دشمنان خدا و بیزاری از آنان، از آثار محبت به خداوند

حضرت ابراهیم (ع) و کسانی که به او اقتدا می‌کنند، همواره از کسانی که بت می‌پرستیدند و از آنچه که آنان می‌پرستیدند بیزاری می‌جویند و اعلام برائت می‌کنند.(قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ... اِنّا بُرَءاءُ مِنکُم)(پیامِ شماره 4)

میان کسانی که با خدا دوستی می‌ورزند و کسانی که دشمن خدا هستند، برای همیشه رابطه‌ی دشمنی برقرار است، مگر آنکه آنان از دشمنی با خدا دست بردارند.(وَ بَدابَینَنا وَ بَینَکُمُ العَداوَةُ...حَتّی تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَهو)(پیامِ شماره 5)

در تربیت و تبلیغ، ارائه‌ی نمونه‌ی عینی و عملی و الگو لازم است.(قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ)

هم انبیاء الگو هستند و هم پیروان و تربیت شدگان آن بزرگواران.(اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهو)

همگامی، همراهی و هماهنگی فکری و عملی با رهبران الهی لازم است.(وَ الَّذینَ مَعَهو)

 
 

نتیجه‌ی آیات :

اﮔﺮ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪی ﭘﻴﺎم آیات ﻧﮕﺎه دﻳﮕﺮی ﮐﻨﻴﻢ، ﻣﯽ ﺑﻴﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﻗﺮآن ﮐﺮﻳﻢ از روﻳﺎروﻳﯽ و ﺗﻘﺎﺑﻞ دو ﮔﺮوه ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ:

ﮔﺮوﻫﯽ ﮐﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد را ﺑﺮ ﻣﺤﻮر ﺣﺐّ و ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻨﺎ ﮐﺮده  اﻧﺪ و ﮔﺮوﻫﯽ ﮐﻪ از دوﺳﺘﯽ او ﺳﺮ ﺑﺎز زده و ﻣﺤﺒّﺖ ﻏﻴﺮ او را ﺑﺮﮔﺰﻳﺪه اﻧﺪ. ﮔﻮﻳﺎ ﺗﺎرﻳﺦ، ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪی اﻳﻦ دو ﺟﺮﻳﺎن ﺑﻮده اﺳﺖ:

ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ی اﺑﺮاﻫﻴﻢ ﺑﺎ ﻧﻤﺮود، ﻣﻮﺳﯽ ﺑﺎ ﻓﺮﻋﻮن، ﻋﻴﺴﯽ ﺑﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﻣﺸﺮک روم و ﮐﺎﻫﻨﺎن ﻳﻬﻮد و ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮاﻣﯽ اﺳﻼم ﺑﺎ ﻣﺸﺮﮐﺎن ﺣﺠﺎز.

راﺳﺘﯽ، رﻳﺸﻪ ی اﻳﻦ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﭼﻴﺴﺖ؟ دوستی با حق

آﻳﺎ راﻫﯽ ﺑﺮای ﺳﺎزش اﻳﻦ دو ﺟﺮﻳﺎن وﺟﻮد دارد؟ ایمان آوردن آنها(مشرکان)

ﻫﺮﮐﺪام از ﻣﺎ ﺧﻮد را در ﮐﺪام ﺟﺒﻬﻪ ﻣﯽ ﻳﺎﺑﺪ؟ جبهه‌ی حق

ﺑﺮای رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﭘﺎﺳﺦ اﻳﻦ ﺳﺆال ﻫﺎ، ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﺤﺒّﺖ و ﻋﺸﻖ در زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎن ﻣﯽ ﭘﺮدازﻳﻢ و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن را در ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮی ﻫﺎی ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻓﺮاد ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ.

نقش محبت (در زندگی)

 محبت و دوستی :

1 . سرچشمه‌ی اصلی تصمیم‌ها و کارهای انسان است.

2 . فعالیت‌هایی که انسان در طول زندگی انجام می‌دهد، ریشه‌ در دلبستگی‌ها و محبت‎‌های او دارد.

3 . همین محبت‌هاست که به زندگی انسان‌ها جهت می‌بخشد.

 هر قدر این محبت شدیدتر باشد، تأثیر آن در زندگی عمیق‌تر و گسترده‌تر است.

 یک دختر و پسر :

1 . قبل از ازدواج، به چیزی جز خود نمی اندیشند.

2 . دنیای آن ها بر محور خود می چرخد و به كارهای خود و علاقه های شخصی خود سرگرم اند.

3 . این دختر و پسر، همین كه كانون خانواده را تشكیل دادند و به هم دل بستند، سرنوشت خود را به سرنوشت دیگری بسته می بینند، شعاع خواسته هایشان وسیع تر می شود و چه بسا خواسته های همسر بر خواسته های خود تقدّم می یابد.

4 . و آن گاه كه صاحب فرزند شوند، رفتارشان به كلی عوض می شود. پسر، فردی چالاک و پرتحرک می گردد و برای رفع نیازهای زن و فرزند، راحتی را از خود می گیرد و دختر، با صدای كودک، مانند برق می جهد و سراسیمه به سوی فرزندش می دود.

5 . همین دختر كه تا دیروز كم طاقت و زود رنج جلوه می كرد، اكنون با قدرت شگرفی در مقابل بی خوابی، گرسنگی و كار زیاد، صبور و شكیباست. محبت به فرزند سبب می شود از خودمحوری درآید، خود را فراموش كند و فردی ایثارگر، با اراده، نیرومند، مصمم و پركار شود.

 
 

محبت به حقّ(محبت به خداوند)

 سرگذشت دوستان خدا این گونه است :

اگر عشق و محبّت انسان از این امور محدود فراتر رود و دل به سرچشمه ی کمالات و زیبایی ها

سپارد، این عشق زندگی او را بیش از این دگرگون می کند.

 

 

* ... الَّذینَ ءامَنوا اَشَدُّ حُبًّا لِلهِ

 آن كس كه به خدا ایمان دارد و محبّت او را در قلب خود جای داده است، به میزانی كه ایمانش اوج می گیرد و محبّتش فزون تر و عمیق تر می شود، احساس حیاتی دوباره می كند و شور و شوقی فرح بخش وجودش را فرا می گیرد؛

 از این رو مشتاقان عشق الهی ندا سرداده اند:

الهی سینه ای ده آتش افروز                          در آن سینه دلی و آن دل همه سوز

کرامت کن درونی درد پَروَرد                          دلی در وی، درون درد و برون درد

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست          دل افسرده غیر از آب و گل نیست

 عشق و محبّت الهی :

1 . افسردگی، خمودی، ترس و جُبن را ازبین می برد و نشاط، تحرّک، شجاعت و قدرت می بخشد.

2 .  سنگين و تنبل را چالاک و زرنگ، بخيل را بخشنده، كم طاقت و ناشكيبا را متحمّل و شكيبا می كند.

3 . آدمی را از خودخواهی و نفع پرستی بيرون آورده و به ايثار و از خودگذشتگی می رساند؛

4 . همّت و اراده را قوی، غل و غش ها را پاک و انديشه را خلّاق می‌کند.

5 . خلاصه، عشق به خدا چون اكسيری است كه مرده را حيات می بخشد و زندگی حقيقی به وی عطا می كند.

 
 

آثار محبت به خدا

 پیروی از خداوند

1 . نمی ﺷﻮد اﻧﺴﺎن از ﺻﻤﻴﻢ دل ﻛﺴﯽ را دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻣﺎ از ﻓﺮﻣﺎﻧﺶ ﺳﺮﭘﻴﭽﯽ ﻛﻨﺪ. اﻳﻦ ﺳﺮﭘﻴﭽﯽ ﻧﺸﺎﻧﻪ ی ﻋﺪم ﺻﺪاﻗﺖ در دوﺳﺘﯽ اﺳﺖ.

* قُل اِن کُنتُم تُحِبّونَ الله فَاتَّبِعونی....

2 . در ﺷﻌﺮی ﻣﻨﺴﻮب ﺑﻪ اﻣﺎم ﺻﺎدق (ع) آﻣﺪه اﺳﺖ :

خدا را ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﻛﻨﯽ و اﻇﻬﺎر دوﺳﺘﯽ ﺑﺎ او ﻧﻤﺎﻳﯽ؟

ﺑﻪ ﺟﺎن ﺧﻮدم اﻳﻦ رﻓﺘﺎری ﺷﮕﻔﺖ اﺳﺖ.

اﮔﺮ دوﺳﺘﯽ ات  راﺳﺘﻴﻦ ﺑﻮد، اﻃﺎﻋﺘﺶ ﻣﯽ ﻛﺮدی؛

زﻳﺮا دوﺳﺘﺪار، ﻣﻄﻴﻊ ﻣﺤﺒﻮب ﺧﻮد اﺳﺖ.

3 . برخی ﻣﯽ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﻗﻠﺐ اﻧﺴﺎن ﺑﺎ ﺧﺪا ﺑﺎﺷﺪ، ﻛﺎﻓﯽ اﺳﺖ و ﻋﻤﻞ ﺑﻪ اﺣﻜﺎم دﻳﻦ ﺿﺮورﺗﯽ ﻧﺪارد، اﻋﻤﺎل ﻇﺎﻫﺮی و ﻇﺎﻫﺮ اﻧﺴﺎن ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ، آن ﭼﻪ اﻫﻤﻴﺖ دارد، درون و ﺑﺎﻃﻦ اﻧﺴﺎن اﺳﺖ.

اﻳﻦ ﺗﻮﺟﻴﻪ، ﺑﺎ ﻛﻼم ﺧﺪاوﻧﺪ ﺳﺎزﮔﺎر ﻧﻴﺴﺖ. ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ اﮔﺮ ﻣﺮا دوﺳﺖ دارﻳﺪ و اﮔﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﻦ در ﻗﻠﺐ ﺷﻤﺎ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ اﺳﺖ از دﺳﺘﻮرات ﻣﻦ ﭘﻴﺮوی ﻛﻨﻴﺪ. ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻛﺴﯽ ﺑﻪ دﻳﮕﺮی اﻇﻬﺎر ارادت و ﻋﻼﻗﻪ ی ﻗﻠﺒﯽ ﻛﻨﺪ اﻣّﺎ ﺑﺮﺧﻼف ﺧﻮاﺳﺘﻪ ی او ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﻳﺪ؟

4 . اﻣﺎم ﺻﺎدق ﻋﻠﻴﻪ اﻟﺴﻼم ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ:

ما اَحَبَّ اللهَ مَن عَصاهُ : کسی که از فرمان خداوند سرپیچی می‌کند، او(خدا) را دوست ندارد.

ﺧﻮاﺳﺘﻪ و ﻓﺮﻣﺎن ﺧﺪاوﻧﺪ، ﻳﻌﻨﯽ «دﻳﻦ»، ﻫﻤﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪی ﺳﻌﺎدت و راه رﺳﺘﮕﺎری و ﮐﻤﺎل ﻣﺎﺳﺖ.

او نیازی ﻧﺪارد ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻓﺮﻣﺎن دﻫﺪ و ﻧﻴﺎزش را ﺑﺮﻃﺮف ﮐﻨﺪ.

ﺧﺪاوﻧﺪ، در ﻓﺮﻣﺎن ﻫﺎﻳﺶ ﻓﻘﻂ و ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﻣﺎ ﻧﻈﺮ دارد. ﻣﺎﻧﻨﺪ دوﺳﺖ رﻳﺎﮐﺎری ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ی دل ﻣﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﺪ. او ﻧﺎﺻﺤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻫﺸﺪار ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺷﺘﺎن ﻣﯽ آﻳﺪ وﻟﯽ ﺑﻪ ﺿﺮر ﺷﻤﺎﺳﺖ و ﭼﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﺑﺪﺗﺎن ﻣﯽ آﻳﺪ اﻣّﺎ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺷﻤﺎﺳﺖ.

ﺣﺘﯽ اﮔﺮ اﺣﺴﺎس ﮐﻨﻴﻢ ﺑﺮﺧﯽ دﺳﺘﻮرﻫﺎی ﺧﺪاوﻧﺪ ﺳﺨﺖ اﺳﺖ، ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﮐﻪ اﻳﻦ دﺳﺘﻮر ﺑﺮای ﺳﻌﺎدت ﻣﺎ ﺿﺮوری اﺳﺖ. ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﺬارﻳﻢ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺳﻌﺎدت ﺣﻘﻴﻘﯽ در دل ﻣﺎ ﺟﻮاﻧﻪ ﺑﺰﻧﺪ(علت)، آن ﮔﺎه ﺧﻮاﻫﻴﻢ دﻳﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﺮ ﻣﺎ آﺳﺎن ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.(معلول)

5 . امام ﺳﺠﺎد (ع) در اﺑﺘﺪای ﻳﮑﯽ از ﻣﻨﺎﺟﺎتﻫﺎی ﺧﻮد، ﺑﻪ ﺧﺪا ﻋﺮض ﻣﯽ ﮐﻨﺪ:

«ﺧﺪاﻳﺎ! ﮐﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﻴﺮﻳﻨﯽ دوﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ را ﭼﺸﻴﺪه ﺑﺎﺷﺪ و ﻏﻴﺮ ﺗﻮ را ﻃﻠﺐ ﮐﻨﺪ؟»

آن ﮔﺎه، ﭘﺲ از ﻣﻘﺪاری راز و ﻧﻴﺎز، (امام سجا«ع») ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ:

«ای آرزوی دل ﻣﺸﺘﺎﻗﺎن

و ای ﻧﻬﺎﻳﺖ آرﻣﺎن دوﺳﺘﺎن

دوﺳﺘﯽ ﺗﻮ را از ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﻢ

و دوﺳﺘﯽ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺗﻮ را دوﺳﺖ دارد

و دوﺳﺘﯽ ﻫﺮ ﮐﺎری ﮐﻪ ﻣﺮا ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺰدﻳﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

 دوستی با دوستان خدا

1 . وﻗﺘﯽ ﻣﺤﺒّﺖ ﺧﺪاوﻧﺪ در دﻟﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﻛﺮد، آن دل ﻣﺤﺒّﺖ ﻫﻤﻪ ی ﻛﺴﺎﻧﯽ را ﻛﻪ رﻧﮓ و ﻧﺸﺎﻧﯽ از او دارﻧﺪ، در ﺧﻮد ﻣﯽ ﻳﺎﺑﺪ و ﺑﻪ ﻣﻘﺪاری ﻛﻪ اﻳﻦ رﻧﮓ و ﻧﺸﺎن ﺑﻴﺶ ﺗﺮ و ﻗﻮی ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﻋﻼﻗﻪ و ﻣﺤﺒّﺖ ﻧﻴﺰ  ﻓﺰون ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد.

2 . در ﻣﻨﻈﻮﻣﻪ ی ﻋﺎﺷﻘﺎن و دوﺳﺘﺎن اﻟﻬﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﮔﺮد ﻛﻌﺒﻪ ی وﺟﻮد او ﺣﻠﻘﻪ زده اﻧﺪ، ﻧﺰدﻳﮏ ﺗﺮﻳﻦ آن ﻫﺎ، رﺳﻮل ﺧﺪا (ص) و اﻫﻞ ﺑﻴﺖ اﻳﺸﺎن (ع) ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻈﻬﺮ ﺗﻤﺎم و ﻛﻤﺎلِ ﺣﻖ و ﺟﻠﻮه ی زﻳﺒﺎﻳﯽ ﻫﺎی اوﻳﻨﺪ. ﻫﺮﻛﺲ اﻳﻦ ﺧﺎﻧﻮاده را ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ و ﺑﺎ ﻓﻀﺎﺋﻞ اﺧﻼﻗﯽ آﻧﺎن آﺷﻨﺎ ﮔﺮدد، ﻋﺸﻖ ﺑﻪ آﻧﺎن را در ﺧﻮد ﻣﯽ ﻳﺎﺑﺪ.

 بیزاری از دشمنان خدا

1 . ﻋﺎﺷﻖ روﺷﻨﺎﻳﯽ، از ﺗﺎرﻳﻜﯽ ﻣﯽ ﮔﺮﻳﺰد.

دوﺳﺘﺪار زﻧﺪﮔﯽ و ﺑﻘﺎ،از ﻧﻴﺴﺘﯽ و ﻧﺎﺑﻮدی ﻣﺘﻨﻔﺮ اﺳﺖ.

دل ﺑﺴﺘﻪ ی ﻋﺪاﻟﺖ و آزادی و ﺻﺪاﻗﺖ و وﻓﺎ، از ﻇﻠﻢ و اﺳﺘﺒﺪاد و رﻳﺎ و ﺑﯽ وﻓﺎﻳﯽ ﺑﻴﺰار اﺳﺖ.

آن ﻛﺲ ﻛﻪ ﺑﻪ دوﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺪا اﻓﺘﺨﺎر ﻣﯽ ﻛﻨﺪ، ﺑﺎ ﻫﺮﭼﻪ ﺿﺪﺧﺪاﻳﯽ اﺳﺖ، ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﻳﺪ.

او دوﺳﺘﺪار ﺣﻖ و دﺷﻤﻦ ﺑﺎﻃﻞ اﺳﺖ.

* لا تَجِدُ قَومًا یُؤمِنونَ بِاللهِ وَ الیَومِ الأخِرِ یُوادّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسولَهو

 

* قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ....

 

2 . ﺣﻀﺮت ﻋﻠﯽ (ع) در ﻳﮑﯽ از ﻣﺮاﺳﻢ ﺣﺞ، ﮐﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن از ﻧﻘﺎط ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﻣﮑﻪ آﻣﺪه ﺑﻮدﻧﺪ، از ﻃﺮف رﺳﻮل ﺧﺪا (ص) ﻣﺄﻣﻮرﻳﺖ ﻳﺎﻓﺖ اﻳﻦ ﺧﺒﺮ را ﺑﻪ ﻣﺮدم ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺪا و رﺳﻮﻟﺶ از ﻣﺸﺮﮐﻴﻦ ﺑﻴﺰارﻧﺪ و ﺑﻪ ﻣﺸﺮﮐﻴﻦ اﻋﻼم ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﻴﺪ و ﺧﻮد را از ﮔﻤﺮاﻫﯽ ﻧﺠﺎت دﻫﻴﺪ.

 مبارزه با دشمنان خدا

عاشقان ﺧﺪا ﭘﺮﭼﻤﺪار ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ زﺷﺘﯽ ﻫﺎ، ﺳﺘﻢ و ﺳﺘﻤﮕﺮان ﺑﻮده اﻧﺪ.

ﻫﻤﻪی ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان، از ﺣﻀﺮت ﻧﻮح (ع) و ﺣﻀﺮت اﺑﺮاﻫﻴﻢ (ع) ﺗﺎ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﺳﻼم (ﺻَﻠّﯽ اﻟﻠّﻪ  ﻋﻠﻴﻪ و آﻟﻪ) زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد را  در ﻣﺒﺎرزهی ﺑﺎ ﺳﺘﻢ و ﭘﻠﻴﺪی ﮔﺬراﻧﺪﻧﺪ و ﭘﺮﭼﻢ ﻣﺒﺎرزه را از ﻧﺴﻠﯽ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺑﻌﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻛﺮدﻧﺪ.

ﻧﻤﯽ ﺷﻮد ﻛﺴﯽ دوﺳﺘﺪار ﻓﻀﻴﻠﺖ ﻫﺎ و ﮐﺮاﻣﺖ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﺪ و در ﺟﻬﺎن زﺷﺘﯽ و ﻧﺎﻣﺮدﻣﯽ و ﺳﺘﻢ ﺑﺒﻴﻨﺪ و در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﻗﺮار و آرام ﺑﮕﻴﺮد.

از اﻳﻦ رو «ﺟﻬﺎد در راه ﺧﺪا» در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ی ﺗﻤﺎم ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان اﻟﻬﯽ ﺑﻮده و ﺑﻴﺶ ﺗﺮ آﻧﺎن درﺣﺎل ﻣﺒﺎرزه‌ی ﺑﺎ ﺳﺘﻤﮕﺮان ﺑﻪ ﺷﻬﺎدت رﺳﻴﺪه اﻧﺪ.

اﻣﺮوزه ﻧﻴﺰ وﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺣﻮادث ﺟﻬﺎن ﻣﯽ ﻧﮕﺮﻳﻢ، ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﮑﺒﺮان و ﺳﺘﻤﮕﺮان ﺑﺮای رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ و ﻟﺬاﻳﺬ دﻧﻴﺎﻳﯽ ﺧﻮد ﺣﻘﻮق ﻣﻠﺖ ﻫﺎ را زﻳﺮ ﭘﺎ ﻣﯽ ﮔﺬارﻧﺪ و ﺣﺘﯽ از داﺷﺘﻦ ﻳﮏ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﺮای زﻧﺪﮔﯽ ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻨﺪاﻧﻪ ﻣﺤﺮوم ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

رﻧﺞ و ﻣﺤﺮوﻣﻴﺖ ﻣﺮدم ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ ﻧﻤﻮﻧﻪ ی آﺷﮑﺎری از رﻓﺘﺎر ﻣﺴﺘﮑﺒﺮان اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺑﺎ ﻣﺒﺎرزه، ﺑﺮﻃﺮف ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

 

* قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ....

 
 

نتیجه‌ی کلی درس

دﻳﻨﺪاری ﺑﺎ دوﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺪا آﻏﺎز ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺑﺮاﺋﺖ و ﺑﻴﺰاری از ﺑﺎﻃﻞ و دﺷﻤﻨﺎن ﺧﺪا را ﺑﻪ دﻧﺒﺎل دارد. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ اﮔﺮ ﻛﺴﯽ ﺑﺨﻮاﻫﺪ ﻗﻠﺒﺶ را ﺧﺎﻧﻪ ی ﺧﺪا ﻛﻨﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻴﻄﺎن و اﻣﻮر ﺷﻴﻄﺎﻧﯽ را از آن بیرون ﻧﻤﺎید.

جمله‌ی «لا اِلهَ اِلَّا اللهُ» ﻛﻪ ﭘﺎﻳﻪ و اﺳﺎس ﺑﻨﺎی اﺳﻼم اﺳﺖ، ﻣﺮﻛّﺐ از ﻳﮏ ﻧﻔﯽ و ﻳﮏ اﺛﺒﺎت اﺳﺖ:

«ﻧﻪ» ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻏﻴﺮﺧﺪاﻳﯽ اﺳﺖ.(لا اِلهَ)

«ﺁﺭی» ﺑﻪ ﺧﺪای ﻳﮕﺎﻧﻪ.(اِلَّا اللهُ)

ﭘﺲ دﻳﻨﺪاری ﺑﺮ دو ﭘﺎﻳﻪ اﺳﺘﻮار اﺳﺖ:

ﺗﺒﺮّی (ﺑﻴﺰاری از ﺑﺎﻃﻞ) = (لا اِلهَ)

ﺗﻮﻟّﯽ (دوﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺪا) = (اِلَّا اللهُ)

و ﺑﻪ ﻣﻴﺰاﻧﯽ ﻛﻪ دوﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺪا ﻋﻤﻴﻖ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻔﺮت از ﺑﺎﻃﻞ ﻫﻢ ﻋﻤﻴﻖ ﺗﺮ اﺳﺖ.

اﻣﺎم ﺧﻤﻴﻨﯽ «رﺣﻤﺔ اﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ» در ﭘﻴﺎم ارزﺷﻤﻨﺪی، ﺑﻌﺪ از ﺗﺒﻴﻴﻦ دﻗﻴﻖ ﻣﺮزﻫﺎی دوﺳﺘﯽ و ﺑﻴﺰاری ﻣﯽﮔﻮﻳﺪ :

«ﻣﮕﺮ ﺗﺤﻘﻖ دﻳﺎﻧﺖ، ﺟﺰ اﻋﻼم ﻣﺤﺒﺖ و وﻓﺎداری ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺣﻖ و اﻇﻬﺎر ﺧﺸﻢ و ﺑﺮاﺋﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺎﻃﻞ اﺳﺖ؟ ﺣﺎﺷﺎ ﻛﻪ ﺧﻠﻮص ﻋﺸﻖ ﻣﻮﺣّﺪﻳﻦ ﺟﺰ ﺑﻪ ﻇﻬﻮر ﻛﺎﻣﻞ ﻧﻔﺮت از ﻣﺸﺮﻛﻴﻦ و ﻣﻨﺎﻓﻘﻴﻦ ﻣﻴﺴﺮّ ﺷﻮد.»

ﺑﺮﻣﺒﻨﺎی ﻫﻤﻴﻦ ﺗﺤﻠﻴﻞ، اﻳﺸﺎن ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن ﺟﻬﺎن ﺳﻔﺎرش ﻣﯽﻛﻨﻨﺪ:

«ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن، ﻓﻀﺎی ﺳﺮاﺳﺮ ﻋﺎﻟﻢ را از ﻣﺤﺒﺖ و ﻋﺸﻖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ذات ﺣﻖ و ﻧﻔﺮت و ﺑﻐﺾ ﻋﻤﻠﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ دﺷﻤﻨﺎن ﺧﺪا ﻟﺒﺮﻳﺰ ﻛﻨﻨﺪ

نکته : سخن امام خمینی (ره)، تأکید بر بیزاری از دشمنان خداوند(تبّری) دارد.

* لا اِلهَ اِلَّا اللهُ

* یُوادّونَ مَن حادَّ اللهَ

 

 ﺑﺮای ﺗﻘﻮﻳﺖ دوﺳﺘﯽ ﺧﻮد ﺑﺎ ﺧﺪاوﻧﺪ، از ﭼﻪ راه ﻫﺎﻳﯽ ﻣﯽ ﺗﻮان ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺖ؟

راه هایی که سبب شود معرفت ما نسبت به خداوند بیشتر شود؛ مانند:

1 . تفکر در آیات و نشانه‌های الهی

2 . خواندن مناجات و اشعاری که در وصف و ثنای خداوند است.

3 . گوش دادن به سخنرانی‌ها

4 . دیدن فیلم‌های مناسب و آموزنده

 ﺑﺮای ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺑﻴﺰاری از ﺑﺎﻃﻞ و ﺑﯽ ﺗﻔﺎوت ﻧﺒﻮدن در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎﻃﻞ ﺻﻔﺘﺎن ﭼﻪ ﻣﯽ ﺗﻮان ﮐﺮد؟

باید راه‌هایی مانند:

1 . شناخت مصداق‌ها و نمونه‌های باطل

2 . تحقیق پیرامون رفتار آنان

3 . بررسی عواقب و سرنوشت باطل پیشگان

4 . گوش دادن به سخرانی‌ها

5 . دیدن فیلم‌های مناسب

را در پیش بگیریم.

 چگونه ﻣﯽ ﺗﻮان درﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ در دوﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺪا و دﺷﻤﻨﯽ ﺑﺎ ﺑﺪی ﻫﺎ ﺻﺎدق ﻫﺴﺘﻴﻢ؟

دوستی با خداوند، آثار و تجلیلاتی دارد، که اگر این آثار و تجلیلات موجود باشد، شخص می‌تواند دریابد که در دوستی با خدا صادق است.

کسی می‌تواند بگوید با خدا دوست است که ببیند واقعاً دوستان خدا را هم دوست دارد نه کسانی که اهل فساد و گناه‌اند.

همچنین از دستورات خداوند پیروی می‌کند نه اینکه دست به گناه می‌زند و هر بار هم آنرا توجیه می‌کند.

و بالاخره با کسانی که دشمن خدا هستند، دشمنی قلبی و عملی دارد.

 
به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 5 | امتیاز: 5 از 5