«هستی بخش»


مقدمه

آیات

متن درس

اندیشه و تحقیق

 

در کتاب آسمانیِ هدایت، یعنی قرآن کریم، خداوند متعال «نور» آسمانها و زمین معرفی شده است. یعنی وجود خدا در همه ی موجودات و مخلوقات مشاهده می شود. یعنی به هر جزء از این دنیا نظر کنیم، خدا را در وراء آن می‌بینیم. و اینکه انسان در وراءِ هرچیز خدا را ببیند، را بهش می‌گویند «معرفت برتر».

اگر تشبیهی از رابطه خدا با جهان را بخواهیم مثال بزنیم، به تشبیه «منبع نور» با  «پرتوهای نوری» می رسیم.

که در این تشبیه، خداوند، «منبع نور» و موجودات، «پرتوهای نوری» می باشند.

همچنان که اگر در یک لحظه منبع نور، نور تولید نکند، دیگر پرتوهای نوری در کار نخواهند بود. اگر خدا یک لحظه از این جهان، نظرش را بردارد، دیگر موجودی باقی نخواهد ماند.

پس همه ی مخلوقات، از جمله انسان، هم در مرحله‌ی بوجود آمدن(پیدایش) و هم در مرحله‌ی ادامه‌ی زندگی(بقاء)، به خداوند نیازمندند.

پس اگر ما در فضایی تأمل برانگیز(فکرآور) بنشینیم و در این جهان پر از موجودات و مخلوقات گوناگون تأمل کنیم، و نگاهمان را از روی این پدیده ها(موجودات) عبور دهیم، این سؤال در ذهن ما به وجود میاد که :

«این موجودات هستی خود را وامدار چه کسی هستند؟»

سوره‌ی فاطر  – آیه 15

پیام اصلی

یا اَیُّهَا النّاس : ای مردم

اَنتُمُ الفُقَراءُ اِلَی الله : شما نیازمندان به خداوند هستید

وَ اللهُ هُوَ الغنِیُّ الحَمید : و قطعا، خداوند بی نیازِ ستوده است

نیاز در مرحله‌ی پیدایش(اَنتُمُ الفُقراءُ اِلَی الله)

 همه‌ی مخلوقات، از جمله انسان، در وجود و هستیِ خود نیازمند خدا هستند.(اَنتُمُ الفُقَراءُ اِلَی الله)(پیامِ شماره 1)

 تنها وجود بی‌نیاز خداست. او در هستیِ خود به دیگری محتاج نیست.(وَ اللهُ هُوَ الغنِیُّ الحَمید)(پیامِ شماره 2)

 چون وجودِ خداوند وابسته به چیزی نیست، کسی نمی‌تواند وجود او را بگیرد و نابودش کند. او در ذات خود غنی و بی‌نیاز است.(وَ اللهُ هُوَ الغنِیُّ الحَمید)(پیامِ شماره 4)

هیچ کس از خدا بی نیاز نیست.( اَیُّهَا النّاس)

غنی کامل و مطلق، تنها خداست.( وَ اللهُ هُوَ الغَنِیُّ الحَمید)

 
 

سوره‌ی فاطر  – آیات 16 و 17

پیام اصلی

اِن یَشَأ یُذهِبکُم : اگر بخواهد شما را می برد.

وَ یَأتِ بِخَلقٍ جَدید : و موجودات جدیدی می آورد(16)

نیاز در مرحله‌ی بقاء(اِن یَشَأ یُذهِبکُم)

وَ ما ذلِکَ عَلَی اللهِ بِعزیز : و این برای خدا کار دشواری نیست( که شما را ببرد و مخلوقات جدید بیاورد)(17)

 چون وجودِ مخلوقات وابسته به خداست، اوست که می‌تواند آن‌ها را ببرد و یا نگه دارد.(اِن یَشَأ یُذهِبکُم وَ یَأتِ بِخَلقٍ جَدید)(پیامِ شماره 3)

خداوند که خالق جهان است، حقیقتی شکست ناپذیر است که همه ی مخلوقات تسلیم او هستند.(وَ ما ذلِکَ عَلَی اللهِ بِعزیز)

تصور دشوار بودن : «اِن یَشَأ یُذهِبکُم وَ یَأتِ بِخَلقٍ جَدید» با «وَ ما ذلِکَ عَلَی اللهِ بِعزیز» رد می شود.

 
 

سوره‌ی نور  – آیه 35

پیام اصلی

اللهُ نورُ السَّماواتِ وَ الاَرض : خداوند نور آسمانها و زمین است.

خداوند، سرچشمه ی تمام هستی است.

همچنان که نور خودش روشن است و سبب روشن(دیده) شدن چیزهای دیگر هم می شود، خدا خود هست و سبب هستی بخشی به موجودات دیگر می شود.

هر مخلوق نشان دهنده‌ی خالقِ خود است.

ارتباط با احادیث :

امام علی(ع)ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله و بعده و معه»

امام علی(ع)الحمدلله المتجلی لخلقه بخلقه»

ارتباط با بیت :

دلی کز معرفت نور و صفا دید    به هرچیزی که دید اول خدا دید

 
 
 

نیازمندیِ جهان به خداوند

در پیدایش

الف - مقدمه‌ی اول

ب – مقدمه‌ی دوم

ج - نتیجه

در بقاء

 
 

نیازمندی جهان به خداوند در مرحلۀ پیدایش

درک فطریِ خداوند

هر انسان با تمام وجود حضور خدا را درک می کند(سرشت خدا آشنا)، به همین سبب در سختی ها و مشکلات به او پناه می بریم و از او کمک می طلبیم.

با این وجود که ماحضور خدا را درک می کنیم،قرآن کریم مارا به «معرفت عمیق تر» در درک حضور خدا دعوت می کند. و راه های متفاوتی را در به دست آوردن این معرفت عمیق به ما نشان می دهد.

یکی از راه های درک حضور خدا، استدلال نیازمندی جهان در پیدایش خود به خداست.(به صورت زیر)

مقدمه‎‌ی اول

هر گاه به خود نظر می کنیم، در می یابیم که : پدیده ای هستیم که وجود و هستی ما از خود ما نیست.(تثبیتِ پدیده بودن)

اشیاء پیرامون ما نیز پدیده اند؛ حیوانات، گیاهان، جمادات، زمین، ستاره ها و کهکشان ها پدیده هایی هستند که وجودشان از خودشان نیست.

پدیده، یعنی یک موجود یک زمانی نبوده و سپس پدید آمده است.

پس انسانها و تمام موجودات جهان، پدیده هایی هستند که در وجود به خودشان متکی نیستند(ممکن الوجود)

نتیجۀ مقدمۀ اول : پدیده بودن جهان و عدم اتکاء آن به خود

مقدمه‌ی دوم

همانطوری که هرچیزی خودش شیرین نباشد(کلوچه)، برای شیرین شدن نیازمند به چیز دیگری است که خودش شیرین باشد(شِکَر)؛ پس هر موجودی که وجودش از خودش نباشد، برای موجود شدن نیازمند دیگری است.

ذات نایافته از هستی بخش     کی تواند که شود هستی بخش(ارتباط با آیه: انتم الفقراء)

در واقع یک موجود زمانی می تواند برای «موجود شدن» به دیگری نیاز نداشته باشد که : نیستی در او راه نداشته باشد؛ یعنی ذات و حقیقتش مساوی با «موجود بودن» باشد.

حالا اگر چنین کسی باشه که نیستی در اون راه نداشته باشد، چنین چیزی دیگر پدیده نیست و نیاز به پدیدآورنده هم ندارد، و خودش همواره هست.

خلاصۀ مقدمۀ دوم : نیازمندی مخلوقات در پیدایش به غیر

نتیجه

ما و مجموعه پدیده های جهان، در پدید آمدن و هستی یافتن، به آفریننده ای نیازمندیم که:

1 . سرچشمه ی هستی است

2 . هستی از او جدا نمی شود

این وجود برتر و متعالی خداوند است.

 

تذکر : در حل تست ها، دقت کنید که مقدمۀ اول و دوم مربوط به مرحله‌ی پیدایش است.

 

نیاز جهان به خداوند در مرحلۀ بقاء

 نیازمندی موجودات به خداوند، منحصر به مرحله پیدایش نمی شود؛ بلکه در مرحله‌ی بقاء یا همان ادامه‌ی زندگی نیز به خداوند نیازمندند.

در مصنوعاتی که به دست انسان ساخته می شود، بین صانع(سازنده) و مصنوع(محصول تولید شده) رابطه چندانی وجود ندارد؛ یعنی یک مصنوع برای ادامه‌ی زندگی نیاز چندانی به صانع ندارد؛ مثلاً یک معمار(صانع) خانه‌ای را می سازد، این خانه بدون هیچ ارتباطی با معمار حتی پس از مرگ معمار تا سالیان طولانی باقی می ماند.

به همین جهت ممکن است برخی گمان کنند که همیشه یک معلول، در بقای خود نیازی به علت ندارد(باور نادرست)؛ اما اگر خوب توجه کنیم درمی یابیم که معمار علت اصلی ساختمان نیست و به ساختمان وجود نبخشیده است. بلکه وظیفة او فقط جابه جایی اجزاء و قراردادن آنها در جای خود بوده است.

اما رابطه‌ی خدا با مخلوقات اینگونه نیست؛ بلکه به این صورت می باشد :

 هستی موجودات به خدا وابسته است.درواقع رابطه‌ی وجود ما با وجود خدا مانند رابطه‌ی «پرتوهای نوری» با «منبع» آن است. و همانطور که اگر خورشید نور افشانی نکند، دیگر پرتو نوری نیست، اگر خداوند نیز هستی بخشی نکند، دیگر موجودی در جهان باقی نخواهد ماند.(یعنی قطع رابطه بین نور و منبع نور نا ممکن است)

از این رو خدا «غنی» خوانده شده است و انسان و سایر مخلوقات «فقیر» و نیازمند به او؛ و این نسبت هیچگاه تغییر نمی کند. هرچه انسان کمالاتی نظیر علم و قدرت کسب کند، بازهم نسبت به خداوند فقیر است، زیرا خود و همه‌ی آنچه بدست آورده، از خدا سرچشمه می گیرد.

در واقع انسان ها هرقدر به معنای حقیقی کامل تر شوند(علت)، فقر و نیازمندی خود به خداوند را بهتر درک  می کنند(معلول)، و بندگی و عبودیتشان در پیشگاه خداوند قوی تر و بیشتر می شود.

نکته : فقر و نیازمندی نسبت به خداوند، مولودِ کمال حقیقی هستند.

به همین جهت پیامبران، امامان و اولیای الهی بیش از دیگران با پروردگار جهان راز و نیاز می کنند و از او کمک می خواهند و در مشکلات به او پناه می برند.

مقایسه

رابطه‌ی جهان با خدا را با رابطه ساعت و سازنده‌ی آن مقایسه کنید، و شباهت‌ها و تفاوت‌های آنها را بنویسید.

 ساعت ساز هستی بخش اجزاء ساعت نیست، بلکه فقط نظم دهنده ی اجزاء است. اما خداوند هم هستی بخش است و هم نظم دهنده.

 ساعت از ساعت ساز جدا ولی جهان از خدا جدا نیست.

 ساعت در مرحلة بقاء رابطه‌ی چندانی با ساعت ساز ندارد، اما جهان هستی نمی تواند بدون خدا بقاء داشته باشد.

 
 

خداوند، نورِ هستی

خداوند در قرآن کریم، خودش را نور آسمانها و زمین معرفی می کند.

«اللهُ نورُ السَّماواتِ وَ الاَرض»

نور بودن خدا به چه معناست؟

جواب : نور آن چیزی است که خودش پیدا و آشکار است(ظاهر بالذات) و سبب پیدایی و آشکار شدن چیزهای دیگر هم می شود(مظهر بالغیب)

پس خداوند نیز، هم خودش هست و هم به موجودات دیگر هستی می بخشد.

  مانند نور یک چراغ در اتاق، هم خودش روشن است و هم سبب روشن و آشکار شدن اشیای داخل اتاق می شود.

نور بودن خداوند بسیار برتر و بالاتر است.

او نور هستی است، یعنی تمام موجودات، وجود خود را از او می گیرند و به سبب او پیدا و آشکار می شوند و وجودشان به وجود او وابسته است.

نتیجه :

هر چیزی در این جهان، بیانگر وجود خالق و آیه ای از آیات الهی محسوب می شود.

 
 

ارتباط

 «اللهُ نورُ السَّماواتِ وَ الاَرض» : خداوند نور آسمانها و زمین است.

 حدیث از امیر مؤمنان علی (ع) :

«الحَمدُلِلهِ المُتَجَلّی لِخَلقِه‌ی بِخَلقِه‌ی» : سپاس خدای را که با آفرینش موجودات برای آفریدگان تجلی کرد.

 حدیث از امیر مؤمنان علی (ع) :

«ما رَاَیتُ شَیئًا اِلّا وَ رَاَیتُ اللهَ قَبلَهُ وَ بَعدَهُ وَ مَعَهُ» : هیچ چیزی را ندیدم مگر اینکه خدا را قبل از آن، بعد از آن و با آن مشاهده کردم.

 بیت :

دلی کز معرفت نور و صفا دید          به هر چیزی که دید اوّل خدا دید

 دو بیت شعر از باباطاهر :

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم            به دریا بنگرم دریا تو بینم

به هرجا بنگرم کوه و در و دشت       نشان از قامت رعنا تو بینم.

 آیه‌ی : «وَ مِن آیاتِهِ اَن تَقومَ السَّماءُ وَ الاَرضُ بِاَمرِهِ ثُمَ اِذا دَعاکُم دَعوَةً مِن الاَرضِ اِذا اَنتُم تَخرُجون» : و از نشانه های الهی آن است که آسمانها و زمین به فرمان او برپاست؛ پس هرگاه شما را از زمین فراخواند، ناگهان (از قبر)بیرون می آیید(و در صحنه‌ی قیامت حاضر می شوید)

همه‌ی موارد موجود در این جدول، با همدیگر مرتبط هستند.

و هر یک از این 6 مورد بالا، پیامهای زیر را شامل می شود :

1 . معرفت برتر

2 . هرچیزی در این جهان، بیانگر وجود خالق و آیه ای از آیات الهی محسوب می شود.

3 . آیت و نشانه بودن همة مخلوقات

4 . مشهود بودن خدا در همه‌ی موجودات

 

«معرفت برتر»

این که انسان درپشت پردة ظاهر و در وراء هر چیزی، خدا را ببیند، معرفتی برتر و عمیق است که در قدم نخست مشکل به نظر می آید.

اما هدفی امکان پذیر و قابل دسترسی است، به خصوص برای جوانان؛ زیرا بستر اصلی حرکت به سوی این هدف، پاکی و صفای قلب است که در اغلب جوانان و نوجوانان وجود دارد. کافی است قدم به پیش گذاریم و با عزم تصمیم به راه افتیم. به یقین خداوند نیز کمک خواهد کرد و لذت این معرفت را به ما خواهد چشاند.

 

چرا نمی توانیم به ذات خدا پی ببریم؟ و بدانیم که او چیست و چگونه است؟

پاسخ این است که :

موضوعاتی که انسان می خواهد درباره آنها تحقیق کند و به تفکر بپردازد، دو دسته اند:

 برخی از آنها در دایره‌ی شناخت ما قرار می گیرند، مانند : گیاهان، حیوانات، ستارگان، بهشت و جهنم که خصوصیات و «چیستی» هرکدام را می توانیم از راه و روش ویژه‌ی هر کدام بشناسیم و بدانیم که آنها چگونه وجودی دارند.

اینها همه موجودات محدودی هستند که ذهن ما می تواند بر آنها احاطه پیدا کند و چگونگی‌شان را دریابد. در حقیقت ذهن ما گنجایش فهم «چیستی» آنها را دارد. اینها همه امورِ محدودی هستند.

 برخی دیگر از آنها فراتر از توانایی دستگاه اندیشه‌ی ما هستند و ذهن ما نمی تواند بر آنها احاطه پیدا کند. زیرا لازمه‌ی شناخت هر چیزی احاطه و دسترسی کامل به آنهاست.

مثلاً : ما هر عدد یا خطی تصور کنیم، محدود است. خط و عدد نامحدود را نمی توانیم تصور کنیم.

خداوند نیز حقیقتی نامحدود دارد و چون نامحدود است، در ظرف ذهن ما نمی گنجد و ذهن به حقیقت خداوند احاطه پیدا نمی کند.

از این رو نمی توانیم بگوییم که چیست. هر چیستی که برای او فرض کنیم، او را در حد تصورات ذهنی خود پایین آورده و محدود کرده ایم.

از این جهت است که پیامبر اکرم فرموده است :

لا تفکروا فی ذات الله : در ذات و چیستی خداوند فکر نکنید

تفکروا فی آلاء الله : در نعمت های خداوند تفکر کنید

البته دین اسلام ما را به تفکر در صفات الهی تشویق کرده است، چون شناخت صفات و ویژگی های خداوند، از راه شناخت مخلوقاتش تا حدودی امکان پذیر است.

 

 نکته : دقت کنید که؛

در : چیستی = ذات = ماهیت نباید تفکر کنیم، چون غیر ممکن است.

اما

در : صفات = وجود = هستی می توانیم تفکر کنیم، چون ممکن و دست یافتنی است.

 
 

 در آیه 25 سوره ی روم تفکر کنید و ببینید که چه چیزی را آیه و نشانه ی خدا معرفی کرده است.

سوره‌ی روم  – آیه 25

پیام اصلی

وَ مِن آیاتِهِ : و از نشانه های او این است که

اَن تَقومَ السَّماءُ وَ الاَرضُ بِاَمرِهِ : که آسمانها و زمین به فرمان او برپاست

ثُمَ اِذا دَعاکُم دَعوَةً مِن الاَرضِ : پس هرگاه شمارا از زمین فراخواند

اِذا اَنتُم تَخرُجون : ناگهان (از قبر) بیرون می آیید (و در صحنه‌ی قیامت حاضر می شوید)

در این آیه :

1 .  برپایی آسمان و زمین (تَقومَ السَّماءُ وَ الاَرضُ بِاَمرِهِ)

2 . معاد جسمانی (تَخرُجون)

از نشانه های خدا معرفی شده اند.

ایمان به مبدأ، مقدمه‌ی ایمان به معاد است، کسی که نظام هستی را برپا کرد، شما را نیز پس از مرگ زنده می‌کند.(تَقومَ السَّماءُ.... اِذا اَنتُم تَخرُجون)

 
 

 به آیات 22 و 23 سوره‌ی یونس مراجعه کنید و بر اساس آن آیات، به سؤال های زیر پاسخ دهید.

سوره‌ی یونس  – آیات 22 و 23

پیام اصلی

هُوَ اَلَّذی یُسَیِّرُکُم فِی البَرِّ وَ البَحرِ حَتّی اِذا کُنتُم فِی الفُلک : او(خداوند) کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می دهد، تا آنگاه که در کشتی باشید

وَ جَرَینَ بِهِم بِریحٍ طَیِّبَةً وَ فَرِحوا بِها جاءَتها ریحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ المَوجُ مِن کُلِّ مَکان : و بادی موافق، کشتی ها را به جریان درآورد و بدین وسیله خوشحال شوند، ناگهان تندبادی می آید و موج از هر سو سراغشان می آید

وَ ظَنّوا اَنَّهُم اُحیطَ بِهِم دَعَوُا اللهَ مُخلِصینَ لَهُ الدّین : وگمان برند که در محاصره‌ی بلا  گرفتارند، (در این هنگام) خداوند را با اخلاص عقیده می خوانند(و می گویند)

لَئِن اَنجَیتَنا مِن هذِه لَنکونَنِّ مِنَ الشّاکِرین : اگر مارا از این خطر نجات دهی، قطعاً از شاکرین خواهیم بود.(22)

بروز فطرت خدا آشنای انسان در سختی ها و مشکلات

لَمّا اَنجاهُم اِذا هُم یَبغونَ فِی الارضِ بِغَیرِ الحَقِّ : پس چون خدا نجاتشان داد، در آن هنگام در زمین به ناحق سرکشی می‌کنند.

یا ایُّهَا النّاسُ اِنَّما بَغیُکُم عَلی اَنفُسِکُم : ای مردم همانا سرکشی شما تنها به زیان خودتان است.

مَتاعَ الحَیاةِ الدُّنیا ثُمَّ اِلَینا مَرجِعُکُم : کامیابی زندگی دنیا چند روزی بیش نیست(چند روزی بیش نیست)، سپس بازگشت شما به سوی ماست

فَنُنَبِّئُکُم بِما کُنتُم تَعمَلون : که شما را به عملکردتان آگاه خواهیم ساخت(و کیفر ستم هایتان را خواهیم داد)(23)

انسانها هر چقدر در علم پیشرفت کنند، از گزند حوادث طبیعی در امان نیستند.( جاءَتها ریحٌ عاصِفٌ)

کسانی که در رفاه هستند نباید فکر کنند که این رفاه آنها همیشگی است.(فَرِحوا بِها.... اُحیطَ بِهِم)

ایمان و اخلاص باید دائمی باشد، نه موسمی و به هنگام احساس خطر(اُحیطَ بِهِم دَعَوُا اللهَ مُخلِصین)

ظلم به مردم، ظلم به خویش است، چون همه از یکدیگریم(بَغیُکُم عَلی اَنفُسِکُم)

ریشه ی ظلم ها دنیا طلبی انسان است(مَتاعَ الحَیاةِ الدُّنیا)

 

الف) برخی انسانها در چه لحظاتی بیشتر به یاد خدا می افتند؟

در لحظات سخت و مشکلات که توانایی حل آن مشکل را ندارند به یاد خدا می افتند.

ب) توجه به خدا در چنین لحظاتی گویای چیست؟

گویای فطرت خدا آشنای انسان است و نیز کسی جز خداوند توانایی رفع این مشکلات را ندارد.

 

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 6 | امتیاز: 5 از 5