فهرست

  1. گروه و انواع آن              
    1. گروه اسمی 
    2. گروه فعلی 
    3. گروه قیدی 
  2. ساختمان فعل 
  3. بررسی گروه فعلی 
  4. روش مجهول کردن فعل معلوم 
  5. وابسته های پیشین
  6. وابسته های پسین
  7. وابسته های وابسته
  8. نقش های تبعی 

 

فصل چهارم  :   گروه و انواع آن 

 

گروه  :  مجموعه ای از یک یا چند واژه است که در ساختار یک جمله به کار می رود .  هر گروه از یک هسته تشکیل شده که می تواند یک یا چند وابسته نیز داشته باشد .

 آمدن این وابسته ها در گروه الزامی نیست .  گروه می تواند تنها یک واژه داسته باشد.

به طور کلی سه نوع گروه وجود دارد  :   

 الف ) گروه اسمی  :  هسته ی این نوع گروه اسم است . گروه اسمی یکی از این 5 نقش را در جمله دارد .  یا در جمله نهاد است ، یا مفعول ، یا مسند ، یا متمم فعل 

 و یا در نقش منادا ( بعد از اسم ندا ) ظاهر می شود .  

آکادمی کنکور - مثال>> آن برج بلند و مرتفع   >>  در این گروه هسته برج است که اسم می باشد .

 ب )   گروه فعلی  :   هسته ی این نوع گروه بن فعل است . بن های فعل رو که یادتون هست؟!    

آکادمی کنکور - مثال>>  گفته بودند   >>  در این گروه فعلی ، گفت بن فعل و البته هسته است .

 ج  )  گروه قیدی  :   هسته ی این نوع گروه  هم اسم می تواند باشد و هم قید  .   قیدها و گروه قیدی ، همانطور که می دانید برای توضیح بیشتر در جمله می آیند و حذف کردنشان مشکلی در جمله ایجاد نمی کند (  راه تشخیص قید و گروه قیدی نیز همین است  . اگر در قید بودن گروهی شک کردین ، آنرا حذف کنید ، اگر جمله همچنان با

معنی بود ، مطمئن باشید  که قید است .

  آکادمی کنکور - مثال>> به دقت آنرا بررسی کردند  >> در این جمله (( به دقت ))  قید است و با حذف کردنش ، جمله همچنان با معنی است .   


      در این مقال ، ما گروه فعلی و اسمی را بررسی می کنیم :

 بیاید ابتدا با ساختمان فعل بیشتر آشنا بشیم! 

 ساختمان فعل :  فعل از جهت اجزای تشکیل دهنده ی اون سه نوع است ، ساده ، پیشوندی و مرکب  .   به ترتیب اونها رو بررسی می کنیم :

 1 ) فعل ساده :  فعلی است که بن مضارع آن ، تنها یک تکواژ دارد . مثل رفت ، گفت و ... 

 2 ) فعل پیشوندی :  گاهی اوقات قبل از فعل ساده ، تکواژهایی مثل ( در ، بر ، باز ، فرا  و ... ) می آیند . این پیشوندها گاهی با اضافه شدن

 به فعل ساده معنای جدیدی ایجاد می کنند و گاهی هم نَه! 

  >> شمردن >> (( تکواژ بر را به آن اضافه می کنیم )) >> برشمردن >> معنا تغییری نکرده است!

   >> افتادن >> (( تکواژ بر را به آن اضافه می کنیم )) >> برافتادن >> معنای جدیدی به وجود آمده! 

 3 ) فعل مرکب :  اگر به فعل ساده یا پیشوندی ، یک یا چند تکواژ آزاد اضافه شود ، فعل مرکب به وجود می آید . 

   >> امروز تصادف ناگواری در خیابان رخ داد >> در این جمله ، رخ داد فعل مرکب است . 


  نکته مهم 

 دقت کنید که فعل ساده را با فعل مرکب اشتباه نگیرید! البته نگرانی نداره! راه حلش ساده است! فقط خوب توجه کنید :

 اگر کلمه ی همراه با فعل ، با پذیرفتن اجزائی ( مثل نشانه ی جمع ، ی نکره  و ... ) گسترش پیدا کرد ( یعنی معنی بده و نقشی در جمله بپذیره ) اون فعل مرکب نیست

 و باید اون رو یک فعل ساده به حساب آورد .  

  >> دوستم در مورد کار با من حرف زد >>   می خواهیم بدانیم که فعل (( حرف زد )) ساده است یا مرکب؟!

 خب برای این کار ، به کلمه ی همراه فعل ( حرف ) جزئی رو اضافه می کنیم ( ها ، ی نکره ، صفت ، مضاف : همه ی این اجزا رو امتحان کنید! ) 

 >> حرف ها زد یا حرفی زد >> می بینید که معنی میده و البته مفعول جمله هم هست!  >> فعل ساده است !  به همین راحتی!!

  نکته مهم 

 فقط توجه داشته باشید که کلمه ی قبل از فعل ( در همین مثال قبل کلمه ی حرف ) اسم است یا صفت ؟  صفت ها با اجزای دیگری ( تر و ترین ) گسترش پیدا می کنند! 

  >> سیم برق برای ریسه ی چراغانی کوتاه شد!  >>  برای مشخص شدن ساده یا مرکب بودن فعل ، به کلمه ی همراه آن  ، اجزای گفته شده را اضافه می کنیم :

 >> کوتاه ها شد! ، کوتاهی شد! و ... ( هیچکدام قابل قبول نیست! ) >> پس باید نتیجه گرفت فعل مرکب است!   اما دست نگه دارید!!  کلمه ی همراه فعل ما

 اصلاٌ اسم نیست! و صفت است >> باید اجزای مربوط به خودش را به آن اضافه کرد ( تر یا ترین ) >> کوتاه تر شد >> قابل قبول است >> پس فعل ساده است !


در ادامه گروه فعلی را مرور می کنیم : 

 گروه فعلی :  گفتیم که گروه فعلی از یک بن فعل ( هسته ) و شناسه تشکیل می شود .  در ادامه ویژگی های فعل

  ( شخص ، زمان ، گذر ، وجه ، معلوم و مجهول ) را بررسی می کنیم

 ( البته زمان فعل رو اگه یادتون باشه در فصل های قبلی در یک جدول آوردیم و مفصل در موردش صحبت کردیم! )

 1 ) شخص :  ما دو نوع نهاد داریم . نهاد جدا و نهاد پیوسته که این نهاد پیوسته همان شناسه ی فعل است که با هم در مفرد یا جمع بودن مطابقت می کنند . یعنی با فعل مفرد ، نهاد

 مفرد می آید و با فعل جمع ، نهاد جمع .  

     >> زن امروزی ، هم پای مردان تلاش و فعالیت می کند . >> در این جمله نهاد و فعل ، هر دو مفرد هستند .

      >> زنان امروزی ، هم پای مردان تلاش و فعالیت می کنند . >> در این عبارت اما ، نهاد و فعل هر دو جمع می باشند . 

 خیلی نمی خوام سرتون رو درد بیارم! مطمئنم باقی ریزه کاریها در مورد شخص فعل در ضمیر ناخودآگاهتون هست و نیازی به توضیح و تفسیر بیشتر نیست!  

ناسلامتی همه ی ما فارسی زبان هستیم!  اینکه مثلاٌ اگر نهاد ( اسم غیرجاندار ) باشه ، فعل می تونه هم مفرد باشه و هم جمع  و یا اینکه برای بعضی از نهادها ( اسم جاندار )

برای احترام ، فعل هم می تونه مفرد باشه و هم جمع >> مانند این عبارت >> امام فرمود  >>  امام فرمودند و ... 

 2 ) گذر و ناگذر : فعل ها از لحاظ نیاز به اجزا دو دسته اند . فعل ناگذر و فعل گذرا 

 الف ) فعل ناگذر : فعلی است که برای کامل شدن معنا ، تنها به نهاد ( فاعل ) نیاز دارد و می توان باقی اجزای جمله را نادیده گرفت 

  >> دوستم با دوچرخه از محل کار خود به خانه رفت  >> در این جمله فعل رفت تنها با نهاد ( دوستم ) معنای کاملی دارد و باقی اجزای جمله را می توان حذف کرد .

 این جمله را می توان به این صورت نوشت >> دوستم رفت >> ( جمله دو جزئی است ) 

 ب ) فعل گذرا :  فعلی است که برخلاف ناگذر ، برای کامل شدن معنا نیاز به یکی از اجزای جمله ( مفعول ، متمم ، مسند و ... ) دارد . 

  >> باغبان ها میوه ی پرتغال را در پاییز می چینند . >> این جمله چهار جزئی گذرا به مفعول و متمم است ( فعل می چینند ) تنها با نهاد ( باغبان ها ) معنی کاملی ندارد 

  و به مفعول و متمم نیاز دارد . 

  برخی از فعل های ناگذر را می توان با اضافه کردن تکواژ (( ان )) گذرا کرد . (( ان )) در واقع تکواژ گذرا ساز است . 

 روش گذرا کردن فعل های ناگذر = بن مضارع + ان + د / ید              به جدول زیر توجه کنید :

   

بن مضارع ناگذر بن مضارع گذرا شده بن ماضی گذرا شده
پوس ( از مصدر پوسیدن )  پوس + ان  پوس + ان + د / ید
 پیچ ( از مصدر پیچیدن )  پیچ + ان   پیچ + ان + د / ید 

 


  نکات مهم

  1 ) اگر تکواژ (( ان )) به فعل های گذرا به متمم اضافه شود ، اونها رو به  فعل گذرا به مفعول و متمم تبدیل می کند  : 

  >> روییدن ( از ) >> (( تکواژ ...ان ... را اضافه می کنیم )) >> رویاندن ( را ، از )  می بینید که گذرا به مفعول نیز شد!

  2 ) اگر تکواژ (( ان )) به فعل های گذرا به مفعول اضافه شود ، اونها رو به فعل های گذرا به متمم و مفعول می کند : 

  >> خوردن ( را ) >> (( تکواژ ...ان... را اضافه می کنیم )) >> خوراندن ( از ، را )  می بینید که گذرا به متمم نیز شد! 


 3 ) معلوم و مجهول :  فعل معلوم ، فعلی است که فاعلش مشخص است . 

  >> مادر ، دلسوز فرزند خویش است  ( کننده ( فاعل ) این جمله مادر است ) 

  فعل مجهول ، فعلی است که در جمله فاعل نداشته باشد . 

  >> خانه ساخته شد   ( همونطور که می بینید کننده ( فاعل ) جمله مجهول است ) >> چه کسی خانه را ساخت؟  خدا می داند!!

  روش مجهول کردن فعل معلوم

 قبل از هر چیز باید مطمئن شویم که اون فعل مفعول می پذیرد . چون تنها فعل هایی مجهول می شوند که گذرا به مفعول باشند .

 چرا؟! ( چون مفعول جمله ی معلوم ، نهاد جمله ی مجهول است!     در ادامه با ذکر یک مثال روش مجهول کردن رو با هم بررسی می کنیم :

   >> من خوشبختی را در نگاه او دیدم >>  فعل دیدم ، فعلی است که شرایط مجهول شدن را دارد . چرا؟! ( چون گذرا به مفعول است و مفعولش خوشبختی است! ) 

 ابتدا فعل را به مصدرش تبدیل می کنیم >> دیدن >> حالا به جای (( ن )) ، (( ه )) به آخر مصدر اضافه می کنیم >> دیده >> حالا با توجه به شخص و زمان فعل در جمله ،

 ( در این جمله ، فعل دیدم ، اول شخص مفرد ماضی است )  فعل شدن را در همان شخص و زمان به (( دیده )) اضافه می کنیم >> دیده شدم 

 حالا بیاین کل جمله رو مجهول کنیم : >> خوشبختی در نگاه او دیده شد  >> همونطور که می بینید ، مفعول جمله ی معلوم حالا در نقش نهاد جمله ی

 مجهول اومده و  فعل جمله ی مجهول هم همواره سوم شخص مفرده!

 4 ) وجه فعل :  وجه ، شکل انجام گرفتن فعل است و سه حالت دارد :

 الف ) حالت اخباری :  در این حالت ، انجام دادن یا ندادن فعل با اطمینان بیان می شود . 

  >> من امروز برای دیدن فیلم به سینما می روم >> در این جمله ، فعل می رود حالت اخباری دارد . 

 ب ) حالت التزامی :  حالتی است که احتمال انجام گرفتن فعل ، پنجاه پنچاه است! یعنی ممکن است انجام بشود یا نشود! 

  >> شاید در کنکور رتبه ی زیر صد بیاورم!  >> شاید هم نیاورم! >> همانطور که می بینید فعل التزام دارد! 

 ج ) حالت امری :  در این حالت ، همانطوری که از اسمش پیداست ، امر و دستور به انجام دادن کار یا عملی دارد . 

  >> برای موفقیت در کنکور باید تلاش بکنیم >> فعل بکنیم در این مثال ، دستوری است و امر به انجام عملی دارد . 


   حالا بریم سراغ  گروه اسمی : 

  همانطور که گفتیم وجود وابسته ها در گروه ( گروه اسمی ) اختیاری است .  وابسته ها از نظر جای قرار گرفتن در گروه اسمی ، 2 دسته اند  :

  1 )   وابسته های پیشین  :  

 قبل از هسته می آیند  و مهمترین آنها عبارتند از  :

الف )  صفت های اشاره   (  مثل این  ، آن  ، همین  ، همان  ، این چنین  ، آن چنان  و ...  )

 ب ) صفت پرسشی  ( مثل  چه؟   کدام؟   چند؟ و ... )

 ج )  صفت تعجبی  (  مثل   چه!  عجب! و ... )

  د )  صفت مبهم  (  مثل    هر  ،  هیچ  ،  همه  ، بسیاری   و ... )

  ه ) صفت شمارشی اصلی  ( مانند یک ، دو ، سه  و ... )  و  صفت شمارشی ترتیبی نوع اول  (  عدد + مین  >>  دومین  ،  سومین  و ... )

  و )  صفت عالی  (  صفت  + ترین  >> مانند بهترین  ،  بدترین  و ... )

  ی ) شاخص  :  همان عناوین و القاب اشخاص است  (  مانند آقا  ، استاد  ،  مهندس  ، دکتر  و ... )

   همونطور که می بینید تمام وابسته های پیشین به جز شاخص  صفت هستند .


آکادمی کنکور - نکته کنکوری نکات مهم  

1 )  در گروه اسمی ، به طور معمول اولین کلمه ای که کسره گرفته هسته است ، مگر اینکه شاخص یا بدل باشد که در اینصورت اوضاع فرق می کند!!

2 )   تمامی وابسته هایی که مرور کردیم در صورتی وابسته ی پیشین به حساب می آیند که همراه هسته بیایند و توضیحی درباره ی اون باشند. در واقع باید بعد از اونها اسمی بیاید و همگی به صورت یک مجموعه ی واحد خوانده شوند .  مثال : آن مرد را دیدم که می رود >>  در این مثال ، (( آن ))وابسته ی پیشین است که قبل از هسته ( مرد ) آمده است  .  حال به این مثال توجه کنید  .  

آکادمی کنکور - مثال آن را دیدم که می رود  >>  در اینجا آن ، ضمیر اشاره است ، چون بعد از آن اسمی نیامده!

3 )  در وابسته های پیشین ، صفت عالی در صورتی که کسره بگیرد ، خود ، هسته به حساب می آید .  

آکادمی کنکور - مثال:  خوشبوترین گُل  >> در این عبارت

خوشبوترین وابسته ی پیشین هسته ( گُل ) می باشد . حال به این عبارت توجه کنید :   خوشبوترین   ِ گُل ها  >> در اینجا خوشبوترین

کسره گرفته و خود هسته می باشد و گُل ها وابسته ی پسین آن است ( در نقش مضاف الیه ). 

4 )  در مورد شاخص نیز همینطور است . یعنی اگر شاخص نیز در عبارت کسره بپذیرد ، هسته به حساب می آید .

آکادمی کنکور - مثال:  استاد مرادی مرد آرامی است >> در این جمله استاد شاخص است و  وابسته ی پیشین محسوب می شود  ،  اما در

عبارت  :  استاد   ِ درس ما مرد آرامی است  >> کلمه ی استاد با توجه به اینکه کسره گرفته ، خود هسته است . 


2 ) وابسته های پسین :  

 پس از هسته می آیند و مهمترین آنها عبارتند از  : 

الف )   (( ی )) نشانه ی نکره  >>  مثال >>  مردی را دیدم  >> در این جمله (( ی )) نشانه ی نکره است ، بعد از مرد آمده ( هسته ) و  وابسته ی  پسین به حساب می آید .

ب )  نشانه های جمع ( ان ، ها  و ... ) 

ج )   صفت شمارشی ترتیبی نوع دوم  (  عدد +  ُم )  >>  دوم  ، صدم  و  ... 

د )  مضاف الیه  :  اسمی است که به کمک کسره ( نقش نمای اضافه ) وابسته ی اسم دیگری ( مضاف ) می شود . 

 آکادمی کنکور - مثال:  کتاب    ِ گلستان  >>  گلستان در این عبارت مضاف الیه است که بعد از کسره آمده  .    فقط دقت داشته باشید که متمم را با مضاف الیه  اشتباه نگیرید!  مثلاٌ در عبارت :  درمورد    ِ این غذا  >>  (( این غذا )) متمم است ، نه مضاف الیه >> کلمه ی قبل از کسره حرف اضافه است . 

حروفی مثل (( برای  ِ ، درمورد   ِ ، مانند   ِ و ... )) حروف اضافه هستند و کلمات بعد از اینها در جمله متمم شمرده می شوند . 

  ه ) صفت بیانی :  صفتی است که بعد از اسم می آید و یکی از ویژگی های آن را بیان می کند .  صفت های ساده ،

    صفت های برتر ، صفات فاعلی ، مفعولی و نسبی همگی صفت بیانی هستند .   مثال  :  زن زیبا  >> زیبا در این عبارت صفت ساده است .


وابسته های وابسته 

دیدیم که گروه اسمی از هسته و  وابسته ( وجود وابسته البته اختیاری است! ) تشکیل می شود .   بعضی از این وابسته ها 

 در صورت لزوم می توانند خود وابسته ای داشته باشند که به آن وابسته ی وابسته می گویند . 

این وابسته ی وابسته ها!  عبارتند از  :

1 )  ممیز  :  از ممیز برای شمارش تعداد یا اندازه و  وزن موصوف میان عدد و اسم استفاده می شود که وابسته ی عدد است.

آکادمی کنکور - مثال>>  دو تخته فرش ابریشم ( تخته ممیز است و  وابسته ی دو! ) 

مهمترین ممیزها  اینها هستند :                  

 

انواع ممیزها

ممیز
مورد استفاده
مثال
  تُن ، کیلو ، گرم و ... برای  وزن  یک کیلو ، دو تُن ، دویست گرم 

فرسنگ ، کیلومتر ، متر ،   سانتی متر و ...

برای  طول و مسافت

              ده فرسنگ ، صد کیلومتر ،                بیست سانتی متر

دست برای تعداد مشخصی البسه ، مبلمان  ، ظروف و ...   دو دست لباس ، یک دست مبلمان
توپ و طاقه برای پارچه   سه توپ پارچه ، دو طاقه پارچه
 تخته برای فرش  سه تخته فرش
 دستگاه برای وسایل الکتریکی و امثال آن   سه دستگاه رادیو  ، یک دستگاه ضبط      

 

               

2 )  صفت صفت  :   برخی از صفت ها ، صفت های همراه خود را بیشتر معرفی می کنند .  این صفت با صفت همراه خود یک جا وابسته ی هسته می شوند .

آکادمی کنکور - مثال  رنگ سبز چمنی  >>  در این عبارت ، سبز چمنی یک جا وابسته ی رنگ است .  نَه سبز به تنهایی و نَه چمنی به تنهایی! 

 

3 )  مضاف الیه مضاف الیه  :   مضاف الیه را قبلاٌ بررسی کردیم  .  اسمی است که به کمک کسره وابسته ی اسم دیگر که مضاف نام دارد می شود .خود این مضاف الیه می تواند وابسته ی دیگری مانند خود داشته باشد!  

آکادمی کنکور - مثال ((  کتاب   ِ تاریخ   ِ ایران زمین )) >>  در این عبارت ،   کتاب ،  مضاف ( هسته ) می باشد و تاریخ ،  مضاف الیه آن!    کلمه ی ایران زمین هم که در اینجا با کمک کسره به تاریخ اضافه شده مضاف الیه مضاف الیه است!  

4 )  قید صفت  :   قیدی است که بین یک ترکیب وصفی می آید .  

آکادمی کنکور - مثال هوای خوب ( یک ترکیب وصفی است ) >>  هوای نسبتاٌ خوب >> کلمه ی نسبتاٌ قیدی است برای صفت خوب و  وابسته ی آن است . 

5 )   صفت مضاف الیه  :    صفتی است که در یک ترکیب اضافی بعد از مضاف الیه می آید و آن را توصیف می کند 

آکادمی کنکور - مثال  لباس   ِ دختر   ِ کوچک تر  >>  در این عبارت ، واژه ی کوچک تر ، صفتی است برای برای دختر که در نقش مضاف الیه ظاهر شده! 


نقش های تبعی 

کلمات به طور کلی سه نقش در جملات به عهده دارند . یا اصلی اند ، یا فرعی و با تبعی 

نقش های تبعی تابع گروه اسمی قبل از خود می باشند .  در واقع اگر گروه اسمی قبل از آنها ، نهاد باشد ، آنها نیز نهاد می باشند ، اگر مفعول باشند ، مفعول و ...

در ادامه انواع نقش های تبعی را بررسی می کنیم  :

الف )   معطوف  :   در این حالت ، بین دو کلمه (( واو )) می آید که به آن (( واو )) عطف می گویند .

آکادمی کنکور - مثال  علی و رضا  دوان دوان رسیدند  >> در این عبارت ، واژه ی رضا بعد از (( واو )) عطف آمده و چون علی ( گروه اسمی قبل از رضا ) نهاد جمله است ، 

              رضا نیز معطوف به نهاد می شود .

 ب )   بدل  :   یک اسم یا گروه اسمی است که توضیح دهنده ی گروه اسمی پیش از خود است  و معمولاٌ بعد از ( ویرگول = ، )  می آید .

آکادمی کنکور - مثال  ضحاک ، آن اهریمن مار بر دوش سال ها بر مردم ایران حکومت کرد >>  در این جمله ، عبارت (( آن اهریمن مار بر دوش )) توضیح و توصیفی درباره ی ضحاک است >>  

             بنابراین بدل آن محسوب می شود و چون ضحاک ، نهاد جمله است ، بدل از نهاد نامیده می شود . 

  دقت داشته باشید که گفتیم  (( بدل )) معمولاٌ بعد از(( ویرگول ))  می آید .  اما همه ی اسم ها و یا گروه های اسمی بعد از ویرگول بدل نیستند!! باید توضیح

  و توصیفی در مورد گروه اسمی قبل از خود باشند . 

ج )   تکرار  :   حالتی است که در آن ، یک نقش دو بار در جمله تکرار می شود .           

آکادمی کنکور - مثال  رضا رسید رضا!  >> رضای دوم تکرار است!

 در ادامه چند تا تست رو با هم حل می کنیم  : 


  هسته ی گروه اسمی رو به روی همه ی گروه ها درست است ، به جز :                                          ( سراسری - ریاضی - 94 ) 

      1 ) تعیین ارزش دقیق معنایی عناصر زبان ( ارزش )

      2 ) مجموعه آثار ادبی گذشته ی این مرز و بوم 

      3 ) رابطه ی هم نشینی هر واحد زبانی با واحد زبانی دیگر ( رابطه )

      4 ) کوچک ترین واحد زبانی با معنای مستقیم و غیرمستقیم  ( واحد ) 

        پاسخ  :  برای جواب دادن به این تست فقط کافیه این نکته رو به یاد داشته باشین که در گروه اسمی ، اولین کلمه ای که کسره می گیرد ، هسته است! همین!

         در گزینه ی اول ، اولین کلمه ای که کسره را پذیرفته ، واژه ی (( تعیین )) است ، اما در صورت سوال ، (( ارزش )) هسته در نظر گرفته شده! >> جواب همین گزینه است!

         در سایر گزینه ها ، هسته به درستی مشخص شده !


  در کدام بیت ، (( نقش تبعی )) وجود ندارد؟                                                                        ( سراسری - تجربی - 94 ) 

      1 ) دل اگر بار کشد ، بار نگاهی باری ................................................ سر اگر کُشته شود ، بر سر کاری باری 

      2 ) جمال عارض خورشید و حُسن قامت سرو ................................... تو را رسد که چو دعوی کنی بیان داری 

      3 ) بدین روش که تو طاووس می کنی رفتار ...................................... نَه برج من ، که همه عالم آشیان داری

      4 ) بدین صفت که تویی دل چه جای خدمت توست ............................. که با چنین صنمی دست در میان داری

        پاسخ  :  نقش های تبعی رو که یادتون هست؟!   (( معطوف ، بدل و تکرار ))  .

        در گزینه ی اول >> (( دو کلمه ی (( بار )) و (( باری )) دو بار تکرار شده اند! 

        نشانه ی معطوف (( واو عطف )) است! این مهم در گزینه ی دوم به چشم می خورد   >> (( حُسن قامت سرو ، گروه اسمی است که بعد از

        (( واو)) اومده و معطوف به گروه اسمی قبل از خودشه! ))   و اما در گزینه ی سوم! >> در مصرع اول اگه در معنا دقت کنید می بینید که شاعر صفت (( طاووس ))

        را برای معشوق خویش در نظر گرفته! >> تویی که همچون طاووس هستی! >> در واقع واژه ی (( طاووس )) توصیفی است برای (( تو )) >> پس بدل رو هم پیدا کردیم! 

         اگه یادتون باشه گفتیم که بدل معمولاٌ بعد از (( ویرگول= ، ) میاد! اما همیشه هم اینطور نیست! مخصوصاٌ در شعر! 

         در گزینه ی چهارم هیچ نقش تبعی یافت نمی شود! >> جواب گزینه ی چهارم است! 


    در عبارت (( بعد از دو ساعت انتظار ، گفتند : میدان آماده است . نزدیک خانه ی کدخدا ، زمین بزرگی بود . سیدرضا ، پهلوان ده که به میزان

      تسلط خود بر حریف آگاه بود ، بعد از متر کردن زمین با گامهایش ، به مبارزه شتافت )) به ترتیب بدل ، متمم اسم ، شاخص و ممیز کدام است؟    ( سراسری - زبان خارجی - 94 ) 

       1 ) زمین بزرگی - گامهایش - سید - متر                                                           3 ) زمین - میزان - کدخدا - مترکردن

       2 ) پهلوان ده - مبارزه - کدخدا - ساعت                                                           4 ) پهلوان ده - حریف - سید - ساعت 

        پاسخ  :  بیاید به روش ستونی این تست رو حل بکنیم  :  

        واژگان اول هر چهار گزینه را از لحاظ بدل بودن بررسی می کنیم  :   تنها ، (( پهلوان ده )) که توصیف و توضیحی درباره ی گروه اسمی پیش از خود (( سید رضا ))

        است ، بدل ما می باشد . پس گزینه های اول و سوم حذف می شوند! میریم سراغ ستون بعدی!  کلمات (( مبارزه و حریف )) را از لحاظ متمم اسم بودن بررسی می کنیم : 

        با متمم اسم که آشنا هستید؟!  این متمم مربوط به فعل نیست! یعنی فعل برای کامل بودن معنای خود به اون نیازی نداره! برای تشخیص این مهم باید به فعل جملاتشون توجه کنیم :

       >> سیدرضا ........... به مبارزه شتافت >> فعل از مصدر (( شتافتن )) با حرف اضافه ی (( به )) آمده و بدون آن ، جمله معنای کاملی ندارد! >> سیدرضا ..... شتافت؟! متمم فعله! 

       >> سیدرضا ........... که به میزان تسلط خود بر حریف آگاه بود >> (( بر حریف )) رو میشه حذف کرد! >> سیدرضا ....... که به میزان تسلط خود آگاه بود >> پس متمم اسمه! 

       جواب ما گزینه ی چهارمه!         بیاید این جمله رو بیشتر بررسی کنیم! فعلاٌ که سر جلسه ی کنکور نیستیم!!

       گفتیم که (( بر حریف )) متمم اسمه ، یعنی به فعل مربوط نیست! پس مربوط به کدوم اجزای جمله ست؟!   میریم سراغ فعل جمله! به نظرتون (( بود )) در این جا فعل اصلی

       ماست یا فعل کمکی در ماضی بعید؟! >> (( فعل رو منفی می کنیم! )) >> آگاه نبود >> خود (( بود )) ن منفی را پذیرفته ، پس فعل اصلی است! >> نتیجه می گیریم که 

       واژه ی (( آگاه )) که پیش از فعل (( بود )) آمده مُسند ماست >> (( بر حریف )) در واقع مربوط به مُسند ( یا به عبارتی متمم اسم ) است! 

      

    

  

 

 

 موُلف :  رضا اشرفی 

 آبان ماه 1394 

        

               

                               

          

به این جزوه آموزشی امتیاز دهید:
لطفا برای امتیاز دادن به این مطلب وارد شوید.
تعداد افراد امتیاز دهنده: 2 | امتیاز: 5 از 5